“کاملا وحشتناک” دانشمندان در مورد انفجار بیروت و چگونگی مقابله با پس از آن بحث می کنند

ساکنان بیروت به زودی پس از انفجار ۴ اوت شروع به پاکسازی شهر خود کردند. محققان در حال آزمایش نمونه های هوا و گرد و غبار برای ترکیبات سمی هستند.

AP Photo/Hassan Ammar

يک ماه پيش، امروز، ۲۷۵۰ تن نيترات آمونيوم در بندر بيروت منفجر شد و بيش از ۲۰۰ نفر کشته و ۵۰۰۰ نفر ديگر مجروح شدند و ۳۰۰ هزار نفر از ساکنان موقتا بی خانمان شدند. این انفجار که بندر اصلی لبنان و خانه ها و کسب و کارهای اطراف آن را در ویرانه ها ترک کرد، همه گیر COVID-19 را در کشوری که با رهبری نامحبوب، بدتر شدن بحران اقتصادی و نرخ فقر 55 درصد نیز دست و پنجه نرم می کند، تشدید کرده است.

ساکنان بیروت که مسلح به جارو و بیل بودند، خیلی زود برای پاکسازی شهرشان به خیابان ها ریختند و اکنون بازسازی آغاز شده است. علم خودی با سه دانشمند که از طریق انفجار زندگی می کردند و در حال حاضر در حال مطالعه پس از آن صحبت کرد.

این مصاحبه برای ایف و وضوح ویرایش شده است.

سلیم ادیب اپیدمیولوژیست دانشگاه آمریکایی بیروت (AUB) و مشاور وزارت بهداشت عمومی لبنان است. او به مطالعه توزیع و علل بیماری های غیر قابل ارتباط از جمله سرطان، و اقدامات پیشگیرانه بهداشت عمومی می پرداخت.

نجف سالیبا شیمیدان جوی و مدیر مرکز حفاظت از طبیعت AUB است. تحقیقات او بر آلودگی هوا و دگرگونی شیمیایی آئروسل ها تمرکز دارد.

رولا هوسنی رئیس بخش بیماری های عفونی و برنامه کنترل عفونت در بیمارستان مرکز پزشکی دانشگاه آمریکایی لبنان-ریزک است. او کنترل عفونت را در پنج بیمارستان پیشی می گیرد و اغلب با وزارت دفاع ملی تعامل می کند.

س: وقتی انفجار در ۴ اوت رخ داد کجا بودید؟

S.A.: داشتم توي يه دفتر 500 متري از انفجار صحبت ميکردم در ابتدا چیزی شنیدیم که شبیه انباری از ترقه های کامل بود که خاموش می شدند. می توانستم دود بیرون آمدن از بندر را ببینم و بعد این صداها به نوعی محو شدند و گفتم: «به نظر می رسد تمام شده است.» بعد انفجار بزرگی رخ داد و صدای وحشتناکی شنیدم، یک سر و صدای شوم. ابر عظیمی را دیدم که در مسیرم چشمک می زد. من از طریق جنگ داخلی در لبنان زندگی می کردم، اما این لحظه ای بود که مطمئن بودم قرار است بمیرم.

بعدها متوجه شدم که به عقب افتادم، و بعد یک میز بزرگ به نوعی بالای سر من افتاد. دو دیوار پشت سر من فرو ریخت. خودم را از زیر آوار کندم و ساختمان را ترک کردم. بعد از آن فقط روی مهربانی غریبه ها حساب می کردم تا به من نگاه کنند و مرا به داخل منتقل کنند. این هرج و مرج کامل در بیروت بود. هرج و مرج کامل . در ER در دانشگاه آمریکایی بیروت، آنها اقدام به منگنه کردن و بستن زخم های من.

ن.اس: من تو خونه بودم و با دو تا از دوستام ملاقات زوم داشتم ما در مورد اینکه تحقیقات محلی ما چقدر به جامعه علمی جهانی مربوط می شود بحث می کردیم. این چنین گفتگوی نشاط آور بود. بعد این اتفاق افتاد. اولین انفجار احساس زلزله می کرد. هر کدوم از ما توي تماس ميخواستيم به سمت عزیزانشون فرار کنيم بعد از آن روز فهمیدم که یکی از دوستانم بر اثر انفجارها مجروح شده است.

س: در بیروت روی زمین چه دیتی؟

S.A.: برخی از دیدگاه ها در خیابان به شدت بود. کاملا وحشتناکه . اجسادی بودند که در یک تکه سیندر شده بودند—به یک تکه زغال تبدیل می شدند. من فقط ميتونستم خودم رو توي پومپي تصور کنم روزي که وسيوس منفجر شد و مردم رو به توده ي ويتريد تبديل کرد خانه مادرم در محله جمایزه فاجعه دیگری بود. آن جامعه پر از افراد مسنی است که در تمام عمر خود در آنجا زندگی کرده اند. ساختمان های زیبا، میراث قدیمی—همه به شدت آسیب دیده اند. لبنان در حال ورشکستگی است-هم دولت و هم شهروندان. حتی به عنوان یک دکتر و یک استاد در AUB، من فکر نمی کنم من می توانم آنچه که باید انجام شود تا آپارتمان مادرم دوباره قابل زندگی است.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *