هوش مصنوعی آر و (تا حدودی) نظری آینده از یک تکنولوژی سوخت FBI

نمایی از Washington DC, از فردا, گزیده ای از سوختگی در: یک رمان واقعی رباتیک انقلاب است.

سوختگی در: یک رمان واقعی رباتیک انقلاب است که technothriller
به دنبال شکار یک تروریست را از طریق خیابان
آینده واشنگتن, DC. بیش از 300 واقعی توضیحات و
پیش بینی (با تدریس کسری) در حال پخته به داستان و پژوهش
برای آن بازه زمانی از نصب و راه اندازی آخرین کار اتوماسیون گزارش به
مصاحبه با هوش مصنوعی دانشمندان و آب-سیستم امنیت سایبر ، این فصل اول که در آن ما با شخصیت اصلی FBI
نماینده ویژه لارا کیگان که در پاسخ به شرایط اضطراری هشدار در
واشنگتن و اتحادیه ایستگاه. به زودی کیگان اختصاص داده خواهد شد برای تست
یک روبات پلیس ابزار و به راه اندازی توطئه که
متفکر است که با استفاده از برش لبه تکنولوژی به اشک ملت از هم جدا.

مرد چرب ریش قرمز و بافته وایکینگ-سبک موهاک تا به حال به احتمال زیاد شسته شده در یک زن و شوهر هفته اما راهی که او در گهواره خود را AR-15 تفنگ حمله روشن ساخته است که او در زمان مراقبت از آنچه بیشترین اهمیت را به او. و نماینده ویژه لارا کیگان از FBI در واشنگتن دفتر درست را شرط یک ماه حقوق وایکینگ تمیز که سلاح هر و هر روز.

سمت eyeing او را از طریق مسافر سمت پنجره از یک مورخ سیاه Chevy Tahoe SUV کیگان با ظرافت خورده موم-کاغذ-نازک نارنجی-رنگی nanoplastic که او تا به حال گذاشته شده در این خودرو به داشبورد. آن را به چیزی برای انجام در حالی که آنها منتظر در ترافیک به علاوه آن را نگه داشته و دست او قابل مشاهده برای وایکینگ ها را ببینید.

همه چیز از لوئیزیانا در خیابان به اتحادیه ایستگاه بود که در وقفه. چند درایور honked در نا امیدی اما بقیه وسایل نقلیه idled بدون شکایت. که ساده ترین راه برای بگویید که تا به حال بشر در چرخ; ماشین آلات می دانستند نه به اتلاف انرژی خود را در ناکارآمدی عاطفی است.

کیگان ساخته شده مطمئن شوید که nanoplastic طلا یک سویه رشته بود و هم تراز با چین و سپس به آرامی کشیده و در برابر از ورق. او به عنوان یک وانت آبی رخنه کرد به خط بعدی به آنها مسدود کردن نظر او از وایکینگ ها. پدر و مادر در صندلی های جلو بودند نادیده گرفتن آنها دو بچه در پشت تجارت مشت بیش از یک چمدان wedged بین آنها است. او امید خود را به خاطر آن بود پایان به جای شروع از یک تعطیلات خانواده.

وانت نقل مکان کرد و یک پا به جلو و او بهتر از وایکینگ ها. AR-15 بود airbrushed یک لکه لکه خاکستری و سیاه و سفید. بنابراین او می خواهم kitted آن را برای مبارزه با شهری عملیات. و بله آن وجود دارد. Peeking از زیر مرد ریش قرمز شد و تاکتیکی گلو میکروفون. این همان نوع فقط یک بار استفاده شده توسط تیم عملیات ویژه طراحی شده برای اجازه می دهد subvocal, hands-free, ارتباطات در یک درگیری. در حال حاضر هر کسی می تواند خرید یک.

گام بعدی در ساخت مورد نیاز کیگان به نگاه کردن فقط برای یک میلیونیم ثانیه. او با دقت تضعیف یک سوزن مانند ستون فقرات در داخل چین خورده ورق.

“سلام جهان” او گفت: بی سر و صدا به خواندن سرود باردار برنامه نویسان کامپیوتر قدمت قبل از پدربزرگ و مادربزرگ او در روز.1

به عنوان او به سرعت به عقب نگاه کرد به سمت, به اطمینان حاصل شود وایکینگ نشده بود نقل مکان کرد چین در نارنجی ساختار باز کرد تا به یک اوریگامی شکل روباتیک praying mantis شش کوچک hairlike, پاهای, unfurling.2

آن را به کیگان یک لحظه از رضایت به می دانم که او می خواهم ایجاد شده تنها چیزی که به نظر می رسید در حال حرکت بود ،

SUV منتقل کل یک پا و سپس braked سخت به اندازه کافی به نوک آخوندک بیش از. یک تازه شسته سیاه چهار درب sharecar wedged خود به خود لین صرف اینچ جلوتر از کثیف قرمز هاچ بک با کرک سقف پانل های خورشیدی. این فقط یک کوچک زد و خورد در همه جانبه جنگ بین میلیاردها خطوط از نرم افزار کد هر مبارزه برای ایجاد جامعه تابع هموار در حالی که به طور همزمان و درهم کوبیدن بیش از رقبای خود را در بازار.

“ربات مبارزه با آمدن” گفت: Keegan. “دو اتومبیل است.”

یکی دیگر از gleaming ماشین سیاه و سفید braked اجازه دهید به وسایل نقلیه دیگر منتقل می کند. این همه بخشی از بازی است. یک خودرو ممکن است قرار گرفتن در لبه ترافیک خط به اندازه کافی نزدیک به بلوک های همسایه lane, اما به اندازه کافی برای تنظیم کردن خودکار تشخیص پروتکل فریب همتای خود را به توقف به خزش در اطراف درک مانع است. یا آن را ممکن است آنچه ناوگان ماشین شدند تا به آشکارا. اگر دو وسیله نقلیه شناسایی رقیب شرکت ماشین پشت سر آنها راه اندازی یک حرکت صفحه رانندگی به صورت موازی در کمترین حقوقی با سرعت.

و کیگان گیر کرده بود پشت این همه بازی با یک ربات در صندلی مسافر در تلاش برای چشم پوشی از یک تازه وارد عامل عصبی بهره برداری از یک چرخ فرمان مورد نیاز است که هیچ چیز از او است.

“شما باید تماس بگیرید و شکایت خود را به شماره” گفت: نماینده ویژه Aiden گریفین. “یا من باید نادیده گرفتن و پاک کردن یک مسیر؟” او شده است می خواهم از FBI آکادمی کمی بیش از یک سال و هنوز هم تا به حال که بیش از حد مشتاق صدای که چرا او تا به حال پشتیبان-راننده ،

که تنها قربانی این سیستم را به الگوریتمی خدایان بهره وری— اجرای قانون خودرو پروتکل بوده است مورد نیاز برای قانونی کردن خودروهای. همزمان با سیگنال های برد کوتاه رادیویی موج و آژیر, انفجار, جنگ برای سرعت و موقعیت را بس و تمام وسایل نقلیه مورد نیاز بود به جلو و به سمت جاده.

“هیچ چیز دست نزنید,” کیگان فرمان. “شما که و ‘اف بی آی دیده می شود در راه به اتحادیه ایستگاه’ خواهد بود در نکته قبل از ما حتی آن را به یک بلوک,” او توضیح داد.

درایو را به خارج از مرکز شهر ایستگاه قطار و مترو hub تا به حال شده است یک عملیات برنامه ریزی شده فقط یک پاسخ سریع به یک فلش هشدار که لازم FBI حضور. آن را به احتمال زیاد یک تعقیب غاز وحشی اما آنها تا به حال به فرض آنکه در پشت آن خواهد بود نظارت بر هر گونه فعالیت های مورد علاقه در این منطقه است.

Griff شروع به چیدن در کف کفش خود را به عنوان تنش ساخته شده با زدن یک سنگ کوچک است که تا به حال بدست تسلیم در یکی از پشته. عصبی تثبيت اذیت کیگان به خاطر او نبود نگه داشتن چشم خود را بر روی محیط زیست خود را.

“من با بقیه اما چه کلاه برای؟”

هر روز Griff آمد به کار به عنوان اگر برای یک raid: براق خاکستری تاکتیکی و شلوار خیلی تنگ سیاه و سفید آستین سنسور-شکست پیراهن. او همچنین عینک های دست و پا گیر تاکتیکی جلیقه که او همیشه در تلاش برای پیدا کردن یک دلیل برای پوشیدن دارم.

