من جلیقه ضد گلوله و توهم حفاظت کامل

I.

یک بسته بزرگ. من پاره کردن نوار و پوست باز کردن پانل ها از جعبه به فاش کردن چهار کیسه های پلاستیکی. در یک کیسه مطبوعات پچ در یکی دیگر از سرامیک تفنگ صفحات دیگر مات سیاه و تاکتیکی کلاه و آخرین, جدید من جلیقه ضد گلوله. من آن را نگه دارید و بلافاصله احساس نا امید.

کلیپ ها و تسمه آویزان از طرف ساخت جلیقه های حجیم مانند چیزی از یک نیروی دریایی مهر و موم ممکن است می پوشند. من فکر کردم من تا به حال دستور کاری کند. من می خواستم چیزی است که من می تواند پوشیدن زیر لباس بدون دانستن هر کسی من را نگاه اعتماد به نفس با تجربه. من جلو و باز کردن نوار چسب کیسه در جلو و پشت جلیقه اسلاید بشقاب سرامیک به آنها را ساخت جلیقه تقریبا دو برابر به عنوان موثر و دکل بر سر من. من دست و پنجه نرم قفل محکم بستن تنگ دنده باند.

من راه رفتن به حمام و توقف در آینه. من می بینم که جلیقه متناسب با. من هم از دیدن ترس در چشمان من. من رفتن به خارج از کشور به یک جنگ منطقه در یک گزارش سفر. Elettra من در این شهر در سال 2017, ما ازدواج کردم در سال 2018) می داند این سفر مهم است اما او نگران امنیت من. من قرار جلیقه و کلاه ایمنی به یک گنجه. من نمی خواهم او را به آنها را ببینید. من او را نشان می دهد هیچ ترس.

من نیک را زیاد هیجان زده و اطمینان بخش نماینده در Bulletproofme.com که به فروش می رسد من دنده از او بپرسید چرا این چیز بسیار بزرگ است. آیا آنها ارسال اشتباه یک ؟ او به تماس های من کلاه و جلیقه من PPE—”شما نمی که PPE?” من نمی خواهم عبارت تجهیزات حفاظت شخصی. این تماس به ذهن سخت کلاه و دستکش جراحی—مواد به گارد در برابر اشیاء بی جان و نزدیک نامرئی عوامل بیماری زا. دنده من بود که از من محافظت از انسان های دیگر آنهایی که با اسلحه بنابراین من همچنان خواستار آن من ضد گلوله دنده.

نیک چک سفارش. در واقع او می گوید: چیزی وجود دارد که ممکن است بدست messed تا در پایان خود را. من می خواهم یک جایگزین کند ؟ من به او بگو من وقت ندارم. سفر من به عراق در چند روز. او می گوید: او متاسفم. او آرزوهای من موفق باشید. “و فراموش نکنید که” نیک می گوید. “هیچ چیز را گلولهاثبات. چیزی که تنها گلوله و مقاوم در برابر.” این هیچ کاری نمی کند برای فروکش کردن اضطراب من.

من بازی کردن اضطراب به Elettra بعد, زمانی که او می پرسد اگر من تمام بسته بندی شده. در زندگی قبلی به عنوان کمک کارگر او سفر به مناطق جنگی. او می پرسد اگر من واقعا نیاز به سفارشی ماسک گاز با لنز. من به او بگویید بله بهتر امن تر از متاسفم حتی اگر من نگاه مضحک آن را حمل به اطراف با من در زمانی که هیچ کس دیگری است. من همیشه می تواند امن تر است. من می توانم قرار دادن فاصله بین خودم و گلوله. من می توانم دور ماندن از مکان هایی در دنیا که نیاز به واکسن برای بیماری های عجیب و غریب. من می توانید انتخاب کنید برای رفتن نیست. من می توانم در خانه بمانند.

ما بیش از رفتن من تماس اضطراری برنامه ریزی و من به او رمز عبور به نظر شخصی من دستگاه ردیابی GPS.

“همچنین شما دیده می شود من Chapstick?” از من بپرسید.

“نه متاسفم.”

“آیا من می توانم شماست؟”

“دست نزن مال من است.”

“اما لب های من هستند …”

“شما تا به حال خود را و شما آن را نابجا. من به شما یکی دیگر قبل از اینکه شما را ترک.” او چرخ دور و سپس متوقف می شود. “و من شما را دوست دارم.”

زمانی که من در زمین در شمال عراق, من نگه داشتن جلیقه نزدیک به من اما من به سختی از آن استفاده کنید. من هم یک جدید, Chapstick. آن ناچار خواهد شد از دست من قبل از پایان گزارش در روزهای پایانی دولت اسلامی, اما آن را تبدیل به چیزی از یک طلسم برای من.

زمانی که من بازگشت به خانه به بروکلین کابین می کشد دور و من در طبقه دوم آپارتمان پنجره هیجان زده برای دیدن Elettra پس از آنچه که احساس ابدیت. او سرخ کردن کره بادام زمینی ماکارونی مورد علاقه من زمانی که من گام را از طریق درب. این آمدن به خانه من لذت بردن از در که برای اولین بار در آغوش پس از ساعت ها و یا روز از هم جدا. در آن لحظات محافظت نشده با هر دنده من ضد گلوله.

در حال حاضر نزدیک به چهار سال بعد ما گیر در خانه با هم در یک خانه در ماساچوست: پدر من Elettra و ما نوزاد پسر. Coronavirus همه گیر امتداد آن ویروسی سنبله peplomers در سراسر جهان و ما را نگه می دارد مانند تقریبا هر کس دیگری در داخل. ما را به درجه حرارت و تکان دادن در هر سرفه. ما با شنیدن هر یک از دیگر از طریق دیوار کوچکترین تلفن های موبایل. هیچ چیز خصوصی است. دیوار شل و ول هستند و در عین حال محافظت از آنها در برابر جهان خارج و ناگهانی خود را نامرئی تهدید. من ببینید عزیزان من در بالا تعریف برای اولین بار.

II.

چیزهایی که من انجام شده در خارج از کشور: قرص برای مبارزه با عفونت های باکتریایی قرص شامل اسهال, قرص برای مبارزه با عوامل عصب. Chapstick, به طور طبیعی. من هم انجام sweatpants و کره بادام زمینی صخره میله, همه چیز از آرامش و امنیت. و من گلوله-مقاوم در برابر جلیقه.

نیک کلمات با من ماند در تور اخیر از DuPont کارخانه خارج ریچموند, ویرجینیا جایی که من رفت و به یادگیری بیشتر در مورد کولار کنجکاو فیبر شناخته شده در سراسر جهان برای آن مقاوم در برابر گلوله خواص. لوقا Jeter رهبر پرتابه شناسی آزمایشگاه وجود دارد و ما به عنوان بحث Jeter بارهای .44 مگنوم دور به یک ماشین (نه کاملا یک تفنگ بلکه مجموعه ای از تمام قطعات از یک تفنگ).

ماشین آتش گلوله کردن یک راهرو از طریق چندین سرعت سنسور به 12 ورق کولار XP بافته شده و حرارت با هم فشرده و آویزان در برابر یک بلوک از خنثی خاکستری خاک رس. هنگامی که ما راه رفتن downrange به ببینید که چگونه به خوبی لایه ها را در برابر گرد من می بینم کولار pocked توسط عظیم divot اما گلوله نفوذ کند. رس در پشت آن بود اما منفجر شد و پرداخت این تاثیر در شکل یک قارچ است. “است که در اطراف تروما بدن خود را دریافت کنید” Jeter می گوید.

فرد با پوشیدن این جلیقه هنوز هم نیاز به توجه پزشکی, اما آنها برای زنده ماندن. سپس Jeter بارهای 5.56 میلی متر دور استاندارد برای تفنگ مانند AR15 و آتش سوزی آن را به همان پانل. آن مشت سوراخ راست از طریق. قدرت بیشتر مانند بشقاب سرامیک پشت پارچه مورد نیاز خواهد بود برای متوقف کردن گلوله از سلاح های خودکار.

“هیچ زره ضد گلوله,” Jeter می گوید درست مثل نیک بود.

کشف شده در سال 1965 توسط یک DuPont دانشمند به نام Stephanie Kwolek کولار ساخته شده است و فوق العاده قوی پلیمرهای پلاستیکی محکم بافته شده را به پارچه انعطاف پذیر. در کولار زنجیره ای از مولکول ها—رشته های بلند از اسید ترفتالات و دیگر ترکیبات شیمیایی—خط موازی مانند سربازان در یک رژه نظامی. به علاوه زنجیره ای از مولکول های در حال نکردم با هم پیوسته حلقه سازه. سفارش هر خط از سربازان خود را در رژه به لینک آرنج: در حال حاضر دشمنان خود را می کند توسط یک ائتلاف است که موظف است با هم در برابر دشمن مشترک.

کولار است مانند دستمال کاغذی و یا زیراکس از PPE یک نام تجاری مترادف با bulletproofing و زره پوش های نظامی و نیروهای پلیس بلکه به ایمنی. مواد مورد استفاده در بسیاری از چیزهای: گرما-مقاوم در برابر لباس برای آتش نشانان; مصرف کننده درجه, دستکش, شلوار بی خشتک گاوداران و “ه” دستکش برای barbecuers; موتور سیکلت سواری دنده; محافظ کت و ماسک برای fencers; سایش برای حفاظت از سرعت اسکیت باز در مورد آنها سقوط; محافظ پتو برای اسب در گاوبازی آرنا; کفش بسکتبال; paraglider تعلیق خطوط لاستیک دوچرخه; تنیس روی میز به پایان می رسد; راکت تنیس رشته; woodwind نی; فتیله برای رقص آتش; لنت ترمز و بدنه از ماشین های اسپرت مثل فراری F40; درام سران و قطعات متمایل سازهای زهی; مخروط بلندگو و یک سقف برای استادیوم المپیک در مونترال; توربین های بادی; گوشی های هوشمند مانند Motorola Droid Razr; گودیر لاستیک; و دوپونت اسکی. در سال 2003 DuPont ایجاد شده بالای سطح زمین اتاق وحشت تقویت شده با کولار بنابراین شما می توانید آب و هوا گردباد های نجومی در یک قرنطینه شما هم قرار دادن خودتان.

تورنادو بد سردستی slinging همه چیز را از تخته سنگ به اتوبوس مدرسه. گلوله ها بدتر سنجیده تر. اشاره .44 مگنوم و مختلف دیگر مهمات Jeter می گوید. “اگر شما یک داده از تهدید شما می توانید با استفاده از هر گونه مواد را به آن را متوقف کند. این ممکن است کل کارخانه از بالش اما بالش می تواند مقاوم در برابر گلوله. در یک معنا بله شما می توانید زره که بسیار سنگین است بسیار گران قیمت و ناراحت کننده اما آن می تواند به جلوگیری از همه این چیزها.”

نشستن در خانه در حال حاضر قفل شده است و با خانواده ما فیزیکی لینک کلیک کنید برای دوستان خود و جهان خارج قطع, من می دانم که او حق است. برخی از مهمترین مواد ضد گلوله در زمین ارزان است و ارزان: خاک و شن و فاصله. اما در چه نقطه که فاصله به نوبه خود از حفاظت به تبعید? نیست قوی ترین دفاع در برابر نیروهای خارجی که متصل افراد شدیدا به یک واحد?

III.

در سال 2018 من مستقر در بیروت. من در زمین طولانی نیست پس از این ما راه اندازی حملات هوایی علیه دولت دمشق را بمباران کرد. به نظر می رسد جهان در حال گرم کردن برای تازه هرج و مرج است. من سفر به سوریه و عراق و مصر و جاهای دیگر در سراسر منطقه, گزارش, انتخابات, بی ثباتی سیاسی و جنگ پناهندگان و مهاجرت. زمانی که من بازگشت به بیروت, من شراب خواری در Jack Ryan فیلم از 1990s شروع شد. آن است که آرامش recentering بدانید که جهان همواره در آستانه فاجعه است و مردم مشغول به کار بودند با هم برای جلوگیری از آن.

