زندگی اشتباه و رستگار: Covid-19 و آینده خانواده

بسیاری از ما عدم ساخت امن و پایدار خانواده های ما آموخته بودند به میل. اما اشکال جدید خانواده در حال ظهور از جداسازی و قرنطینه.

“آیا ما می دانیم که اگر او تا به حال ،

خود منزوی در اتاق خواب من, من در نهایت به تماشای Avengers: Endgameو من پیدا کردم خودم sniffling در صحنه که در آن مدافعان زمین جمع آوری به دفن بیوه سیاه. این شخصیت قبلا به تصویر کشیده شده در این ابرقهرمان مارول حق رای دادن به عنوان غم انگیز loner, تنها دختر در باند اسپندکس چادری supersoldier که هرگز کاملا موفق به دریافت آن هم با هالک یا Hawkeye که ناباروری باعث می شود او را یک “هیولا”—به مجرد بدون فرزند است که تعریف به تنهایی.

تا زمانی که کاپیتان امریکا اشاره واضح: بله او می گوید: به عنوان موسیقی soars. بیوه سیاه را باید خانواده است. “ما است.”

این لحظه—لحظه ای که ragtag گروه قهرمانان متوجه می شود که آنها یکدیگر را “واقعی خانواده”—یک فرهنگ پاپ استعاره است که هنوز هم فقط تند و تلخ به اندازه کافی به احساس مبتذل. به ویژه هنگامی که شما بوده ام به تنهایی در اتاق خواب خود را برای یک هفته به دام افتاده در بدن است که باعث ترس شما سرفه خود را به دیوانگی از کوره در رفته self-monitoring, فقط مشاوره ازدواج و مشاوره خود را به فشار عاشقانه اگر ineptly ساخته لیوان چای را از طریق درب. به عنوان آن را برای میلیون ها نفر از دیگران Covid-19 همه گیر ساخته شده است من ارزیابی مجدد دقیقا چه خانواده به معنی. ایده یافت خانواده یک محصول فرهنگی که زمان آن به طور کامل آمده است—از آنجا که بسیاری از ما در حال حاضر در روند ساخت و بازسازی خود ما.

در اواخر ماه مارس یک دوست روزنامه نگار از یک دوست به نام به پیدا کردن آنچه که خاص من در بر داشت خانواده در لس آنجلس, مانند نگاه. او نوشتن در مورد افرادی که quarantining همراه با مردم بودند و نه مربوط به و نه خواب. که ما—من همخانه و من به همراه دو نفر از دوستان که به تنهایی زندگی می کنند در این نزدیکی هست. همه ما جدا از بستگان ما با فاصله و بیماری; همه ما بسیار تنها. ما نه کاملا سنتی خانگی اما ما نیاز به برخی از راه برای اشاره به یک دیگر پس—از آنجا که تقریبا همه چیز در جهان در حال حاضر احساس می کند مانند آن می آید از یکی از کسانی که جایگزین جدول زمانی در اواخر فصل مشتق sci-fi تلویزیون ناکجاآباد—ما نام خودمان را یک “غلاف.”

من تا به حال ملاقات همخانه من یک آهنگساز و خواننده و ترانه سرا سال قبل در یک مهمانی در خانه در نیویورک همه خفقان چراغ UV و thudding موسیقی. ما بلافاصله می دانست که در برخی از نقطه ما می تواند مهم به یکدیگر; آن نقطه آمد و در پایان 2019 زمانی که من نیاز به کسی برای به اشتراک گذاشتن اجاره در اجاره فرعی دادن در دریاچه نقره ای با janky جک و جیل حمام و یک درخت لیمو در تخت گل. من دیگر podmates یک رابطه مثبت نوازنده و درمانگر من می دانم که از توییتر و عجیب و غریب نویسنده جوان آشنا شدم در صف مستراح ما در کافی شاپ های محلی که در آن ما رو به چت های مورد علاقه ما نشان می دهد رادیو.