“نگه می دارد خورشید خاموش,” او گفت: از گره سیاه و سفید دیده بان کلاه او کشیده بود پایین و تقریبا دست زدن ابرو.

“به طور جدی ؟ این یک کلاه زمستان.”

“عرق می شود در چشم من در غیر این صورت.”

“از آنجا که شما در حال پوشیدن کلاه.” او به عقب برداشت یک ballcap با “اف بی آی” در جلو و ارائه آن را به او. “در اینجا این است که در واقع آنچه شما نیاز دارید.”

“Nah, من, خوب,” او گفت:.

او پرتاب کلاه خود را به پشت آنها. “کت و شلوار خود را,” او گفت: نقطه ساخته شده است.

او را برداشت تا اوریگامی ربات کردن داشبورد و شروع به حرکت آن را به عقب و جلو از طریق هوا راه بچه بازی با اسباب بازی هواپیما. فراگیر آن را به آرامی در سراسر افق چشم او دنبال چه چیزی اتفاق می افتد در این فاصله در پشت آن.

“بله راست وجود دارد. فقط در مورد شما 2 ساعت است. یکی از پایین آمدن از توزیع تسهیلات در پست‘s, پیر چاپ گیاه در کالج پارک.”3 زوم آخوندک بازگشت او با هدف مثلثی نقطه سر آن در هشت روتور تحویل هواپیماهای بدون سرنشین به پرواز در بالا یک خط فرضی در حال اجرا از ربات کوچک به بزرگتر یکی در آسمان است.4

“به عنوان چیزی که مگس به تحویل آن آب چغندر یا یدکی شارژر و یا هر چه آن را فقط خیساندن تا داده به معدن و فروش. که در آن پول واقعی است. به شما در تنظیم کردن آژیر و آن را پرچم ما به هر کسی که خرید که هواپیماهای بدون سرنشین خوراک در حال حاضر.” کیگان نوک ربات کوچک در جهت وایکینگ. “وجود دارد هیچ گفتن چه دوست ما با AR-15 را واکنش نشان می دهند به هیجان.”

“ما در حال گرفتن بیش از حد طولانی هر چند” Griff گفت.

که تازه وارد درست بود. او با استفاده از رباتیک آخوندک منقار مانند یک قلم و بهره برداری از آن در زمان “به مقصد” گزینه در این خودرو به نمایش نقشه. در عجله آنها تا به حال شده است قادر به ذخیره یکی از جدیدتر وسایل نقلیه در FBI ناوگان به طوری که صفحه نمایش های قدیمی-مدرسه سخت-صفحه نمایش نوع و نه از سر تا صفحه نمایش که پیش بینی شده بر روی پنجره.

او نمی نیاز به هر چیزی می گویند. آن را خوانده بود هفت دقیقه زمانی که آنها در سمت چپ و آنها در حال حاضر شده است در SUV برای 12 دقیقه با یکی دیگر از شش بلوک به رفتن. هیچ برنامه ای جان سالم به در اولین تماس با دشمن و یا DC ترافیک. پس از آن زمان آن را تغییر دهید. کیگان فشرده FBI پین در ژاکت خود را برگردان که دو برابر به عنوان دکمه ارسال برای رادیو.

“کنترل این کیگان. ما اینجا گیر کرده. اجازه به خارج و پای آن؟”

او می تواند بشنود Griff ‘s آرام ناله در این ایده از ترک خودرو در سوزان روز بهار.

“ما می توانیم قطع در سراسر پایین سنا پارک و رسیدن به آنجا در زمان آن خواهید ما را به حرکت به یکی دیگر از نیم بلوک در این ماشین” او گفت:. کیگان عمدا استفاده رسمی عنوان فضای سبز است که تقسیم سنا ساختمان های اداری از اتحادیه ایستگاه دانستن اینکه چه نقشه دیوار پشت در FBI مرکز عملیات نمایش داده می شود و نه از آنچه وایکینگ ها و هر کس دیگری می توانست آن را به نام: Patriots اردوگاه.

در earbud در گوش راست کیگان می تواند شنیدن صدای منشی دستیار نماینده ویژه مسئول هریسون Noritz داشتن خفه گفتگو با دیگران در مرکز عملیات.

“من فکر می کنم که حس می کند” Noritz پاسخ به طور مستقیم به کیگان. “شما در حال حرکت و نه در چیزی بیش از راه رفتن با سرعت به هر حال. اما استفاده از اختیار داده … حساسیت وجود دارد.”

“شما شنیده ام مرد” کیگان گفت: Griff, crumpling اوریگامی ربات در دست او و لغزش مچاله کردن nanoplastic به جیب خود. “تنظیم آن را بر روی ارور. هیچ حس در FBI ملک دمیده شدن در ایستگاه پارکینگ همراه با ما.”

نیاز به کسب اجازه از انسان بوروکراسی Griff به دستگاه خود اجازه, تنظیم خودرو در پرسه زدن تا زمانی که فراخوان به درایو مورد تا زمانی که به نام بازگشت به محل سکونت خود را برای وانت. خودرو به سرعت lurched به جلو چند اینچ است. “در حال حاضر شما شروع به حرکت” Griff huffed. اما آن را تنها autodrive بازنشانی به دقیق تر برنامه ریزی شده به دنبال فاصله در آن ترافیک پروتکل.

به عنوان کیگان ناودان مسافر سمت درب بسته او به یک دست کف دست زدن بر روی SUV پنجره به عنوان اگر به ماشین بالا پنج. تیتانیوم او حلقه عروسی ساخته شده اطمینان پینگ آن را به عنوان مسلمان در برابر شیشه است. Griff نگاه کرد و به کیگان یک thumbs-up که نیست مورد نیاز است. با کف دست زدن بود فقط یک آیین کیگان از زمانی که او می خواهم به خروج وسایل نقلیه زره پوش در مراتب خطرناک تر ،

به عنوان او در اطراف نقل مکان کرد آبی, مینی ون, Keegan دیدم پدر افزایش استدلال jabbing هوا با انگشتان دست خود را در حالی که او فریاد زد بچه ها. Asshole. او همچنین می توانید ببینید که وایکینگ ها نقل مکان کرده بود و نه در یک راه خوب. او لب باز کردن و بستن در قطع سبک حرفه ای های سریع به روز رسانی با کسی که در انتهای دیگر از فرمان شبکه. مهم تر از انگشت خود را به حال flicked کردن ایمنی و نقل مکان کرد به تفنگ ماشه را نگهبان.

کیگان راه می رفت به آرامی به سمت وایکینگ با دست او برگزار شد کف دست ، “دست که در آن او می تواند آنها را ببینید” او hissed در Griff.

به عنوان آنها بسته کیگان گرفتار بوی که آشنایی با بوی بز عبور با شکستن رایگان تمیز کردن حلال. او می شده است درست در مورد هر دو مو و تفنگ.

“این به اندازه کافی” growled وایکینگ ها.

کیگان متوقف شد و اسکن منطقه جلوتر از او. او ایستاده بود در نزدیکی شروع یک خط مرکزی است که فرار از این اردوگاه که فنر بود تا در هفت بلوک از پارک مرز ساختمان کاپیتول. یک ردیف از چادر فرار در امتداد هر طرف مسیر پوشش زمین است که اعضای کنگره تا به حال شده است با استفاده از به عنوان یک منطقه فرود به صورت مستقل و شخصی هواپیما. هیچ کدام از چادر بودند یونیفرم, در اندازه گرفته از بهبود مبارزه با پناهگاه—ارتش نسخه از یک فرد pup چادر—عظیم AirBeam بادی باراک ساختمان. اینجا و آنجا چند رنگی غیر نظامی و چادرهای livened تا شن و ماسه و جنگل سبز نظامی مازاد. اما این که هر گونه بهم ریختگی به پایان رسید. همه از آن مربع و به عنوان پاک به عنوان می تواند. حتی شن در مسیر شده بود به تازگی raked به wavelike الگوهای از یک باغ ذن; هر کس که وظیفه بود و آشکارا در خدمت INDOPACOM.

“شما می دانید توافقنامه” وایکینگ گفت: او به عنوان نوک تفنگ به سمت لبه سیمان که هدف از آن فقط قبل از اینکه پای خود را. “هیچ پلیس در داخل. تنها کسانی که از پرداخت حق خود. گام سبز و خانواده خود را دریافت کنید سنجش به شما تحویل داده . . . دوباره.”