در شب زمانی که هم اتاقی من در خواب هستند و تنها چیزی که روشنایی آپارتمان ما این است که این نرم تب و تاب بودن از نشانه های ضمیمه شده به نزدیک ساختمان, من لغزش به من جلیقه ضد گلوله. من خیره به خودم در آینه. جلیقه تنگ است. آن را متناسب با صورت چسبیده. من قرار دادن سلاح من در اطراف خودم برای حفاظت اضافی به عنوان اینکه یک آغوش و یک آغوش در برابر مرگ است.

در اوایل سال 2019 من آماده شدن برای یکی دیگر از سفر به بغداد و من بسته جدید جلیقه. آن است که ساخته شده از مقاوم در برابر گلوله فیبر اما آن می تواند به جای من دو سرامیک تفنگ صفحات. آن است که مخالف من اولین جلیقه: ظریف, نور پنهان. من فقط می ترسم اما من یک روال در حال حاضر. صرف هفته ها برنامه ریزی, کتاب من پرواز می رسند و در یک درگیری منطقه, گزارش, چند, داستان, امیدوارم که آنها کار کردن و منتشر پرواز به خانه. جلیقه شد و به عنوان استاندارد بسته بندی مورد به عنوان ماسک گاز انجام شده با من از درک ضرورت هر چند به ندرت استفاده می شود.

من deplane در بغداد, فرودگاه بین المللی و در jetway من دیدن یک مرد با یک بسیار بالا coiffed محو لباس پوشیدن و در یک threadbare قهوه ای کت و شلوار. چیزی در مورد او مرا به یاد یک مخفی پلیس و من از نگاه کردن به من راه رفتن و گذشته او امید او متوقف نمی من. به من مهر از طریق مهاجرت می بینم مرد در کت و شلوار و دوباره. او با معرفی خود به عنوان دلال; او به من کمک حرکت کشور و سعی کنید به نگه داشتن من به عنوان امن من گزارش. من هرگز با او کار می کرد و من شوخی ضعیف در مورد راه رفتن گذشته او.

ما به کیسه های من و به زودی ما در حال رانندگی از طریق خیابان های خارج از منطقه سبز عبور زیر 14 جولای پل غرق در چراغ های نئون. او grumbles به خود را به عنوان ما را از طریق تصویب یکی دیگر از پاسگاه: “من از آن متنفرم” یکی از عبارات مورد علاقه او همراه با “شما بالا” و “من نه دوست دختر خود را،”

بحث ما در مورد اینکه چرا او در اینجا زندگی می کند در بغداد که در آن هنوز هم خطرناک است و چه چیزهایی هزینه و قیمت آن چقدر است برای زندگی در ایالات متحده است. “همه مردم فکر می کنم خارجی ها پول زیادی کرده اند” من می گویند. “نه من,” او می گوید. “من متفاوت هستم.”

ما به جلو و بیش از برای شام. بحث ما به طور خلاصه در مورد چگونه یک مرد باید به نظر می رسد در عراق چگونه مقامات مراقبت که او دارای دو خوب گوشی های. آنها قاضی کفش او می پوشد او درایوهای گوشی های او استفاده می کند. ما خوردن کباب در طبقه دوم رستوران در تاریکی زمستان سرد شب همه در لباس پیراهن.

یک دلال ضروری تاسیسات به یک روزنامه نگار خارجی مشغول به کار در خارج از کشور. آنها همه چیز را از منابع به مسکن به امنیت. آنها را سیگار و همراهی خطر زندگی خود را برای کمک به داستان است که اغلب نزدیک به خانه برای آنها شخصا. که پویا خیلی صمیمی یک رابطه, در انفجار کوچک می تواند دشوار است به حرکت. من به او بگویید من عصبی.