دلیل غلاف آمد هم بیشتر بود اتفاقی از عمیق: همخانه من و من کردم و ساس. ساس ها نفرت انگیز و گران و طاقت فرسا و شما نیاز به نقش بازی کردن خود خصوصی فیلم فاجعه اتمی بسیاری از اموال خود را و ضد عفونی کردن بقیه. قهوه-فروشگاه نویسنده پسر بود به ما کمک کرد کشتی تمام لباس های ما به ماشین لباسشویی; من ماندن در من درمانگر دوست مبل برای فرار از کوچک گاز گرفتن حرومزاده در بستر من. زمانی که اعلام شد که لا بود تعطیل, ما می خواهم در حال حاضر شده است در چنین محله های نزدیک است که اگر یکی از ما شده بود در معرض ویروس, همه ما تا به حال. ما تصمیم به استخر ما در خطر است. Divvy تا کارهای, سرگرمی, ماشین اجرا می شود. مطمئن شوید که در هر زمان هر کس تا به حال به اندازه کافی تنقلات برای سالم ماندن و هیچ کس haring برای دیدار با غریبه ها تصادفی در لولا. از آن ساخته شده حس. که حداقل چیزی است که ما به گفته این روزنامه نگار.

من فکر کردم این امر می تواند یک پس زمینه سریع مصاحبه است که ما می خواهم به نشان می دهد تا در نیمه راه پایین یک ویژگی در بخش شیوه زندگی. چند روز بعد ما تصویر در صفحه از لس آنجلس تایمز: “کاستن از انزوای خود را با قرنطینه رفقا” خواندن تیتر. سپس ناگهان ما انجام مصاحبه برای تلویزیون محلی و ملی رادیو. آن همه یک بیت را از دست. چرا من تعجب بود این داستان در تمام ؟

داستانی که بسیاری از ما زندگی بسیار متفاوت از داستان ما فکر کردیم که ما قرار بود به زندگی. ما نسل وای و همچنین چندین نسل قبل از ما مطرح شد به این باور است که دوران بلوغ آغاز خواهد شد زمانی که ما در بر داشت کامل یک فرد از جنس مخالف برای حل و فصل کردن با. که چگونه از آن قرار بود به کار: شما صبر کنید برای کسی که با آنها شما می توانید یک خانواده واقعی و همه چیز را قبل یا بعد از فقط کون کردن در مورد. “هنگامی که ما فکر می کنیم آمریکایی, خانواده, بسیاری از ما هنوز هم به بازگشت به این ایده آل” مفسر محافظه کار دیوید بروکس نوشت: در مقاله اخیر در اقیانوس اطلس به نام “خانواده هسته ای یک اشتباه بود.” “ما آن را به عنوان هنجار حتی اگر این نبود راه اکثر انسان ها زندگی می کردند در طول ده ها هزار سال قبل از سال 1950.”

خانواده هسته ای به عنوان بروکس اشاره شد یک انحراف تاریخی. آن را تنها یک راه عملی برای سازماندهی جامعه که سازه در محل به آن را ممکن است. سازه مانند مسکن حمایتی شبکه های محلی از خانواده و دوستان سخاوتمندانه رفاه سیستم خوبی پرداخت مشاغل فعال است که حداقل یکی از والدین به اشغال خود تا حد زیادی با مهد کودک—و یک فرهنگ است که تا حد زیادی بسته زنان از برپا محل کار به معنی نقش همسر و مادر بیشتر بود که بسیاری از آنها می تواند به آرزوی.

همه که برای بهتر و بدتر تغییر کرده است. قیمت از همه معمول نشانگر موفقیت از والدین به مالکیت خانه یک نسل کامل ساخته شده است زندگی در فضای بین داستان جامعه نوشت: برای ما و آنچه در آن در واقع ساخته شده است. برخی از ما به تنهایی زندگی می کنند. برخی از ما زنده با همکاران با پدر و مادر و یا هر دو. بسیاری از ما در زندگی با هم اتاقی (یا مشاوره ازدواج و مشاوره, به عنوان من می خواهم به آنها تماس بگیرید چون من در واقع هرگز به اشتراک گذاشته یک اتاق).

زمانی که Covid-19 آمد لحن متوقف شد و در بازی صندلی موسیقی ما بود که در ترکیب مسکن و ارتباط درام. ناگهان ما تا به حال به اذعان کرد که که با ما زندگی می کنند این است که ما در حال زندگی با—اینکه که ما در مشاوره ازدواج و مشاوره ما در خانواده ما پدر و مادر پیری ما دوست پسر, خواهر, دختر ما و پسر ما ازدواج دوستان, و یا ما به تازگی طلاق گرفته عملکرد بالا الکلی از همکاران که نقل مکان کرد در یک زن و شوهر از ماه ژانویه گذشته و در حال حاضر این فرد بحث ما به ترین در جهان است. این خانواده ما در معنای اصلی کلمه است که مشتق شده از واژه لاتین “خانواده.” Familia شامل خون خود را بستگان بلکه مهمانان بازدید کننده نگهبانان بندگان و بردگان—هر کسی که انتخاب شرایط یا اجبار بود, زندگی زیر یک سقف و به چه کسی به شما بدهکار نوعی وفاداری.