کیگان هنوز هم عصبانی شدم هر بار که تصویری از این رویارویی فلش از طریق تغذیه. DC پلیس رفته بود در گنگ تفکر آنها می تواند بر انگیختن کردن اردوگاه با همان تاکتیک هایی که در کار عصبانی دانش آموزان و یا کشاورزان است. اما باتوم و اسپری فلفل شد هیچ چیز برای یک زن و شوهر هزار و جانبازان که می خواهم از طریق به مراتب بدتر است. هیچ کس هنوز آماده برای کپی کردن آنچه که ژنرال داگلاس مک آرتور انجام داده بود به این جایزه تاکید بیش از یک قرن قبل از آن را در مخازن.5

بنابراین به جای یک آتش بس ساخته شده بود. ترافیک اجازه داده شد در خیابان ها زد که از طریق پارک ها اما همه چیز را در میان—در حال حاضر شناخته شده به عنوان پرستان اردوگاه شد که جانبازان چمن برای اجرا به آنها مناسب دیدم. حداقل تا زمانی که کنگره پرداخت.

“نه یک پلیس اما یک عامل فدرال,” کیگان گفت. “از همه مهمتر من یکی از شما. من فقط به عنوان حق بود در اینجا به عنوان شما انجام دهد.”

پشت وایکینگ یک زن پدید آمده از یک چادر در پارک لبه. آن pixelated کویر قهوهای مایل به زرد آشکارا نظامی مازاد با یک علامت کارگردانی روزنامه نگاران به ثبت نام وجود دارد. کیگان می دانستم که به اندازه کافی در مورد الکترونیک, هر چند به رسمیت شناختن است که آرایه ای از آنتن peeking از بالا صرفا برای لینک دادن به شبکه های خبری. زمانی که DC پلیس سعی کرده بود به طوفان اردوگاه جانبازان پرتاب کرده بود تا یک دیجیتال محاصره نه فقط متراکم رادیوهای اما حول خیلی سر و صدا الکترونیک که پلیس’ نظارت هواپیماهای بدون سرنشین تا به حال به معنای واقعی کلمه سقوط از آسمان است.

بود در اواخر دهه بیست سالگی کوچک با مشکی مات ابرو میخ و dreadlocks. در حالی که وایکینگ ها در سبز دیجیتال camo قطع بالای زانو به یک جفت کهنه, کوتاه, Dreadlocks بود در آبی نیروی دریایی coveralls. به عنوان او آمد نزدیک کیگان جاسوسی به نام “ریشتر” دوخته شده در سمت راست و همچنین آبی و قرمز راه راه از ریاست جمهوری واحد استنادی در آستین خود. و این واقعیت که او انجام شد هیچ سلاح نشان داد او بالاتر بود تا در اردوگاه صفوف.

“همه چیز OK, قرمز ؟” او پرسید: به دنبال تنها در وایکینگ که اگر دو مامور اف بی آی وجود ندارد. کیگان سعی کردم به لبخند در, به طور معمول, خلاق, خدمات مستعار.

“این خانم پلیس می گوید که او می تواند در آمده است که او یکی از ما است.” “شما نمی گویند” ریشتر در پاسخ خم شدن به جلو به او خیره شد به طور مستقیم در کیگان. او نفس بوی نعناع stim آدامس که در زمان کیگان به خود استقرار و هوس است که به دنبال. “آن را اثبات کند.”

کیگان به آرامی تحت فشار قرار دادند تا برسه به درست زیر آرنج است. وجود دارد 1 اینچ پایین تر از آرنج و 2 اینچ بالاتر از مچ دست بود و یک خال کوبی عقاب بالا جهان عبور توسط یک لنگر. سه نام گرفتند و در زیر آن در هر یک از فونت های مختلف: کشتی, رودریگز, Anton. کیگان تحت پوشش, تا تو با دست خود فقط به نشان می دهد که آن اندازه با توجه به مقررات دریایی درست مثل او می خواهم به انجام این کار برای او NCO صبح روز بعد از او می خواهم دوباره به بازداشتگاه با آن است.6

ریشتر تکان داد او را تایید نمی داشتن به چه بخواهید این سه نام به معنای. “چگونه در مورد شما?” او پرسید: Griff.

قبل از او می تواند پاسخ کیگان گفت: “او با من. ما فقط نیاز به قطع طریق به ایستگاه.” Griff عصبی cracked پنجه خود را در حالی که ریشتر به طور خلاصه نگاه او را بیش از.

“هیچ می توانید انجام دهید.” در حال حاضر او تنها نگاه کیگان نادیده گرفتن Griff دوباره. “تنها کسانی که خدمت کرده است.”

نبود زمان به استدلال می کنند.

کیگان تبدیل به Griff. “سر به عقب به خودرو. لینک با من هنگامی که شما وجود دارد.”

Griff مانند نگاه او به استدلال می کنند با او—آکادمی قطعا نمی آموزش به شما برای ترک شریک زندگی خود را در یک اردوگاه پر از معترضان مسلح—اما کیگان او قطع.

“من خوب خواهید بود. هر یک از آنها می تواند شات من در سپاه پس چرا آن را انجام دهد در حال حاضر ؟ حرکت” او گفت: بیشتر یقین سیگنالینگ سفارش. “ما همین حالا هم به زباله.”

در آن Griff تبدیل شده و به رهبری بازگشت به SUV که تا به حال تنها محور خود یکی دیگر از 7 ،

در کیگان بی صبری ریشتر در نگاه او quizzically. “من این قرمز” او گفت: به وایکینگ ها. “من اسکورت خود را از طریق.”

“بله خانوم” او گفت: زنجیره ای از فرمان روشن است. ریشتر motioned برای کیگان به دنبال دارد.

کیگان به حال احساسات متناقضی در مورد آن است. او می خواهم خواسته شده است به مارس بیش از یک بار است اما در هر زمان. او می خواهم متنوع او بهانه—گاهی اوقات آن را یک FBI دوره آموزشی او ادعا کرد که او نمی تواند از بار دیگر یک تعهد خانواده است. اما واقعا چرا که او فقط نمی خواهم که در آن همه تا به حال به پایان رسید.

البته او را درک خشم خود را. این ترکیب سمی از یک فروپاشی اقتصادی و یک پیچ تا سیستم سیاسی در حال انجام یک کار در منافع آنها قرار بود تا پس از دریافت خدمات خود را. همه درد و رنج بود اما این بی عدالتی از آن همه بود که موجب حرکت. ملکی تامین اجتماعی چک شد به طور خودکار تنظیم شده بالاتر از قانون نیست اما جانبازان’ مزایای بود که رای دادند در هر سال است.7

که یک تفاوت کوچک و پایه است که جانبازان قرار گرفتند در سیاست تا به حال ساخته شده خود را چک گروگان که دو طرف استفاده می شود مقرون به صرفه برای آنچه آنها می خواستند. هر کسی در ارتش می دانستند که در حال پیاده برای سیاستمداران بخشی از این معامله اما نه در راه است که همچنین آزار خانواده خود را.

بنابراین پاسخ بوده است آشنا برای هر کسی که با تاکتیک های نظامی: پیش به سوی تهدید. یک میلیون-قوی مارس از دامپزشکان از سراسر کشور نشان داده بود در DC به “اشغال” کنگره است.

اما آن چیزی که مورد خشم—هنگامی که شما سازمان یافته در اطراف آن هرگز نمی تواند راضی باشد. بسیاری از دامپزشکان به خانه رفته بودند پس از کنگره تا به حال buckled و چک تنظیم شده. اما یک مقدار مناسب و معقول به حال تصمیم به ماندن تا زمانی که کنگره نیز دیدار کرده و خواسته های خود را برای تضمین شغل, مسکن, و, خوب, تقریبا هر چیز دیگری هر کسی که می خواهم با توجه به بیش از سهم عادلانه خود را احساس آنها سزاوار. این قسمت کیگان نبود خیلی راحت با این ایده که آنها سزاوار تر نه فقط به این دلیل که آنها بدهکار است چرا که آنها بهتر از کسانی که به آنها بدهکار و که قوانین آنها دیگر به دنبال.