“هیچ کس تا کنون گفت که من قبل از” او می گوید. آنچه می خواستم بگویم این بود که من می ترسم در مورد انتساب نه از او. او قرار می دهد پایین kebob. او نشسته مستقیم در صندلی خود را اجتناب از تماس با چشم. او اشتباه من. او فکر می کند من به او اعتماد ندارد که توهین و در حال حاضر ما قطع شده است. ما سکوت. من برای رسیدن به من Chapstick و پاپ کلاه و خاموش و دوباره اتلاف وقت به عنوان من سعی کنید به جلو و گفتگو خارج از غرفه.

من احساس آسیب پذیر است. من اسکن خروجی و متوجه من هیچ ایده که در آن من در رابطه با محلی که من قرار است به ماندن بگیرید. من تا به حال خوانده ام و شنیده در مورد fixers, و یا کسانی که لباس مبدل خود را به عنوان fixers, فروش دیگر روزنامه نگاران به شبه نظامیان. من تا به حال خوانده ام و شنیده در مورد اشتباه نوبت های گرفته شده پایین اشتباه جاده ها کنترل شده توسط مردم بد است.

او با خود گوشی چک کردن زمان. یا شاید های محل ما با کسی و یا گروهی از مردم است. مردان پشت من را ترک کنند. من انقباض. پس ما اول WhatsApp مکالمه او پول خواست او تند و زننده که من دیر به پاسخ و او من او را خرید ادکلن او را به عنوان یک هدیه است. من سفر کرده بود به مدت 36 ساعت در این نقطه هر چند. شاید من بهینه سازی و نیاز به خواب پناه من به نوبه خود می تواند تقریبا در هر نقطه با کمک یک قرص.

اگر او در حال رفتن به فروش من من PPE رفتن نیست به من کمک کند. ما ترک رستوران و درایو دور به سمت ترکیب جایی که من می مانم. من امیدوارم. من بررسی موقعیت ما بر روی گوشی من ساخت مطمئن شوید که ما در حال رفتن در مسیر درست است. به همین دلیل می خواهم از او به نوبه خود وجود دارد ؟ آیا این راست خیابان ؟ “اجازه دهید من از شما یک سوال بپرسید,” او می گوید که او ماشین را متوقف می شود در خارج از ترکیب و نیش ترمزی میزند ترمز اضطراری.

من اعتقاد دارم که او در حال رفتن به بپرسید که چرا به من گفت: من عصبی بود. او پرده خود را بیش از این فرمان به نظر می رسد من و می گوید: “آیا من می توانم پول؟” من از او بپرسید چه مقدار و او می گوید: “200 دلار است.” من به او بگویید “نه کاملا.” من تا به حال او را فرستاده بیشتر از 500 قبل از سفر و خواهد پرداخت او پس از این سفر به پایان رسید. پول یکی دیگر از لایه محافظ ما می توانیم بسته بندی کردن در اطراف خودمان احساس خوب بیمه. من درک است که به نگه داشتن آن تا پایان انتساب بدان معنی است که حداقل تا زمانی که من به پایان رسید کار من برگزار شد و برخی از قدرت بیش از او. او می گوید: “با تشکر از شما.” و فکر او را درک نمی کنند من می گویم “نه. من گفتم نه.” او می گوید آن را دوباره sarcastically خیره به تاریکی کوچه و خیابان: “با تشکر از شما.”

من فکر می کنم او را برای رفتن به سفر ما اگر من او پرداخت. یا شاید او به تماس دوستان برای آمدن جمع آوری پول خود را و تماس با ما به هر حال سفر. خیلی دیر است و تاریک. من خسته و من از وحشت. من داش به اتاق من و با استفاده از کلید او به من داده بود برای باز کردن درب و سپس آن را قفل پشت سر من. من گوه درب امواج بین کف و درب و تنفس کمی آسان تر است. سپس من شروع به فکر کردن از او کپی کلید و در حال حاضر دسترسی دارد و می آیند و گرفتن پول. بنابراین من نشستن روی تخت خیره به سقف و گوش دادن به صورت قدم به قدم در راه پله ها.

ایمنی اتاق خلوت من چشم انداز. سوء ظن من شد خاموش پایه. من دلال احتمالا فقط احساس دفع توسط من درک بی احترامی و ترس من. من باید پنهان آن پوشیده نیست آن را در آستین من. اگر من تا به حال تصویب در شام و مستقیم رفته به آپارتمان, اگر من تا به حال خواب قبل از ملاقات با او شاید ما رابطه دوستانه را شروع کرده اند در تازه نور صبح و قوی تر شده است. من می خواهم که مطمئن تر. اعتماد به نفس موجب زایش اعتماد به نفس, و من تا به حال داده شده به او یک فرصت است. زره مال من است در نزدیکی درب. یک ساعت می گذرد. من حل و فصل. من نفس کشیدن است. من آرام است. من sweatpants و صخره میله و نرم اقلام راحتی منحرف کردن من. آنها من را امن است.

ما تا پایان کار با هم برای هفته آینده با اینحال اما در طول بازو. تعداد زیادی از فریاد و مبارزه miscommunication و derisive نظرات. این یک معاملاتي بورس. او پرداخت می شود, پرداخت کردم. زمان ما هم مایه تاسف و برهم کردن از اضطراب و ترس و نیت خوب کج رفته است.

من هرگز پوشیدن جلیقه من در پایان. من نه شرایطی که در آن تیراندازی به نظر می رسید به احتمال زیاد آن همیشه ممکن است. همانطور که برای دیگر تهدیدات PPE به ندرت محافظت در برابر چیزهایی که به عنوان شنیع به عنوان انسان است. آن را محافظت نمی کند در برابر backstabbers یا fixers و مترجمان که ممکن است فروش شما را.

زمانی که من مصاحبه غیر نظامیان در تلاش برای بازسازی خانه های خود در موصل و در شمال شرقی سوریه من را بخواهید اگر آنها تا به حال امید به آینده. آنها به من گفتند که داعش رفته بود همه چیز بهتر و نوشتم که پایین. آنها بلند کردن اجسام باقی مانده از هم پاشیده دیوار قطع توسط یک موشک یا موشک و یا بی پایان سنگین تیراندازی جمع آوری خرابه زندگی خود را به عنوان تک تیر اندازها سوراخ درجه دو محله ، من گزارش خود را به خوش بینی و من متنفر بودم فکر پوشیدن من PPE در حالی که مصاحبه با افراد خیلی انعطاف پذیر و در عین حال آسیب پذیر, بنابراین من نگه داشته و آن را بسته بندی شده در ماشین.

ما ایده های ایمنی بودند نامتقارن. ایده خود را از ایمنی در آن لحظه بود که در صورت عدم وجود چیزی—ISIS. چیزی که من می خواستم یک دلال به من اعتماد و بهتر به اینترنت, بنابراین من می تواند صحبت کردن با همسر من در واتساپ هشت ساعت به دور است. من آرزو او با من بود. پشت در آپارتمان در بغداد و من در آنجا ماند تا تمام شب به تماشای Netflix تظاهر او وجود دارد بیش از حد.

IV.

در حال حاضر او نمی خواهد مرا تنها بگذارید. آن را مارس سال 2020 و ما در گیر در خانه ما تحت خود شده است.

من روی گوشی کار هنگامی که او در می آید و دارای حق اعمال یک نوار اندازه گیری. او از آن دسته مانند شلاق. زرد فلزی نوار licks فرش بویش طبقه whacks دیوار من تا به حال رنگ نشده چهار ماه پیش.

“چه غلطی میکنی؟”

“ببخشید فقط می خواهید برای دریافت یک اندازه گیری” او زمزمه. او سفارش مبلمان. مستند درمان های خرده فروشی.

“این نیست که اخبار بی بی سی, مصاحبه با بچه های ناز توفنده در جهنم بری اینجا!”

او دور پیاده روی نوار اندازه گیری انتهایی پشت سر او.

“و من کجا لعنتی, Chapstick?” فریاد من در پشت او است. پدر من که ماندن با ما و به دنبال پس از پسر من در خانه در حال رشد, کوچکتر, سرفه در اتاق دیگر.

“پدر شما بیمار است؟”

“فقط خوب پسر من است.”

