من مطمئن هستم که زمانی که من سریع واکر. شاید برداشت من از این عادت در زمان من آغاز شده در دانشگاه نیویورک. تبدیل شدن به یک واقعی “نیویورکر” شده بود هدف من از نوجوانی من وقتی که من برای اولین بار شروع به توطئه فرار من از من روستایی شهر در شمال نیوجرسی. زندگی بیش از حد آهسته به خانه و راه رفتن مانند یک بومی نیویورکر—سریع و با اعتماد به نفس—چیزی بود که من رفتن به انجام اگر من قرار بود به جا. شاید من مانند کسانی که خود را پنهان لهجه هنگامی که آنها حرکت می کند به شهر. من نمی خواهم من گام به فاش کردن کوچک من-ریشه های شهر.

گاهی اوقات وقتی که من نیاز به فشار توسط کسی که آهسته به من من که دیگر نیویورکر صفت یک جایی که من می گویند “ببخشید” اما آن بیرون می آید و نزدیک به داستین هافمن مشهور در خط Midnight Cowboy: “من walkin’ در اینجا!”

من بخشی از سریع و خشمگین. من می خواهم شیب به خیابان برای جلوگیری از یک درخت کاشته و سپس قدم به عقب بر روی پیاده رو را به رهبری پیش از ارسال پیامک-در حالی که راه رفتن انسان Roombas و کسانی که فقط آهسته همراه است. این نه فقط در مورد گرفتن در اطراف. این یک مسابقه است. اگر نقشه های گوگل تحت مراقبت و مواظبت چشم از آن ماهواره GPS در بالای استراتوسفر تخمین زده می شود که ضربان دار دایره آبی را در رسیدن به مقصد در 11 دقیقه من می خواهم متن دوست من گفت: “شما ببینید در هفت!”

آن را بخشی از مراسم قبل از خواب به زیرچشمی نگاه کردن در آی فون سلامت برنامه برای دیدن چقدر زمین من می خواهم تحت پوشش آن روز. من می خواهم زل زل نگاه کردن در برنامه, نارنجی, نمودار میله ای—مانند نرگس خیره در بازتاب خود را—که نمایش کل مسافت پیموده شده برای من روز, هفته, ماه و سال. من به طور متوسط 4 مایل در روز است. در روز شلوغ که شامل یک اجرا و یک سفر به یکی از بچه های من و مدارس من می خواهم پیدا کردن خطوط در نمودار جاهای تعیینشده فراتر از 8 مایل است. و در حالی که من تا به حال هنوز معامله شد در آنالوگ سواچ برای ساعت اپل من صبح اجرا شد همراه با توقف های صوتی رباتیک در Map My Run نرم افزار که من نگه داشته و بر روی گوشی من برای اندازه گیری سرعت و فاصله. گاهی اوقات من فراموش کرده است که این برنامه در تمرین حالت و صدا را وحشت زده شدن من jolting من از هر دونده افکار پوچ من داشتن.

و بعد از آن همه آمد و توفنده را متوقف کند. من در اتاق خواب من و قرار دادن در دنده تمرین و کفش پانسمان برای اجرا است که هرگز اتفاق افتاده است. من birthed سه انسان با درجات مختلفی از مدیریت درد با اپیدورال, تا زمانی که من به طور ناگهانی احساس سلاح سرد درد در شکم من, من می دانستم که من دچار مشکل شد. در یک مقیاس از 1 تا 10—با 10 شدید ترین درد من تا به حال احساس—من در 12. من hobbled به اتاق اورژانس چند بلوک از خانه بروکلین (خوش شانس جغرافیا وجود دارد). آمبولانس مرا به بیمارستان منهتن که در آن من خواهد بود تغذیه روایت من می خواستم به این باور است: مسمومیت غذایی.

آنها jacked من با مورفين و به من به خانه فرستاد. من بلیط برای دیدن ملی که شب و برای چند ساعت از دست رفته است که کنسرت به نظر می رسید مانند بدترین بخشی از روز است. اما یک شبه من delirious با درد است. 3 بعد از ظهر روز بعد من crawled شده—بدون اغراق در اینجا crawled—به Lyft که من در زمان بازگشت به ER. پس از آن من تا به حال خارج از کنترل عفونت در شکم من. من در حال مرگ بود. پزشکان با عجله مرا به جراحی اورژانس دارد. هفته بعد شد یک کابوس از چندین بیمارستان و عوارض, اما من می دانستم که من یکی از آنهایی که خوش شانس. فروتن با هر جنبه ای از من نزدیک به مرگ, تجربه, من سپاسگزار است که من نگه داشته و تمام ارگان های که من رفت و هرگز به شوک و این که من که قرار بود به بهبودی کامل.

زمان گسترش یافته است. من تا به حال راه می رفت به بیمارستان در آخرین summerlike روز در اواخر ماه سپتامبر; زمانی که من آمده از این مصیبت که من پیدا کردم خودم در نظر گرفتن اولین گام واقعی در خارج در میان طلا و برگ قرمز از اواخر پاییز بعد از ظهر. هر چند که من می تواند راه رفتن من شفا از عمل جراحی بود و اجازه خم شدن به حیوان خانگی گربه من و یا انتخاب کنید تا یک کاهش یافته و آی فون. این فیزیوتراپیست در بیمارستان پیشنهاد من سفارش سنگین بلند به کار گرفته grabber از آمازون. به زودی وب سایت تبلیغات هدفمند الگوریتم سعی در فروش من عصا و واکر بیش از حد. من در 40s اما من نقل مکان کرد و با چابکی از کسی که دو بار در سن و سال من. من تا به حال نیز از دست داد 30 پوند من لازم نیست به از دست دادن و من احساس ضعیف به دلیل آن است. در آن هفته اول من در راه رفتن به اندازه کافی با ارنج زدن به نوار گراف در این برنامه درمانی تا در هر نقطه نزدیک به یک مایل. من سخت به دست آورده تند, نیویورک, گشاد گشاد راه رفتن و کاهش به یک به دقت طراحی شده تصادفی. آهسته کلمه بود از روز هر روز.

اوایل تلاش برای استفاده از مترو به عنوان دلخراش آن را به عنوان بی پروا. در حالی که من مطمئن ساخته شده به سفر قبل از ساعت شلوغی, من را فراموش کرده بود چقدر نیویورکی jostled درآورده و هر یک از دیگر. من باید بهتر شناخته شده اند که من هنوز هم نیاز به کمک از بازدید از پرستاران. پس از آن مترو آزمایش من درمانگر فیزیکی محدود من به کابین. آن نبود تا فوریه زمانی که من پاک شد به F قطار از بروکلین به بزرگ مرکزی که با شکوه حرم به پا مسافران.

تصویری: سام توپ

من صعود تا از روده ها از شهر و پا بر روی شلوغ پیاده رو. Presurgery من پرنیان رویکرد به حرکت از طریق منهتن همه چیز در مورد پیش بینی دهانه لغزش های گذشته این گروه از مردان در پاتاگونیا جلیقه پیاده روی سه پهلو به پهلو برش در مقابل آیفون معتادان scooting در اطراف دو گسترده کالسکه رفتن برای کلید های میانبر و بازی. آن را راه داد به یک نوع متفاوت از بازی. من آن را در سراسر خیابان قبل از نور تغییر کرد ، گاهی اوقات من نیست. من به عنوان من به زودی کشف شده در دیگر ابعاد.

آهسته راه رفتن را از طریق midtown یکی وارد این عرصه که در آن مردم با پرواز مانند عوامل از ماتریس. من راه می رفت با افراد مجروح و معلول. شما را تا پایان با کسانی که سهم خود را به سرعت. وجود دارد یک اشاره از خوب لباس پوشیدن آقا سالمندان ارائه یک نگاه است که گفت:, “آیا شما در این دیوانگان?” من در ترس از نابینایان به عنوان آنها طی این شهرستان با خدمات خود سگ. چگونه آنها آن را انجام دهد ؟ من متوجه کارگر مراقبت در منزل برای قدم زدن هل دادن صندلی چرخدار از کسانی که خود مسئول هستیم. چگونه می تواند از من شکایت در مورد اینکه آهسته که من خوش شانس به اندازه کافی به راه رفتن ؟ گاهی اوقات من دیدم افرادی مثل من: بیش از حد جوان به راه رفتن تا به آرامی.

من با اقتباس از قوانین این واقعیت جدید. من بررسی نقشه های گوگل راه رفتن برآورد و سپس به آن دو هنوز هم اغلب پس از رسیدن دیر است. من هم شد خدا را شکر که من هرگز در اطراف برای به روز رسانی به اپل سازمان دیده بان. اگر من تا به حال شده است با پوشیدن یک, آن را ارائه یکی دیگر از متریک برای من به عنوان خوانده شده و به خود قاضی یکی دیگر از راه به شکست است.

به عنوان من حوصلگی همراه کسانی که در اطراف من بود آه با دلخوری و یا پوست نسخه های خود را از نیویورکر را ببخشید. من در آن لحظه در گیر من نسخه دیکنز’ A Christmas Carol. اما وجود دارد هیچ شبح به من نشان می دهد در اطراف. او بود که لازم نیست. من دیدم که چگونه من استفاده می شود. من احساس شرم بلکه به عنوان من puttered همراه من تا به حال شانس به اطراف نگاه کنید.