این بود شاید به این دلیل که او واقعا بدهکار هر چیزی; او هرگز نمی تواند واقعا بازپرداخت چه سپاه به او داد. او پیوست و تا چند هفته کوتاه از فارغ التحصیلی از دانشگاه. او تا به حال دیده می شود یکی از کسانی که در آگهی استخدام در مورد چگونه تفنگداران دریایی تصمیم به اجرا نسبت به مشکل است. برای او آن را به حال شده است در مورد فرار از آن. دانشگاه واشنگتن تاکوما شد 2,936 مایل از parris در جزیره, کارولینای جنوبی, اما حتی پس از یک cross-country, اتوبوس, سوار شدن در زمان آن هنوز هم احساس بیش از حد نزدیک است. پس از بوت کمپ تفنگداران دریایی او را فرستاده بود چند هزار مایل دورتر به حال یکی دیگر از مکان و زمان او نه می خواهم به یاد داشته باشید, اما به دلایل مختلف. فراموش کردن یک ضرورت درست مثل آن بود که برای یک ملت است که به سادگی به پذیرش نزد جانبازان حمام کردن در استخر را منعکس به عنوان قیمت از اقامت یک ابرقدرت.

“شما چه خبر, داستان, دریایی, روشن, تغذیه پرسید:” ریشتر. “که در آن می خواهم به شما خدمت می کنند؟”

“کیگان. لارا. E-5,” کیگان جواب داد: با استفاده از رسمی مختصر برای رتبه داوطلب خدمت سربازی است که هر کسی در یکی دیگر از خدمات را تشخیص به عنوان یک گروهبان. “دریایی 1st اجرای قانون گردان بیشتر از آن را در گودال ماسهبازی. شما؟”

“MP واحد, سوگند ملایمی? که پاسخ چگونه شما به پایان رسید تا تبدیل شدن به یک پلیس پس از آن” ریشتر پاسخ داد. “من ؟ رادار با تکنولوژی در Zumwalt, بسیاری از ما زمان خاموش هاوایی است.”

“هیچ گه” گفت: Keegan. “من شده است به اسمیتسونیان نمایشگاه.” “آره که دقیقا آنچه در آن بود.”

“بوی بهتر از کشتی من شرط می بندم.”

ریشتر رو اذیت نگاه و خار سرکش dreadlock کردن صورت خود را. او آشکارا هنوز هم مورد استفاده قرار گرفتن به طول آنها.

کیگان انجام داده بود همان چیزی که او را کردم. پس از سال ها از شخص دیگری به شما گفتن که چگونه به زندگی می کنند زندگی خود را تمام راه را به پایین به طول دقیق از موهای خود را و شما می خواهید به کنترل و حتی بیش از خود را به نظر می رسد. در حال حاضر او به خطر بیافتد پوشیدن مستقیم موهای سیاه او بدست می خواهم از طرف پدر خانواده در یک زاویه باب که آمار فقط در گذشته او jawline. آن را به سختی به اندازه کافی بلند به جلو و عقب به یک نیمه موی دم اسبی زمانی که او نیاز به آن را از چشمان او—و یا فقط نیاز به یک تغییر دهید.

کیگان راننده سرشونو تکون دادن و لبه کمی جلوتر از او کمتر از ظریف سیگنال به ریشتر که آنها نیاز به انتخاب کنید تا به سرعت فراتر از گاه به گاه راه رفتن با سرعت. او نمی باید زمان برای رسیدن به می دانم-شما صحبت کنید. افزایش سرعت اگر چه ناشی از عصب سیاتیک در حال اجرا پایین راست او ران به آتش. او سرکوب رمیدن. این احساس مانند یک شات از برق و به دنبال آن عضلات غیر ارادی پیمانکاری در اطراف عصب. این زخم کهنه همیشه به نظر می رسید به خواب به بالا در بدترین زمان. به طور معمول او را سهولت در خاموش و کودک آن را با امتداد یوگا او می خواهم آموخته در بهبود اما ملخ مطرح بدیهی است که نبود یک گزینه در حال حاضر است.

“به نظر می رسد شما بیش از یک قطار به گرفتن” ریشتر گفت: آنها به عنوان عبور از پارک به سمت Columbus Circle. “چیزی پایین رفتن در اتحادیه ایستگاه?”

“تنها چیزی است که نیاز به توجه ما” کیگان پاسخ tersely امید درد نبود ثبت نام بر روی صورت خود. که تنها پاسخ ریشتر را دریافت کنید. کهنه یا نه, او هنوز هم در خارج از برابر شده است.

“نگاه کن من نیازی به دانستن جزئیات اما آیا من نیاز به حرکت مردم به دور از آن طرف پارک؟” ریشتر فشرده. “اگر SOA است قادر به انجام این کار در اینجا آنچه را که آنها در لندن ما در شعاع انفجار.”

جای تعجب نیست که ریشتر افکار به حال اول برگشت و به فرزندان حلب. افزایش خارج از اردوگاه های پناهندگان برگزار شد که نسل دوم از جنگ سوریه, پناهندگان, این گروه تروریستی تا به حال حتی شده در FBI را تهدید ماتریس زمانی که کیگان به حال اول پیوست.8

در حال حاضر SOA بازدید در لیست سازمان دیده بان شد روزانه ثابت از FBI عملیات لشکر جلسات. هشدار به حال مشخصی دوباره بعد از ایستگاه پدینگتون حمله که در آن بمب گذاران انتحاری پوشیده بود واقعیت مجازی دوربین اجازه می دهد تا طرفداران به “تجربه” این حمله است.

“تنها چیزی است که نیاز به توجه ما” کیگان گفت: تکرار این بیانیه به عنوان یک سیگنال که همه ریشتر بود رفتن به دریافت کنید.

“از هر کسی که ما را یک راست به دانستن” ریشتر پاسخ داد بازی که با کارت.

“سپس شما همچنین درک کنند که چرا من نمی توانم بگویم بیشتر” کیگان گفت. او gritted دندان های او به عنوان عصب سیاتیک اخراج این بار منشعب دورتر پایین پای او. او می رفته و به جنگ یک زن جوان و بازگشت و با پدربزرگ خود را پشت حسن نیت ارائه میدهد از ستون فقرات او بودن torqued یک راه توسط یک بمب, انفجار, به 135 پوند از مبارزه با دنده پیچ خورده راه دیگر.

“راجر که” ریشتر جواب داد اما در یک نا امید تون.

به عنوان آنها نزدیک مرز اردوگاه در دایره ترافیک در مقابل اتحادیه ایستگاه دیگر نگهبانی بود که در انتظار آنها همچنین حمل یک تفنگ. ظاهرا وایکینگ به نام به حال آینده. این کهنه سرباز, اگر, بود, مسن, ساخت هیچ تلاشی در فولیکول شورش فقط با تکیه به طاس رفتن با تراشیدن تمام آن را خاموش. از یک حدس در سن کیگان فکر کردم او ممکن است حتی خدمت در عراق در یکی از زمانهای گذشته در اطراف.

“من قصد دارم به شما منتقل کردن اینجا” ریشتر گفت. “هر کس در آن است که شما به دنبال شکار خوب است.” او برگزار شد از دست او و به عنوان دو را تکان داد, ریشتر اضافه شده با یک لبخند کنایه امیز “و با تشکر از شما برای خدمات خود را.”

به دامپزشک دیگری آن را به عنوان یک “Fuck You” را به عنوان می تواند گفت.

دوم که کیگان پا کردن چمن بر روی جلوگیری از ماساچوست خیابان ریشتر آغاز شده bellowing دستور به تعطیل کردن همه دسترسی به اردوگاه و تیم پزشکی در هشدار. خیلی اعتماد کیگان فکر می کردم.

خیابان ماساچوست بود به نحوی حتی بیشتر snarled و نزدیک به ایستگاه قطار. هیچ نشانه ای از Griff در SUV بنابراین کیگان شروع به انتخاب راه خود را از طریق اتومبیل. آنهایی که خودکار برنامه ریزی شده بود به 18 اینچ از هم جدا بنابراین شما می تواند فشار بین آن بسیار آسان است. آن انسان محور آنهایی که شما تا به حال به تماشای; آنها بیشتر احتمال دارد به تلو تلو خوردن به طور غیر منتظره و دست کشیدن گلگیر با شما در میان.

او را متوقف در کنار رنگ زرد و آبی راه راه sharecar با دو زن در پشت. یکی آشکارا به خوبی خاموش اگر طراح کت و شلوار و مروارید بودند هر چیزی به رفتن شاید یک لابی. غوطه ور در یک VR دکل او صرف ساعت شلوغی در جایی دیگر شاید گرفتن یک ذهن-تعطیلات در آروبا یا آلاسکا است. دیگر نشسته بود کنار او حوصله هیچ تکنولوژی در دست است. او ساخته شده از تماس با چشم با کیگان و به نظر می رسید به در نظر داشتن اینکه آیا برای خارج شدن و راه رفتن. کیگان را تکان داد سر خود را عقب کشیدن ژاکت خود را به نشان می دهد این نشان بر روی کمربند و holstered Sig Sauer 420 تپانچه. آن را به طور همزمان از حداقل و بیشتر از او می تواند انجام دهد برای هشدار دادن به زن که او ممکن است بخواهید صبر کنید به ضرب و شتم. دوم کیگان آن او پشیمان محبت او متوجه زن خواهد و به احتمال زیاد پست چیزی در مورد آن لحظه او تبدیل شده است.

کیگان فشرده FBI مهر پین برگردان در ژاکت خود را دوباره. “کنترل من در ایستگاه.”

“دریافت” Noritz پاسخ در گوش راست او. “ما همچنین کردم Tac-Net بنابراین شما می توانید به آر.” کیگان کشیده یک عینک مورد از ژاکت خود را قرار داده و در این جفت ارز از vizglasses. FBI-صادر نسخه ازدواج ضخامت قاب های بالستیک عینک تیراندازی با واقعیت پروژکتور.9

آنها قرار بود به ناهموار به اندازه کافی برای حمل در اطراف سست در جیب شما اما کیگان همیشه نگه داشته و او در این مورد تا زمانی که مورد نیاز; کمی مراقبت به ارزش اجتناب از خراش کوچک است که می تواند به شما هزینه یک چک و یا حتی یک جنگ با تفنگ یا تپانچه.

به عنوان کیگان تغییر لنز بر او میدان دید شروع به پر با آیکون های رنگی و داده های خام لایه بیش از آنچه او را دیدم. در حالی که اولین نسخه از واقعیت افزوده تا به حال پیش بینی داده ها بر روی شیشه و نسخه های بعدی پیش بینی شده آن را به چشم خود اجازه می دهد کسب اطلاعات بیشتر به بسته بندی شده در. شما می توانید از کنترل برخی از امکانات با دو پلک یا چشم اغراق آمیز ابجو بد و کم مایه به کنار اما هر تایپ انجام شد بر روی مچ دست-فرسوده Watchlet نام بود که یک بیت از بازاریابی گمراهی. آن را بیشتر شبیه به یک دستبند از یک ساعت مچی در اندازه واقعا فقط یک انعطاف پذیر آلی دیود ساطع نور صفحه نمایش است که پیچیده در اطراف مچ دست.10

هر آنچه که آنها می خواستند به آن تماس بگیرید, آن را هنوز هم گریه به دور از clunky ruggedized قرص او می خواهم lugged در اطراف برای سپاه یا حتی قدیمی اپل او می خواهم با بازی به عنوان یک بچه.

Noritz ادامه داد: برای به روز رسانی در گوش او در حالی که او viewscreen شروع به پر کردن. “Griff است حداقل یک دقیقه از” او گزارش شده است.

کیگان به عقب نگاه کرد به سوی میهن پرستان اردوگاه. فقط از طریق خط درخت یک گوی آبی میدرخشد بر روی صفحه نمایش مارک Griff ‘s موقعیت در انتهای خیابان لوئیزیانا.

کیگان تبدیل به قوسی ورود به اتحادیه ایستگاه. در حال حاضر این سنگ سفید از نزدیک به یک قرن و نیم ساله ایستگاه پالس با اطلاعات از برآورد تعداد زیادی از مردم در حال حاضر در داخل (3,740) به خوشه ای از نور آبی مارک محل پلیس محلی پس از رسیدن بر صحنه است. مهم ترین, اگر چه بود قرمز چشمک زن هشدار دهنده پیام است که تا به حال مجموعه همه آنها را در این ظاهری مسابقه در برابر زمان است. قرمز strobed پیام که ایستگاه خودکار بمب معتاد به انفیه گرفتار بود اثری از رايحههاي شیمیایی بخار نوین از مواد منفجره است.

کیگان ساخته شده راه خود را به پلیس بودند که نشسته اند پشت دیوار کم است که مرز سنگ مرمر یادبود چشمه در مقابل ایستگاه قطار در ورودی. نمی شود آن را بسیار پوشش از هواپیماهای بدون سرنشین, اما ممکن است بلوک گلوله از یک انفجار. او در تاریخ نمایش داده شده در یک جعبه متن مشخص شده است که پلیس محلی’ موقعیت و شناسایی 15-پرستش مجسمه به پایین نگاه—کریستوفر کلمبوس. که همچنین کمک به توضیح دهد که چرا سنگ مرمر سفید بود و رنگ صورتی از حال پخش با رنگ قرمز به طوری که اغلب.

“اف بی آی!” کیگان اعلام کرد که او با نزدیک شدن. آژانس های اجرای قانون شبکه قراره یکپارچه اما آنها می شده است طراحی و توسعه توسط مجموعه های مختلف از پیمانکاران. در هر زمان بحران مانند این به وجود آمد, این منطقه بود که به زودی مماس با پلیس از DC را چهل و شش سازمان های اجرای قانون در گزارش خود به بوروکراسی. بنابراین اطلاعات جریان عقب مانده و اغلب مصرف ثانیه یا حتی چند دقیقه به انتقال در سراسر سیستم. هیچ حس در گرفتن شات های خارش دار-انگشتی پلیس فقط به خاطر یک قرارداد دولت در اتاق رفت و با پیشنهاد کم. پلیس بودند ترکیبی از Washington DC, شهرستان, پلیس در لباس آبی رنگ و از آنجا که اتحادیه های ایستگاه نیز یک مترو توقف قطار در حال اجرا به ویرجینیا و مریلند سیاه-و-زرد-لباس مترو حمل و نقل اداره پلیس افسران. نشستن درست پشت سر آنها دو squatters در کم رنگ دات ماتریس لباس استتار با آرامش غوطه ور محیط های اغذیه فروشی در چشمه و سپس شروع به تقسیم کردن اندازه انگشت شست صورتی کیسه مکزیکی مصنوعی. آنها می توان قفل شده است و برای خروج از این اردوگاه, اما او حدس زده آنها نمی خواهد ذهن در چند لحظه.

“بچه های ما در داخل دیده نمی شود هر چیزی مشکوک است. شما هر چیزی بیشتر در دکل خود را?” DC پلیس ستوان پرسید: Keegan, تیز نادیده گرفتن دو مرد به عنوان آنها کشیده و از دست رفته خود را در مواد مخدر ابهام است. او در اواسط چهل سالگی آفریقایی آمریکایی آشکارا افسر ارشد در صحنه است. او همچنین پوشیدن vizglasses اما قالب دار ضخیم سیاه و سفید-rimmed آنهایی که محلی PD استفاده می شود. به عنوان او صحبت کرد دو مترو حمل و نقل افسران شروع به کشیدن یک چهار پا ربات از تنه خود را. کیگان به رسمیت شناخته شده و آن را به عنوان یک مشتق از نظامی که او تا به حال مورد استفاده در نیروی دریایی. با مواد شیمیایی شنود و دوربین های نصب شده بر روی آن سر ربات شبیه یک دالماسی که بدن بوده و لایه لایه در براق زره پوش.

“هیچ چیز بیشتر از این هشدار که به بیرون رفت. یک آمار در شیمی سنسور در سیستم تهویه مطبوع” کیگان پاسخ داد. “ما پرونده نیز نشان می دهد که آن را تا 43 درصد مثبت کاذب هستند.”

“Yeah, کسانی که سنسور قرار داده شد و فقط پس از 9-11, به طوری که آنها هستید . . .” افسر پلیس متوقف شده به عنوان عینک خود را اعدام دیجیتال دست دادن که تاسیس شبکه های رمزگذاری شده. هر مشترک خود را مامور اطلاعات شناسایی و سپس لایه دیدگاه های خود را بیش از یک دیگر. کیگان تماشای یک ستاره فشان منعکس شده از رنگ رقص در سراسر پلیس لنز. “. . . پیر گفت:” Kerryon رینولدز ستوان کاپیتول هیل. با ID در حال حاضر به اشتراک گذاشته شده, بانک اطلاعاتی اف بی آی شروع به پر کیگان علیرضا با اطلاعات اضافی: شانزده سال سابقه خدمت بدون ذکر شده در زمان FBI تحقیقات ،

“من تمایل به دنبال سرب خود را تا زمانی که وجود دارد چیزی بیشتر قطعی” گفت: Keegan. سریع جزئیات از اطلاعات نشان داد که رینولدز به احتمال زیاد می دانست که کسب و کار خود را. به علاوه وجود دارد و نه در بزرگ-جای پای مقامات محلی—تا زمانی که وجود دارد نیاز به.

“قدر که عامل کیگان” گفت: ستوان رینولدز رفتن را از طریق همان ارزیابی سریع از اطلاعات است. “با توجه به عدم قطعیت ما هنوز سفارش یک تخلیه. این طرح به انجام یک جلو به عقب رفت و برگشت برای هر چیزی مشکوک است.”

کیگان متوقف شد و نگاه کردن در آسمان به عنوان یک شکل از خاکستری تیره نیروی هوایی, هواپیماهای بدون سرنشین, پرواز بیش از. او و رینولدز ایستاده بود و در سکوت وزن که آیا این هواپیما بودند بخشی از معمول کاخ سفید ضد هواپیماهای گشت هوایی و یا وظیفه به تهدید در اتحادیه ایستگاه.

“موافقم. من به دنبال در پی خود را. به شما مجموعه ای دیگر از چشم است. به علاوه منابع FBI آن را بخش” کیگان گفت: بهره برداری از پل vizglasses.

او همچنین دوست داشتم که پلیس طرح به معنای او می خواهم برای رفتن در دوم. هر کسی که می خواهم خدمت می دانستند که در ابتدا قصد داشت برای قهرمانان این نوع اغلب جشن در یک مراسم تشییع جنازه. که در آن او چرخید و او Watchlet صفحه نمایش absentmindedly عبور از طریق پیام, اطلاعیه یک آب و هوا و یک عکس از یک دختر جوان است.

فشار دادن دکمه ارسال در پین برگردان دوباره کیگان به روز رسانی سریع به Noritz. به عنوان او صحبت کرد, خودکار تحویل bot trundled توسط در پیاده رو به دنبال مانند یک شش چرخ یخ قفسه سینه.11 در محل های مختلف تحت قوانین مختلف از نامزدی او توصیه کرده اند که رینولدز برای غیر فعال کردن و انفجار آن فقط به امن است. اما در اینجا فرض آنها این است که خلاء مهر و موم به معنای نگه داشتن هر گونه مواد غذایی در داخل تازه را نیز به احتمال زیاد نگه داشته و هر گازهای فرار از نشت ساخت آن کمتر احتمال دارد که شامل هر حال تنظیم کردن سنسور.

“دریافت و توافق” Noritz پاسخ در گوش او. “من شما را هماهنگ با خود را به زنجیره ای از فرمان. من نیز به نقل مکان Griff به لینک با واحد خود را رفتن را از طریق ورودی شرق.” گرفتن پشتیبان او نیست تماس کیگان را ساخته اند. اما این همه بخشی از quarterbacked از دور.

“فن و سعی کنید برای شروع یک شورش” گفت: ستوان رینولدز به گروهی از پلیس در حال حاضر به چهارده با علاوه بر این از یک زن و شوهر از آبهای موتور سیکلت پلیس.

آبی روشن کلاه و کفش چرم پوشیده شده توسط آخرین دو واردان نگران کیگان. خود پمپ نظر می رسید ممکن است اتصالات به صورت یک اداره پلیس وظیفه حفاظت از محوطه کنگره اما با پرستان اردوگاه چمباتمه در بسیاری از فضای سبز آنها به حال کمی به چپ پاترول—تنها ساختمان کاپیتول خود و سناتورها و نمایندگان’ ساختمان های اداری. آنها هنوز هم به حال حقوق قضایی در یک دو-صد-بلوک شعاع اما کیگان فکر افسران خود را گاهی اوقات به نظر می رسید به تلاش بیش از حد سخت و بیش از حد مشتاق به از دست دادن خانه خود را در چمن.

“مطلب را از طریق هر یک از درگاه سپس فن را برای پوشش ایستگاه. حفظ کردن نت مگر اینکه شما چیزی را ببینید. شناسایی اما درگیر نیست مگر اینکه شما به. آن را در و سپس صبر کنید برای پشتیبان گیری به خصوص اگر آن را به نظر می رسد مانند چیزی برای EOD,” رینولدز, فرمان, اشاره به مواد منفجره و مهمات در اختیار تیم محبوب شناخته شده به عنوان یک “بمب تیم ملی.” “و به یاد داشته باشید هر حرکت خوب و آرام بود ، روز در پارک.”

پله به اتحادیه ایستگاه بود مانند برخورد با یک دیوار از بوی. ادرار قرن سیستم های تهویه مطبوع و نشسته کف تمام مخلوط شده است. بیشتر disorienting هر چند قرار بود این اسپری دیجیتالی رنگ که شسته بیش از اطلاعات است که در حال حاضر تزیین کیگان نمایی از لابی با توجه به آر. ایستگاه ساخته شده بود در دانشکده هنرهای زیبا سبک نوبه خود از قرن بیستم مخلوط کردن, کلاسیک, معماری با چکیدن پیرایش. در حال حاضر افزایش سقف تزئین شده آرک و گرانیت ستون های پوشش داده شده با اشوبگرانه در اطراف 3-D بینی. رعد و برق نام تجاری چسبنده stims (“قدرت!” آدامس چوب گفت: در glowing neon رنگین کمان) dueled با pop-up ads به صورت MonsterMash آخرین vizglasses بازی که در آن شما شکار کلاسیک هالیوود هیولا در سراسر چشم انداز از شهرستان خود را.12

بی تفاوت نسبت به آن همه کبوتر در زمان خاموش از آن قرار گرفتن در عسل-شانه-مانند سقف ایستگاه پرواز lazily را از طریق پیش بینی گرگ و شروع به خوردن باقی مانده از مچاله farro تراشه کیسه روی زمین. و از طریق آن همه رفت و صدها نفر از مردم به همان اندازه بی حس به آن همه است. در مورد تنها چیزی که شما بلافاصله می تواند بگوید کسی درآمد و سن. قدیمی ترین و فقیرترین تا به حال سر خود را به پایین خیره به صفحه نمایش خود را در حالی که مجازی قلمرو تحت سلطه بود جوان و ثروتمند خیره مبهم به فضا به عنوان آنها تجربه های شخصی واقعی خود را از طریق vizglasses.

کیگان در نظر گرفته مشکل دوباره. یک زن مسن در شلوار جین آبی بود که به دنبال یکی از آن “توله سگ” رباتیک چمدان کوچک موتوری چرخ گسترش خارج از pivoting ، آن می تواند به راحتی نگه 40 پوند nanoplex به اندازه کافی به همه رنگ دیوار قرمز است. دبیرستان گروه از بیست و دو بچه پوشیدن تطبیق پشت بسته . . . به اندازه کافی به کل ساختمان است.

Noritz صدای chirped در گوش او دوباره. “ما قادر به اتصال به ایستگاه سنسور دوربین. ما رو بدست هیچ بازدید علاقه تا کنون, اما, صورت, rec باید شروع به پر برای شما به زودی.”13

به عنوان خط پلیس مشغول به کار راه خود را از طریق لابی کیگان بود در حدود 30 فوت در پشت آنها و به آرامی panned جمعیت است. او اخم کرد. معتاد به انفیه ربات بود پیشرفت در دور دست سمت چپ, مرکز که در آن سنسورهای شده اند موثر است. دو مترو افسران پلیس نگه داشته بود خود را به ربات نزدیک به آنها را; این نوع از چیزی که همیشه اتفاق افتاده است زمانی که شما انداخت هم مردم از سازمان های مختلف است که بازی نمی کند به خوبی با هم.

مکث به او یک لحظه به کشش ران او انتشار برخی از تنش هایی که تا به حال ساخته شده است تا در شلیک عصب. فدرال حریم خصوصی قوانین و مقررات نگهداری سیستم از شناسایی هر کس در جمعیت با تشخیص صورت; تنها شرکت های قانونی می تواند انجام دهد. اما این سیستم می تواند اجرای خودکار جستجو برای ID هر فرد در جمعیت به اندازه کافی تیره بخت به عبور از مسیرهای با یک ما اجرای قانون آژانس نسبتا زیادی بخشی از جمعیت است که با هر توقف ترافیک بازدید به فرودگاه حتی یک پلیس ورزشی لیگ اردوگاه تابستانی. به عنوان فروش زمین برای این شرکت چینی است که تا به حال پیشگام تلاش آن قرار داده است “اگر کسی وجود دارد وجود خواهد داشت و آثار و اگر هیچ اتصال به شبکه وجود خواهد داشت اطلاعات است.” 14

یک pop-up شناسایی اندرو وات به عنوان کالج سن نر زرد و سبز سرعت باد جشن پالو آلتو @s World Series win مارک او را با اعتقاد تخطی از قانون برای مسمومیت های عمومی و تکرر ادرار. دو مواد مخدر بازداشت برای Leigh, Sullivan, دختر در یک هلو-رنگ لباس در کنار او هر دو پیر آنهایی که به صورت مصنوعی. و کشت و مردم ظهور به عنوان قربانیان در یک سرقت هویت مورد و یا یکی دیگر. هیچ یک از آن همسان SOA پایگاه داده, اگر چه, و یا حتی آماری متناسب با مشخصات به صورت افراطی و فعالیت های.

سپس خطوط شروع به نظر می رسد نشان دادن هر گونه روابط بین آن شناسایی شده توسط تشخیص چهره. یک خط سبز تبحر بین دو زن در طرف مقابل از اتاق; Stacy Limbago عینک کوله پشتی بنفش بیش از یک شانه در حالی که تورانس Fettison انجام مارون رايزن مورد. آنها به نظر می رسید که هیچ چیز مشترک دیگر این که هر دو آنها در pantsuits اما خوراک مشخص شده آنها را به عنوان افراد مورد علاقه در تقلب مالیاتی و بررسی هر کدام غافل که آنها در مورد جاروب در همان مورد است. بیشتر و بیشتر pop-ups تیره کیگان مشاهده lanced سبز و سپس آبی و سپس خطوط قرمز شناسایی نوع از لینک.

“ما باید فراطیفی از دوربین در ایستگاه” گفت: Noritz در گوش او. “من لوله کشی آن را از طریق.” یک pop-up خوراک زندگی می کنند به نظر می رسد در عینک, حرکت, جنگل رنگین کمان اندام یک carnivalesque رندر از هر فرد خود را در لباس و بدن و توشه ارائه شده در رنگ های مختلف بسته به مواد و متوسط — هر رنگ قرمز که نشان می دهد مواد منفجره. 15

آن همه ساخته شده کیگان سر درد. این یک آشنایی درد همان درد عمیق در مطلق مرکز جمجمه او هنگامی که بیش از حد اطلاعات و آدرنالین برخورد. او برای اولین بار می خواهم در این راه احساس وقتی که بر گشت. فقط زمانی که او واحد نیاز به در ترین آنها هشدار آنها خواهد بود آب گرفتگی با جریان داده, بازگشت پس از آن که از هواپیماهای بدون سرنشین تغذیه و ماهواره ها و افسران در یک air-conditioned op-مرکز تلاش برای هدایت آنها را در یک راه یا دیگری. علیرضا سکوهای قرار شد به همه که و آن را جوش پایین به یک “کاربر پسند تاکتیکی رابط.” اما آن را هنوز هم مانند تلاش برای جرعه از یک شلنگ آتش.

او نفس عمیقی کشید و تحت فشار قرار دادند عینک به بالای سر او. “من هیچ چیز نیست. شما هر چیزی ؟ ” او پرسید: Noritz بود که به احتمال زیاد روشن نیست بین همان تصویری خوراک و هر Griff شد هل دادن.

“در اینجا همان. ندا. اما خود قرار داده دکل و فقط به نظارت بر” Noritz پاسخ داد. که او بیش از حد.

به عنوان خط قرمز پلیس در ادامه به حرکت رو به جلو آن شروع به از دست دادن آن انسجام هر یک افسر در حال حرکت کردن در جهت های مختلف, پخش كردن, سراسر, ایستگاه. او را دیدم ستوان رینولدز به سمت پله برقی که منجر به پایین که در آن دادگاه مواد غذایی شده بود در belowground سطح ایستگاه. یک ایده خوب است.

“درک کرد. من قصد دارم به سر پایین به خوبی کرسی” کیگان گفت. “بگویید Griff به رفت و برگشت قطار رفت و آمد منطقه و من به آزادی سالن.” Entryway از ایستگاه قطار بود که در آن اکثریت از ترافیک پا شد اما کشتار بیشتر مردم نبود همیشه هدف از تروریسم است. گاهی اوقات این بازی بود که به صورت نمادین بیشتر به احتمال زیاد برای ارسال یک پیام.

به عنوان پله برقی در زمان کیگان را به سطح پایین تر از ایستگاه او احساس فشار تغییر او به عنوان عبور از طریق یک دیوار جدید از بوی. به جای شاش هر چند این یکی از پمپ در اکسیژن و روغن اوکالیپتوس. در پایه فرود سفید سنگ مرمر کارارا طبقه shimmered با مایع امواج اگر به عنوان پوشش سطحی منعکس استخر. آن را یک طرح از آب مخلوط با آبی متن holo-ad. کیگان چشم نمی انتخاب کنید تا آنچه در آن بود اگر چه به جای بررسی اتاق برای مواجه است.

رینولدز در گفتگو با آزادی راه آهن پلیس که می خواهم به طور دائم مستقر در اینجا هر دو به عنوان یک لایه امنیتی و برای جلوگیری از اشغال. او از تماس با چشم با کیگان و گفت: چیزی را به سرعت به آزادی راه آهن گارد که دست تکان داد او را از طریق.

کیگان شروع به راه رفتن به آرامی از طریق سالن هر مرحله خروج از شبیه سازی ظاهر یک موج دار شدن آب بر روی سنگ مرمر. پایین تر از سطح دادگاه های غذایی تبدیل شده بود به عنوان بخشی از Acela خصوصی سازی معامله است. خریدار اصلی رفته بود حلقه تا زمانی که وعده خود را از قطار رفتن 800 مایل در ساعت زد به قوانین فیزیک دامنه برجسته سیاست و لجام گسیخته تورم است.16 اما بلند پروازانه طراحی زیبایی زندگی در این سالن از براق سیاه و سفید و نقره ای باوهاوس نیمکت به طرح روی دیوار, جشن قطار مسافران به عنوان نه صرفا مشتریان, اما “متفکرین حمل و نقل آینده.”17

در اینجا کمتر وجود دارد میآید در صورت به رسمیت شناختن. جنایات نیز منتقل بازتاب مشتریان معنی بیشتر یقه سفید بازدید. ویلیام Kellerman در خاکستری پین-راه راه دو سینه کت و شلوار: “غیر قانونی معامله طراحی شده است برای فرار از نظارت نظارتی.” دنیس Aboud سفید pantsuit: “جعل خالص ارزش دارایی.” در اینجا وجود دارد و هر چند بالا و پایین عبور. این موهای خاکستری در pearlescent آبی ابریشم کت و شلوار بود ریچارد رینولدز: ورود دو عضو کنگره از ایالت دلاور و متعدد دستگیری به درخواست یک زن روسپی—بدون اعتقادات.

دانستن vizglasses بودند فرمان او را به دیداری, Keegan سعی در تغییر او تمرکز فراتر از آن به ببینید که چه کسی و چه چیزی نیست که به نام با داده ها. یک پیرمرد با عصا ایستاده بود کنار یک زن و در اواسط دهه بیست سالگی بررسی سازمان دیده بان او یک مدرسه قدیمی مچ قطعه. نه به حال هیچ توشه بنابراین کیگان نوشتن آنها می تواند به عنوان بسته بندی مواد منفجره است. در واقع این زن پنهان بود هیچ چیز در همه, پوشیدن skintight بنفش پوش و حتی سخت تر از لوله بالا. براق سفید پا ربات ایستاده در کنار او یکی از جدید همراه مدل آن مشخص نیست که آیا این ربات وجود دارد برای کمک به او و یا ارسال از طریق شخص دیگری به مانیتور ، شاید کمی از هر دو ؟

نزدیک بود که امکان یک مرد با یک زن نورد چمدان و کیسه duffel. بسیاری از ظرفیت حمل. او در یک دست کت و شلوار خوب اما مورخ چند سال در سبک دیگری بگویید. پس رفت به زانو و پیچیده اسلحه خود را در اطراف دو پسر دوقلو شاید هشت یا نه سال است.