بیش از ماه های جهانی مستندات مفهوم از “قرنطینه خانه” است رخنه کرد به فرهنگی قرار گرفته است ؛ الگوهای رفتاری گردش پرسیدن که قهرمانان مارول یا شخصیت های کارتونی و یا خدایان یونانی یا نویسندگان معروف ما می خواهم به جای گیر شود در یک خانه کوچک با تلاش برای درک یک ناشناختنی آینده بدون قتل یکی دیگر. در عین حال حتی به عنوان ما در حال زندگی در ad hoc خانواده بنیاد با هم در زمان بحران هنوز هم وجود دارد یک اقدام فرهنگی سردرگمی هر زمان که آن خانواده نمی مطابق با اشکال آشنا. “قرنطینه دوستان ترتیبات گاهی ملاقات با استرن مخالفت از کسانی که پایبند به یک تعریف های سنتی از خانواده” را نوشت ایسنا روزنامه نگار (که من باید توجه داشته باشید لذت بود به صحبت می کنند به ما هنوز متن).

کمتر و کمتر از ما به دلیل پایبندی به سنتی تعریف خانواده است. در لا تقریبا نیمی از بزرگسالان در حال حاضر در حال زندگی با یک nonpartner. حدود یک سوم از کل جمعیت بزرگسالان آمریکایی و اکثر افراد بین سنین 18 تا 34 سال زندگی مشترک ، برای همه آنها aspirational مدل از یک زن و شوهر در پناه میبرند خوش خیم ثبات با بچه های خود را که تنها یک داستان از چه عشق و تعهد و امنیتی شد و قرار است به این معنی که نه خود داستان. آن را به من نیست ،

بخشی از من همیشه شناخته شده است که داستان من که قرار بود برای پایان دادن به مانند یک فیلم دیزنی با زنگ عروسی زنگ و اعتبارات نورد در زن و شوهر ایده آل خود را در پشت حصار دستک خوش و خرم. اما بدون خاص که همیشه پس از آن ممکن است برای خوشحال ؟ به عنوان یک انقباض مرضی کودک در حال رشد در یک شهر خارج از لندن, من فکر نمی کنم تا زمانی که یکی در غیر این صورت عادی شنبه وقتی که من 13 سال است.

من مادر و پدر بودند تقسیم و محل های مورد علاقه من برای رفتن به خاموش کردن جهان شد, محلی, indie در, سینما, جایی که من دیدم بسیار عجیب و غریب فیلم. آن را در سوئد. آن را مجموعه ای در 1970s. آن را در مورد یک حومه مادر که با فرار از شکست در ازدواج و حرکت در با دو بچه در دو به یک متزلزل هیپی کمون پر از کمونیست انگشت و طعم های مختلف از اذیت کننده آرمانگرا همه جر و بحث در مورد که به نوبه خود آن را به انجام شستشو. این فیلم Tillsammansبه کارگردانی Lukas Moodysson; عنوان در ترجمه و معنی با هم.

Tillsammans تبدیل دنیای من داخل به خارج است. من به پدر و مادرم ازدواج کرد و تلاش برای ایجاد حس از آنچه در زندگی بزرگسالی قرار بود به مانند نگاه کنید. من در حال حاضر احساس آزار دهنده که چه همسالان من برنامه ریزی شده بود که قرار بود به کار کردن برای من. و آن وجود دارد: 15 weirdos کهنه به یک خانه بزرگ است. آنها نیست زندگی یک زندگی عادی با استانداردهای 1970s استکهلم یا اوایل’00s لندن اما آنها با هم بودند. این نگاه عاشقانه. این نگاه رایگان. این نگاه آسان به این چیزها همیشه از خارج در داستان است.

بیست سال بعد از آن من شده است زندگی در جوامع و خانه-سهام برای بخشی بهتر از من زندگی بزرگسالان است. بعد از دانشگاه در سالهای رکود بزرگ من نقل مکان کرد و به یک کثیف, تخت, به اشتراک گذاری در لندن شاهراه لین تلاش برای ایجاد برخی از این Tillsammans روح. مطمئن شوید به اندازه کافی وجود دارد شدید سیاسی استدلال بیش از شستشو تا فهرست و اخلاقی بحث بر سر اینکه چگونه و آیا به قتل تریر-اندازه موش که نگه داشته و ریشه در اطراف سطل. ما به زودی متوجه شدند که لذت های فضا دور می پوشد در جایی بین مقعد اولین بار شما گام در خود flatmate را استفراغ در خارج از درب خود را به حداقل-دستمزد کار و زمان بی حد و حصر شما نمی توانید خواب به این دلیل که مردم به شما به اشتراک گذاشتن یک دیوار با حال با صدای بلند و بی وقفه 23 سال.

پس از آن من نقل مکان کرد و در یک زنجیره سیگاری اسکاتلندی باستان شناس و یک زن و شوهر از insomniac هکرها در Mile End. سپس به یک تخت در Hackney با دو نفر از شاعران است. پس از آن بود که دانشجو مشاغل از سال 2010 و اشغال اردوگاه در سال 2011 که در آن من زندگی می کردند و برای ماه ها در پایان. (بنابراین من تحت اللفظی هم اتاقی دقیقا یک بار وجود دارد یک کمون در Willesden Green جایی که من تقسیم repurposed کمد و تشک بر روی زمین با یک شیرین استرالیا, گت, پرداخت 450 نشخوار یک ماه برای امتیاز و در نظر گرفته آن را لعنت معامله خوب است.) آن را هرگز به من رخ داده است به حل و فصل کردن. یک چیزی که من نمی تواند به استطاعت. همه در همه سال های 2008 تا سال 2020, من در زندگی 35 مکان در پنج کشور با توجه به چگونه شما آنها را به حساب بیش از 200 مشاوره ازدواج و مشاوره خود را شرکای گریز از مرکز خود و تروماهای دوران کودکی تلاش برای ایجاد خانه های موقت هم در حالی که ما منتظر ما “زندگی واقعی” برای شروع.

آخرین کمون من در زندگی در لندن در سال 2015 بود ویران سابق انبار ذخیره سازی که در آن از لحاظ فنی دو یا سه نفر بودند که قرار بود به زندگی به عنوان “سرپرست.” در آن زمان من نقل مکان کرد و در هفت وجود دارد مشاوره ازدواج و مشاوره همه بین سنین 22 و 34. به زودی به عنوان بیشتر از طبقه پایین آشیانه فضای ساخته شده از ما هشت نفر بودیم و سپس 10 و معمولا یک زن و شوهر فوق العاده reprobates توفنده بر روی کاناپه. ما تا به حال چه طوری چند نفر جوان در حال سرمایه: فضا.

از آن البته و نه فانتزی. ویکتوریا لوله کشی خراب شد هر تابستان و به اشتراک گذاری porta-اسان با نه مردم واقعا باعث می شود شما فکر می کنم در مورد کیفیت خود را به تصمیم گیری که آیا این بازی نا شناسایی که ترد کاسه غلات/ترد پسر این است. وجود دارد یک داستان عاشقانه به این همه, اگر چه, و وجود دارد یک داستان عاشقانه به آن در حال حاضر پنج سال و 5000 مایل دور در قرنطینه مستند با سه نفر من به سختی می دانستم که سال گذشته است.

“وجود دارد هیچ علاقمند به جنس مخالف, توضیح برای این است.” به زودی پس از قرنطینه غلاف ساخته شده رسانه های محلی یک ق موضوع یافت داستان—و صدها نفر از غریبه ها بودند ناگهان تعجب است که ما مخفیانه shagging. این بود که در هیچ بخش کوچکی به دلیل عکسی که همراه این مقاله که در آن افسانه خواننده و ترانه سرا, همخانه آویخته خود را بیش از بقیه از ما در بسیار جالب و یک جفت شورت تنگ که امن اجتماعی فاصله اما قطعا نا امن برای کار. “که queerest گروه از مردم من تا کنون دیده ام و من صرف مقدار زیادی از زمان به دنبال در آینه” یکی redditor نوشت. “من فکر نمی کنم هر کسی با سرخابی مو مستقیم است.” من bristled. من که شگفت زده به عنوان هر کس دیگری با من علاقه وانیل hetero اما این بدان معنا نیست که من نمی خواهم به مو رنگارنگ و زنده در یک توله سگ توده ای از عجیب و غریب weirdos.

عجیب و غریب مردم همیشه تشکیل “جایگزین خانواده”; می توان آن را آسان به خصوص اگر شما در یک زندگی خوب لیبرال بخشی از لیبرال کلان شهر را فراموش کرده ام چگونه بسیاری از جوان های عجیب و غریب مردم هنوز هم رها با خانواده خود راندند سر و صدمه زدن به اعماق پایان یک زندگی بزرگسالی آنها آماده برای. اما در سال های پس از سقوط مالی وجود داشته است و بیشتر و بیشتر دلایل برای تمام انواع از مردم عجیب و غریب و یا در غیر این صورت به شکل جایگزین خانواده.

دستمزد باید میزان اجاره افزایش یافت و بسیاری از ما خودمان را زندگی از ضرورت در راهی که قبلا درک به عنوان یک “انتخاب شیوه زندگی است.” مادران مجرد در حال دو برابر شدن تا به تشکیل خانواده های که در آن آنها می توانند ارائه کمک های متقابل و پشتیبانی. جوان ازدواج زوج ها در تلاش برای پرداخت هزینه های مسکن در حال نصب اجاره-پرداخت دوستان خود را در اتاق خواب یدکی و گاراژ. بزرگسالان در حال حرکت در با دوستان خود’ پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ. به اصطلاح co-زندگی یک روند است در راه همان است که خانه های کوچک و ارزان خرما و خطرناک صفحه اصلی رنگها روند—به دلیل millennials در حال شکست است. دلیل بسیاری از ما زندگی می کنند با یک همخانه یا دو یا پنج یا شش دلیل است که ما در مجموع تصمیم به پاره کردن پدر و مادر ما’ هنجارهای اجتماعی—یا نه فقط که. آن را نیز یک ضرورت اقتصادی.

سپس دوباره به طوری که هر خانواده در هر زمان. خانواده هسته ای در آن مختصر در اوج بود و اساسا یک استراتژی اقتصادی است که ساخته شده آن را آسان تر برای کنترل عرضه از کارگران و سازماندهی مهد کودک و داخلی کار می کنند به طوری که زنان انجام می دهند به همان اندازه از آن را به عنوان ممکن است به صورت رایگان. به این ترتیب دیگر اقتصادی یا عاطفی حس—و وای آن را می دانم. تقریبا نیمی از ما بعد از همه بزرگ شده که پدر و مادر طلاق گرفته بودند و یا در تک-پدر و مادر خانواده. اما خانواده هسته ای باقی مانده است تنها شکل از خانواده با فرهنگی مشروعیت.

در حال حاضر وجود دارد یک اشتیاق عمیق نه تنها برای روش های دیگر زندگی می کنند اما برای کسانی که از راه های دیگر زندگی به توان اذعان کرد در فرهنگ و حمایت در جامعه است. در عین حال واقعا وجود دارد تنها یک محل که در آن است که اشتیاق واقعا نقش: داستان—و به خصوص در ژانر علمی تخیلی است که بیشتر اجازه به تصور دنیاهای دیگر فراتر از روزمره رود منظم و مستقیم.

این استعاره یافت خانواده شده است در اطراف برای چند دهه. یک دسته از بورس پرتاب با هم مشکل پیدا می کند یک راه برای زندگی و رشد با هم. این کار به دلیل آن را تحقق آرزو از جمله برای مرتب کردن بر اساس از مردم که فقط می خواهند یک گروه از دوستان به در تکیه می کنند. و چون چشمگیر امکانات بی پایان هستند. خیلی نوع داستان سرایی آغاز شده توسط contriving یک وسیله ای است که برای کسانی که متفاوت مردم با هم. همه آنها ملاقات در یک میخانه یا در یک سفینه فضایی و یا در اجرا از خود robot overlords. آنها اعضای همان ارتش واحد همکلاسی در همان supernatural دانشگاه superpowered نوجوان مجرمان در همان جامعه خدمات برنامه است. آنها ممکن است از یکدیگر متنفر شوند اما در نهایت آنها ادغام در یکدیگر زندگی می کند.

زنان و نویسندگان و به ویژه در مدت طولانی است که پیشگامان این نوع از اینده رمان که فکر خلاقانه فراتر از هسته خانواده به عنوان واحد پایه وجود انسان است. نویسندگان از Ursula K. Le Guin و Octavia ساقی و شری S. Tepper به حاشیه cisco powered, N. K. Jemisin لوئیس مک مستر Bujold جوانا راس و لیدیا Yuknavitch باید مجموعه خود را به تصور جایگزین برای استاندارد-موضوع شادی. خیلی از زمان که فرآیند شامل ایجاد جدید بیگانه خویشاوندی سازه. جدید, غلاف, جدید, دوستان, سیستم های—جدید “عملیاتی” را به عنوان نظریه پرداز سوفی لوئیس تماس آنها را در کتاب خود کامل رحم جایگزین در حال حاضر. قائم مقام خانواده و یا ساختار خانواده در Lewis’ شاعرانه بازپس اصطلاح جایگزین را بهبود می بخشد و بر آن سنتی محدود مردسالار خانواده با اشکال جدید و مایعات شبکه های مراقبت.

در بکی اتاق’ Wayfarers سری یک گروه از فضای مرتدان gallivants در سراسر جهان مواجهه با بیگانه مختلف جوامع است. مورد علاقه من هستند Aandrisks برای آنها طبیعی است که سه خانواده در این دوره از عمر است. وجود دارد خانواده شما رشد می کنند تا با “تخم خانواده” که همیشه خون خود را ، سپس به عنوان افراد جوان شما فرم “پر خانواده” اعضای که تولید این کودکان اما آیا بالا بردن آنها را به عنوان آنها مشغول ساختمان زندگی خود را دارند و داشتن این نوع درام که بسیاری از ما از طریق ما در دهه بیست سالگی و سی سالگی. در نهایت شما وجود دارد “خانه و خانواده” که در آن شما و دیگر بزرگسالان, بزرگسالان حل و فصل پایین به بالا بردن کودکان شما در نهایت آماده برای پرورش.

اگر زندگی با دوستان و غریبه ها و پدر و مادر و خواهر و برادر نبود به عنوان یک “شکست”? و یا اگر آن را یک شکست در راه است که ندارد به مطلق? پاپ فیلسوف جک Halberstam صحبت می کند از “عجیب و غریب هنر از شکست” که به عمد رها کسانی که شکننده مدل از موفقیت است که هرگز ساخته شده برای ما به هر حال. این یک روش زندگی است که “در غیر ممکن است غیر محتمل بعید است و عادی است. آن را بی سر و صدا از دست می دهد و در آن از دست دادن تصور از دیگر اهداف برای, زندگی برای عشق, برای هنر و برای بودن است.” واقعا وجود دارد هیچ علاقمند به جنس مخالف, توضیح برای هر یک از آن.

یک یافت خانواده می تواند شکستن قلب خود را فقط به عنوان بسیار به عنوان یک سنتی ، در اکتبر 2016, من تبدیل به 30 و پرتاب یک حزب در لندن کمون. این خوب بود ، نوشیدنی مست بود, اسرار شد به اشتراک گذاشته شده, غیر عاقلانه بوسه رد و بدل شد و من پیدا کردم خودم خوشحالم که این چیزی بود که من در زندگی بزرگسالی مانند نگاه. سه روز بعد نه دوستان نزدیک من زندگی کرده بود با جمله سابق عاشقان قرار داده و به دست من هفت صفحه و دو طرفه نامه توضیح در گامه دقیق و دردناکی بدون خشونت هیپی شعارهای چرا من یک شرم آور ضایعات پوست انسان و از این پس خارج از خانه است که من نیز بود کل جهان اجتماعی. این یک ضربه بود. من می خواهم در زندگی موقعیت هایی که خراب شده بود اما من تا به حال انتظار نمی رود به لگد کردن در گوش من بدون هشدار. من فکر می کردم این افراد دوستان من—من خانواده است.

این دل شکستگی شد و فیزیکی وزن است. هیچ عاشقانه فروپاشی قبل یا پس از ضربه من به عنوان نیمی سخت است. من نمی OK را برای یک زمان بسیار طولانی است. و تقریبا بدترین آن وجود نداشت زبان به ترجمه است که از دست دادن. اگر من تا به حال به پایان رسید نامزدی یا شکسته با مدت طولانی زندگی می کنند و شریک آن را آسان تر است برای توضیح و اندوه است. بستگان من بودند دلسوز بلکه رها—آنها مراقبت در مورد من و آنها امیدوار بودند که در حال حاضر من ممکن است حل و فصل کردن به چیزی بیشتر سنتی, چیزی بیشتر جامد و امن است.

من تصمیم گرفتم که شاید آنها حق داشتند. شاید من تا به حال ساخته شده است یک اشتباه توسط انحراف از داستان مستقیم زنان قرار بود برای گفتن در مورد شادی خود را. تلاش برای زندگی به عنوان اگر شما در اوایل روز بهتر ملت بود بیش از حد دردناک, بنابراین من می خواهم سعی کنید به صورت طبیعی به جای. من نقل مکان کرد و در با یک دوست عزیز که به تازگی تبدیل به یک شریک عاشقانه, در یک آپارتمان کوچک خودمان در زادگاه من. آن را واقعا به نظر می رسد مانند یک ایده خوب در آن زمان است. ما هر دو تلاش وحشتناکی سخت بود نرمال بود و در تمام حواس مستقیم. به مربع بود. به تکه های نرم و قطعات عجیب و غریب از دل ما به خطوط تمیز و فرهنگ خواستار شدند. شاید اگر ما دو برابر کردن در انجام کارهایی که قرار بود ما را به انجام, ما ممکن است خوشحال است. ما ممکن است امن.

که یک طرح احمقانه. من به زودی خودم را دوباره تنها در خانه با نام من وام مسکن با تشکر از ترکه از یکی از بستگان. شروع کردم به تزیین مانند دیوانه به دفع gnawing تنهایی. من می دانستم که من خوش شانس بود. پس چرا من احساس بدبختی ؟ چرا من باید معامله شده در—و نه برای شریک زندگی خوب و ازدواج و وام مسکن اما به یک مورد ضرب و شتم تا حمام و لوایح و کارهای با نه دوستان و خصلت خود را و تروماهای دوران کودکی, اما, موقت, اما نا امنی ؟

در اینجا درس من تا به حال به یاد بگیرند که: “سنتی” خانواده های هسته ای امروز هیچ ثبات تر و امن بیشتر یا کمتر به احتمال زیاد منجر به شادی پایدار از “جایگزین” خانواده ها. در Sirens of Titan, Kurt Vonnegut صرف صدها نفر از صفحات آینده به این نتیجه رسید که هدف و یا حداقل یک هدف—”زندگی انسان مهم نیست که کنترل آن است که به عشق هر کس در اطراف به دوست شود.” مشکل یافت می شود خانواده است و دقیقا همان مشکل با هر نوع دیگر از خانواده است. وجود ساختار مناسب هیچ یک از مجموعه ای از قوانین است که می تواند تضمین کند که مردم همیشه خواهد بود مناسب برای هر یک از دیگر هرگز رشد به انجام و که هیچ کس هرگز خود را دریافت قلب شکسته هرگز دوباره.

در Buffy the Vampire Slayerیک گروه از دانش آموزان مبارزه با هیولا ها و شیاطین در حالی که تلاش برای زندگی عادی زندگی می کنند قبل از آمدن به تحقق است که شاید در زندگی عادی نیست همه آنها ترک خورده بود. در تلویزیون نشان می دهد و در فصل پنجم این باند به صورت یکی از هولناک ترین هیولا از همه: محافظه کار و بستگان که ناراضی هستند با این شیوه زندگی از یک شخصیت به نام تارا چرا که او یک و همچنین یک جادوگر. “ما او را خون قوم” فریادهای پدر او است. “چه کسی به جهنم می روی؟” این Buffy که می گوید: آشکار است. “ما خانواده است.”

در طول Covid-19 مستندات میلیون ها نفر از مردم مجبور شده اند برای مقابله با راه های که در آن “خانواده سنتی” می تواند اجباری. برآورد محافظه کار نشان می دهد که شده است وجود دارد 20 تا 30 درصد افزایش حوادث خشونت در سراسر جهان به عنوان زنان به طور خاص خودشان به دام افتاده با معتادان است. حتی قبل از مستندات, 19 زنان آمریکایی یک هفته به قتل رسیدند توسط شوهران خود یا آشنایان صمیمی. خانواده هسته ای مانند هر می تواند یک مکان خطرناک است.

این نیست که مردم شما ملزم به خون یا دیگر مایعات بدن هستند اضافی به ناچار سوء استفاده و یا هر Buffyفعال شیطانی. آنها نه تنها روابط مهم—و این جهانی و همه گیر را که روشن گسترده تر فرهنگ است که برای مدت طولانی احساس تهدید توسط تفاوت. مجبور انزوا ساخته شده است ما hyperconscious از ما نیازها و انتظارات برای زندگی مشترک, و امید برای بهبود. شاید تهدید واقعی و حاضر نیست به سادگی این واقعیت است که بخش قابل توجهی از ما ممکن است هرگز شکل سنتی خانواده ها اما چشم انداز است که برخی از ما ممکن است ترجیح می دهند به. که ما ممکن است جلوگیری از انجام این کار از آنجا که ما باید برای شروع و انجام آن را بر روی هدف است.

در مستند من خودم تماس در تمام پیر اجتماعی عضلات از کمون بار: این شربت خانه ریاضیات در برنامه ریزی وعده های غذایی از ارائه تغذیه و مواد غذایی جالب برای بسته, ترس مردم با محدودیت های غذایی که فقط می خواهید چیزی خوشمزه برای شام. مشکل از ماندن سخاوتمندانه وقتی که حمام نمی جادویی تمیز خود را که آیا شما فکر می کنم مصرف شده است سطل کردن این همه وقت, سوگند ملایمی? بن جن ؟

ما مبارزه است. همخانه من و من صرف یکی از به یاد ماندنی هفته داشتن این نوع استدلال است که شما ممکن است انتظار عصبی نویسنده و عصبی نوازنده به زمانی که آنها به دام افتاده در یک جعبه کوچک با یک مقدار زیادی از کار را به انجام است که برای آن نیاز به یک مقدار زیادی از آرام و از سوی دیگر بسیاری از سر و صدا. وجود دارد اشک. وجود دارد عصبانی بود پخت. وجود دارد آرام پذیرش است که ما هر دو جنگیدند ما در تمام طول زندگی, برای پیدا کردن یک راه برای زندگی که متفاوت بودن و بلند پروازانه و خلاق و عجیب و غریب ندارد به این معنی که به تنهایی.

این دعوا در زمان نیم هفته است. ما صرف نیم دیگر پیدا کردن جایی جدید به با هم زندگی می کنند زمانی که ما اجاره نامه است تا آنجا که رک و پوست کنده این بوده است طاقت فرسا و مهم عاطفی و هیچ یک از ما می تواند به زحمت از شروع همه را دوباره و دوباره با شخص دیگری. همخانه من آزار من تقریبا بیش از هر کس دیگری من می دانم و اگر کسی تا به حال او لطمه می زند من به آنها را شکار کردن. زمانی که من آمد با Covid مانند علائم ممکن است او کسی است که منع من از کار کردن در این مقاله و اصرار داشت که من دروغ جهنم پایین و دیده بان احمق ابرقهرمان فیلم به جای. و گمان می کنم چیزی است که خانواده به این معنی است.

به این معنی که شما عشق هر کس در اطراف به عشق. این بدان معنی نیست که شما باید به مانند آنها را در همه زمان ها. عشق کار طول می کشد. زندگی با هم کار طول می کشد. مریض و خسته از انتظار در اطراف سرسرا اجتماعی تحریم بزرگسالی millennials در حال راه اندازی خانه حق در اینجا. ما در حال انتظار برای ما در “زندگی واقعی” برای شروع. ممکن است ما هرگز امنیت یا ثبات ما مطرح شد به میل اما ما هنوز هم می تواند تعهد و جامعه است. برای من این است که من در زندگی واقعی است. این خانواده ها و روابط که در آن من شده اند تا آموخته است که چگونه به مراقبت از خودم و سایر افراد تا به حال قلب و مغز و مورد علاقه لیوان شکسته. این زندگیهای واقعی کوتاه و زیبا احمق و بعید است و ما زندگی می کنند آنها به مراتب بهتر اگر ما اجازه داده شد—فراتر از تحقق آرزو از داستان به این باور در آنها است.


اگر شما خرید چیزی را با استفاده از لینک ها در داستان ما, ما ممکن است کسب درآمد کمیسیون. این کمک می کند تا حمایت از ما روزنامه نگاری. بیشتر بدانید.


لوری پنی (@PennyRed) یک روزنامه نگار, تلویزیون, نویسنده, نویسنده و اخیرا از سگ ماده دکترین. او نوشت: در مورد fandom در موضوع 27.09.

این مقاله به نظر می رسد در ماه جولای/آگوست موضوع است. مشترک شدن در حال حاضر.

اجازه دهید ما می دانم آنچه شما فکر می کنم در مورد این مقاله. ارسال یک نامه به سردبیر در [email protected]


چه اتفاقی می افتد ؟
  • چگونه به دولت اعتماد دوباره
  • Coronavirus محققان در حال برچیدن علم را برج عاج—یک مطالعه در یک زمان
  • ویدئو کنفرانس نیاز به صعود از uncanny valley
  • اخبار در 11: بچه خبرنگاران مقابله با کروناویروس
  • پس از حذف: چگونه ما باید یاد بگیرند که سن و حرکت گوش دادن و ایجاد

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.detny.im