من peered در هود-زینت-مانند gargoyles در ساختمان کرایسلر. هنگامی که آخرین باری که من متوجه آنها است ؟ من جاسوسی هشتاد ساله, زن و شوهر راه رفتن دست در دست. می توانم پیدا کردن کسی که به آهسته راه رفتن با من ؟ کسانی که در راهپیمایی با من در ما مراقب راه رفتن می دانست اسرار این کندتر شهر. ما چیزهایی را دیدم. ما شاهد تعاملات روزمره دیگران از دست رفته است. من مورد مطالعه فروشگاه ویندوز مانند برخی از شخصیت از فیلم های قدیمی. من پر my Instagram خوراک با عکس از درختان و پرندگان و بازتاب در باران خیابان های پوشیده—چیزهایی که فقط آهسته واکر اطلاع می دهد.

من به دنبال بخشش برای خود. من می خواستم بپرسم کسانی که دیگران انجام آهسته الکتریک اسلاید از طریق midtown به آمدن نزدیک تر است. بیا اینجا آهسته-واکر و راه رفتن با من. دقیقا همان چیزی بود که من عجله ؟ این شهر من در مورد خواب و در حال حاضر زندگی می کردند که چرا با عجله به عجله در سراسر آن ،

در اوایل آوریل گام من آمد. من حتی دوباره در حال اجرا هر چند من متوقف شد و با استفاده از یک برنامه ردیابی به عنوان من دیگر در مورد مراقبت سرعت من. من هنوز هم بررسی می شود که در نمودار میله ای در داخل برنامه بهداشت. من این نیمی از عادت و نیمی از آنجا که من نیاز به گرو پیشرفت من (و یا پس خودم گفتم). من به تماشای نوار صعود به بالا به چند مایل در هر روز بلندتر از قبل شواهد تجربی که من از بازگشت خود به. در اینجا چیزی است که با تمام داده ها: در ماه های منتهی به سلامت من ترساندن Map My Run ثبت یک کاهش مداوم در حال اجرا در زمان. سرعت من به طور مداوم کاهش بیش از یک دقیقه است. من سر به دکتر برای پیدا کردن دلیل چرا ؟ هیچ. من اضافه شده و مسافت پیموده شده به جای. من نمی تواند کمک کند اما فکر می کنم که اگر من هشدار توجه کسانی که تنبل اجرا می شود شاید من می تواند به جلوگیری سلامت من افتضاح.

در یک روز زرق و برق دار در بهار گذشته من آمد از مترو در پارک برایانت. وجود دارد در مقابل من یک بار دیگر این بود که همه جا انسان gridlock. من در عجله و ترس له از مردم ایستاده بر روی پله ها مرا لغزش پشت به من رفت و آمد حالت پیش فرض. و سپس این کلمات فرار مثل یک نفرین باستانی: ببخشید. من خودم کاهش سر من و امید برای پنهان کردن این واقعیت است که آن را به حال شده است من که آنها را به زبان آمده.

حتی در حال حاضر که من به اندازه کافی سالم کاملا به ضرب و شتم کسانی که نقشه های گوگل پیاده روی پیش بینی های من گاهی اوقات کاستن سرعت من در هدف در حالی که من راه رفتن. من به اطراف نگاه می شود در حال حاضر متوجه همه چیز. و وقتی که من احساس نیاز به نسیم توسط کسی که من را متوقف خودم دانستن حقیقت من باید شناخته شده در تمام طول چیزی است که من نمی نیاز به یک برنامه به من بگویید: آنها پیاده کند چرا که آنها نمی تواند راه رفتن سریع.


بزرگ تر سیمی داستان
  • دره سیلیکون خراب کار فرهنگ
  • رفتن فاصله (و فراتر از آن) برای گرفتن ماراتن متقلب
  • ناسا حماسه قمار به خاک مریخ به زمین
  • احسان توسط از دست رفته زایمان? اطلاعات زرنگ و دانا تکنولوژی کمک می کند
  • این آتش سوزی عکس یادآوری مداوم از هرج و مرج
  • 👁 تاریخچه راز از صورت به رسمیت شناختن. به علاوه آخرین اخبار در مورد هوش مصنوعی
  • ✨ خود را بهینه سازی صفحه اصلی زندگی ما با دنده تیم بهترین میدارد از ربات خلاء به قیمت مناسب تشک هوشمند بلندگو

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de