به عنوان کیگان لبه نزدیک تر هر چند او می تواند بشنود مرد عذرخواهی: آنها نمی تواند استطاعت برای همه آنها را به حرکت در حال حاضر, اما پدر بود و در نهایت بدست یک کار جدید است و او به پایین آمدن از نیوجرسی در هر هفته است. و حتی بیشتر در حال حاضر او می خواهم که قادر به آنها را به چیزی خاص برای تولد خود در ماه آینده. که در آن یک زن پشت مرد به آنها پیوست, درخواست, اگر پسر می خواستم بستنی در راه خانه.

وجود دارد.

فقط در طرف دیگر از آنها. بلند سیاه و سفید لباس بلند و گشاد و سیاه و سفید گره نماز cap. این مرد تا به حال ریش اما scraggly از هم جدا نشده به دلیل ایمان است. او thumbed از طریق صفحه نمایش بر روی یک تبلت با دست راست خود را در حالی که دست چپ خود را گریبانگیر دسته یک کتک نورد چمدان. او آن چنان محکم است که آن را به حال تبدیل شده پوست رنگ پریده در اطراف گروه طلا در انگشت حلقه.

که احساس آشنا ضربه کیگان و یک مهره از عرق دنبال کردن پشت او.

کیگان را سریع دو چشمک زدن که دستور داد او را vizglasses به گرفتن یک عکس فوری و آپلود تصویر به پایگاه داده.

او flicked در یقه او را به عنوان اگر گرد کردن پرز مسواک زدن او میکروفن را comms خوراک باز به Noritz. “برچسب person of interest. حرکت در نزدیک به شرکت. اطلاع دیگران به همگرایی” او زمزمه.

در لنزهای یک پیام متنی ظهور کرد که با وجود بازگشت در صورت در اجرای قانون پایگاه داده.

“کیگان چه کار می کنی ؟” گفت: Noritz در گوش او. “ادامه جستجو”است.

کیگان در زمان vizglasses کردن و قرار داده و آنها را در مورد لغزش آن را به جیب خود. در حالی که با پوشیدن vizglasses نبود بگویم که او یک عامل, عدم آنها را خواهد هدایت یک مظنون را در ذهن به فکر می کنم او یک غیر نظامی. به علاوه, او نمی نیاز به اطلاعات بیش از حد در حال حاضر. او نیاز به تمرکز.

با آسان راهوار بودن از کسی که از دست داده در گفتگو او شروع به راه رفتن به سمت خانواده است. “نه. که نه آنچه من گفتم. شروع دوباره . . . سفارش پانصد سهام در پانزده صد.”

در آن Noritz صحبت کرد دوباره. “کیگان خود قرار متره و جستجوی خود ادامه دهید. ما شما را در ایستگاه های تصویری خوراک. تکرار می کنم هیچ چیز وجود دارد که فرد پروفایل خود را نشان می دهد SOA وابستگی. من فارغ هدف تعیین. در حرکت است.”

“هیچ هیچ هیچ” کیگان گفت: در حال حاضر کمی بلندتر gesticulating به عنوان اگر او مورد. “پنج. صد. در. پانزده. صد. یک. هزار نفر است. پنج. صد در صد.” او عبور در مقابل گریان خانواده کودکان به دنبال در با صدای بلند زن, فریاد, در برخی از تماس با مرکز ربات چت. آنها به اندازه کافی به دانستن است که این استدلال با ماشین کار می کرد اما افرادی که تا به حال با رشد آنها را نمی تواند به خود کمک کند.

“ایستاده است. پایین. کیگان!” Noritz دوباره در گوش او این بار قدرتمند تر. “داده ها را نشان می دهد یک هدف است. ایستادگی کردن. شما در حال رفتن به ایجاد یک حادثه شما نمی خواهد از بازیابی.”

“Dammit هیچ!” کیگان گفت: تقریبا توقف در مقابل خانواده اش به مرد در سیاه و سفید لباس بلند و گشاد. پدر و مادر نگاه کرد و او با عصبانیت.

“با سلام آیا می توانید لطفا تماس خود را در جایی دیگری است ؟” پدر پرسید.

گفت: “کیگان او ناراحت کفر آشکار به هر کسی که در عرض 20 فوت او. “من نمی توانم بگویم یک هزار و پانصد شما ماشین. لغو!”

او می تواند حس مرد در لباس بلند و گشاد او متوجه شود اما کیگان نگه داشته و او را به هدف. او نمی مانند موقعیت یابی است که راه اما بهتر است برای نشان دادن فیزیکی علاقه نداشتن.

“بیایید آن را امتحان کنید دوباره شما dumbass ماشین.”

در این فاصله او می تواند دیدن ستوان رینولدز چشمانتان در quizzically.

“نگاه من کردم بچه ها من اینجا.” پدر دوباره کمی بلندتر این زمان. بیشتر چشم—و vizglasses—تبدیل راه خود را.

هنگامی که آخرین بار او شده بود و این را به کسی مانند این ؟ کیگان نیم انتظار یک حسی فلاش بک به خفگی و گرما و طعم گرد و خاکی خلط و باروت باقی مانده است. اما هیچ چیز آشکار می شود. او هنوز هم در اتحادیه ایستگاه.

“نظم جدید است. پنج. صد. در. یک هزار و پنج صد . . .

و باور آن تا این زمان.”

پدر منتقل کودکان پشت سر او بدن خود را صاف خود را به عنوان او اعتماد به نفس خود را. “خانوم من از شما خواسته مودبانه. شما واقعا نیاز به متوقف شود.”

“عامل کیگان,” Noritz گفت در گوش او. “من در حال حاضر سفارش شما برای خروج از منطقه و گزارش به من. متوقف سازد.”

“آیا شما لعنتی به من بگویید چه باید بکنید” کیگان گفت: بلندتر.

به عنوان او گفت: آن را او تمدید بازوی چپ خود را و wagged انگشت او را در چهره پدر, دانستن است که هر کس در اطراف او می تواند برای آن کشیده شده از جمله در لباس بلند و گشاد. در همان لحظه قابل ارتقا باتوم فلزی تضعیف از آستین او را به دست راست. 18

در یک مایع حرکت, Keegan چرخش آن را به عقب. او می خواهم برای هدف قفسه سینه اما با بازگشت او تبدیل او هدف بود و کمی خاموش. باتوم نهفته بالاتر از او به معنای قابل توجه گوشت نرم گردن خود را. ضربه محکم و ناگهانی از فلز قابل توجه پوست به دنبال داشت یک لحظه بعد با یک صدای هیس کردن به عنوان 75,000 ولت گذشت از باتوم به او.

جمعیت فریاد زد که این مرد ریشو مچاله شدن به زمین است.

پس از آن آمد ثبتشده پف از دود.


گزیده ای از سوختگی در: یک رمان واقعی رباتیک انقلاب توسط P. W. خواننده و اوت کول. کپی رایت © 2020 توسط P. W. خواننده و موضع محصور دفاعی کوچک, LLC. تجدید چاپ با اجازه از Houghton Mifflin Harcourt. تمام حقوق محفوظ است.


اگر شما خرید چیزی را با استفاده از لینک ها در داستان ما, ما ممکن است کسب درآمد کمیسیون. بیشتر بدانید.


بزرگ تر سیمی داستان
  • NSA راز ابزار برای نقشه برداری شبکه های اجتماعی خود را
  • به ضرب و شتم Covid-19 شما باید بدانید که چگونه یک ویروس حرکت می کند
  • 11 راه برای ارتقاء خود را از Wi-Fi و با سرعت اینترنت خود را
  • نیجریه کلاهبرداران پاره کردن بیکاری سیستم
  • سلام بچه ها! خواندن این کتاب در طول خود را بسیار. طولانی است. تابستان
  • 👁 مغز مفید مدل برای هوش مصنوعی ؟ به علاوه: دریافت آخرین اخبار AI
  • 🎧 چیز نه صدایی درست است ؟ بررسي فايلهاي مورد علاقه ما هدفون بی سیم, هدفون soundbars و بلندگوهای بلوتوث

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>