“پس چرا شما سرفه? چرا چشم شما قرمز؟”

“آنها قرمز ؟ من نمی دانم.”

“Elettra” من فریاد “آیا شما دیده می شود من Chapstick?”

“آره, من آن را انداخت دور چون من نمی خواهم شما به درخواست من در مورد آن را ندارد.”

من بوده ام به دنبال من Chapstick به مدت سه روز در حال حاضر. من از داشتن پنج میله به هیچ کدام است. من مطمئن هستم که او را فراموش کرده به بررسی جیب هنگامی که او ما را لباسشویی, خراب من, Chapstick و پرتاب شواهد.

ما شده ایم در انزوا هم برای هفته ها. اول خود انزوا از آنجا که ما در حال بازگشت به خانه ما در امریکا پس از ترک ایتالیا و تفکر ما می خواهم فاصله بین ما و coronavirus و سپس تحت دولت موظف به اقامت در خانه سفارشات از فرماندار ماساچوست چارلی بیکر.

من مردم را دوست دارم و اما این فاصله که کمک ما روابط قوی ماندن در گذشته از بین رفته است. من می شنوم همه چیز. خانه میآورد. جویدن. مورچه ها در دیوار, من می توانم قسم می خورم. هنگامی که و چه پدرم در حال انجام است ،

حواس تبدیل شده تا زمانی که تحت مستند. من احساس می کنم تحت محاصره و کمی وجود دارد من می توانید انجام دهید برای محافظت از خودم. هیچ جلیقه ضد گلوله بدون ماسک جراحی می تواند به من در این فاصله من به طور ناگهانی طلب است. بقیه بشریت احساس می کند به همان شیوه: Slathered در ضد عفونی کننده دست و اجتماعی فاصله آنها پوشانده در نگرانی. افرادی که به طور معمول حرکت را از طریق جهان با کمی ترس از حمله ناگهان ترس همه هراس کشنده دشمن که در همه جا و هیچ جا.

بعد از شام پدر من احساس نا امنی در مورد اینکه با ما فرزند ما خواب در اتاق بعدی می پرسد اگر Elettra و من می خواهم برخی از زمان به تنهایی با هم. من به او بگویید نه که ما می تواند با استفاده از زمان بیشتر از هم جدا. بیشتر ما قرار داده و فاصله بین خود و جهان دورتر ما نیاز به دریافت از هر یک از دیگر بیش از حد. در این متمرکز اجرا انزوا ما کشف کرده ایم که ما نمی توانیم عملکرد خیلی نزدیک به هم. معلوم می شود من و همسرم نیاز به طور منظم نبود به پرورش عشق. آن زمان از هم جدا کسانی که مایل بین ما آمد به رسوخ کردن در ازدواج ما با فوریت. زمانی که ما با هم همه چیز را به حال زودگذر قیمتی با کیفیت. ما می دانستیم که ما را در آغوش خواهد آخرین نیست—هر لحظه چیزی بود که به گرامی داشتن. فاصله و زمان بودند موانع است که محصور عشق ما حفاظت از آن است.


هنگامی که شما خرید چیزی با استفاده از خرده فروشی لینک در داستان ما, ما ممکن است کسب یک کمیسیون وابسته. بیشتر بخوانید درباره چگونه این کار می کند.


بزرگ تر سیمی داستان
  • تاریخچه مختصری از آمار و چگونه Covid-19 می تواند آن را تغییر دهید
  • ساخت شهرستانها برای دوچرخه و اتوبوس و پا—نه ماشین
  • زوم حریم خصوصی واکنش تنها شروع
  • Coronavirus تئوری های توطئه هستند یک خطر بهداشت عمومی
  • غیر طبیعی پرتره از کاملا متقارن حیوانات خانگی
  • 👁 چرا نمی توانید AI درک علت و اثر ؟ به علاوه: دریافت آخرین اخبار AI
  • ✨ خود را بهینه سازی صفحه اصلی زندگی ما با دنده تیم بهترین میدارد از ربات خلاء به قیمت مناسب تشک هوشمند بلندگو

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de