ویرانگر کاهش درخشان جوان Coder

13, 2019, Matthew شاهزاده و میشل Zatlyn, cofounders از سان فرانسیسکو internet security شرکت Cloudflare ایستاده بود در یک باریک سنگ مرمر بالکن مشرف به کف بازار بورس نیویورک. یک خوشه از مدیران این شرکت بود در نزدیکی شاهزاده آماده به فریاد یک شمارش معکوس است. “بلندتر! با صدای بلند!” شاهزاده خواست آنها. “پنج! چهار! سه! …” در 9:30 am تیز بنیانگذاران رسیده به حلقه تبادل معروف بل, لگد زدن روز معاملاتی و ارائه خود را 10 ساله شرکت در بازار است. این یک مراسم از تصویب و همچنین payday در خود را در یک لحظه که قفل بسیاری از میلیون ها دلار ثروت تازه کشف شده.

بیش از 100 نفر از کارکنان و سرمایه گذاران را تشویق می کردند از طبقه تجاری زیر گوشی خود را بالا برگزار شد به ضبط صحنه. کریستین Holloway, کارمند, شماره 11, نگاه کردن در بالکن و جامعی عکس, پس از آن ظهور آنها را در یک متن به شوهرش, Lee Holloway شرکت سوم مؤسسین. او در خانه در کالیفرنیا است. هر از گاهی یک چهره آشنا را تحت فشار قرار دادند از طریق ازدحام برای گفتن به او “لی باید در اینجا.”

در Cloudflare در اوایل سال Lee Holloway شده بود ساکن نابغه کسی که می تواند تمرکز را برای ساعت ها, کد, ریختن از نوک انگشتان خود را در حالی که مرگ فلز سیاه, خود هدفون. او استاد معمار که چشم انداز هدایت بود و نه تحت اللفظی طرح در یک دستمال را به یک غول تکنولوژی با برخی از 1200 نفر از کارکنان و 83,000 مشتریان پرداخت. او گذاشته و زمینه را برای یک سیستم است که در حال حاضر دسته بیش از 10 درصد از اینترنت درخواست و بلوک میلیاردها cyberthreats در هر روز. بسیار از معماری او خواب است هنوز هم در جای خود.

اما چند سال قبل از IPO رفتار او تغییر کرد. او علاقه از دست رفته در پروژه های خود و همکاران. او متوقف شد و با توجه به در نشست. همکاران خود را متوجه او بود و در حال رشد به طور فزاینده ای سخت و متخاصم مقاومت در برابر ایده های دیگران و نادیده گرفتن انتقادات و پیشنهادات خود را.

لی خشونت در رفتار بهت زده دوستان قدیمی خود را. او تا به حال ساخته شده زندگی خود را در اطراف Cloudflare هنگامی که تعهد به برش مو خود را تا راه اندازی وب ترافیک پیشی گرفته است که از یاهو. (آن زمان چند ماه یا حدود 4 اینچ از مو.) او همیشه بی خیال, شاد, به مربی همکاران خود و یا آویزان کردن بیش از ناهار. در یک جشن تولد برای Zatlyn او مسحور برخی از کودکان محبوب ، regaling آنها را با داستان در مورد شادی های برنامه نویسی. ایده لی چیدن دعوا به سادگی نمی محاسبه.

او در حال تبدیل شدن نامنظم در راه های دیگر بیش از حد. برخی از همکاران خود را شگفت زده شدند هنگامی که لی جدا از همسر اول خود و به زودی پس از جفت کردن با یک همکار. آنها که خود موفقیت و ثروت باید به سر خود را. “همه از ما فقط به فکر او ساخته شده یک دسته از پول ازدواج دختر جدید خود را,” شاهزاده می گوید. “او نوع مجددا زندگی خود را و فقط در حال تبدیل شدن به یک حرکت تند و سریع.”

مردم نزدیک به لی احساس پرتاب کنار. آنها فکر می کردند او می خواهم انتخاب برای ریختن قدیمی خود زندگی است. در واقع آن چیزی جز یک انتخاب است. بیش از چند سال آینده لی شخصیت خواهد پیچ و تاب و پیچ و تاب و حتی بیشتر تا زمانی که او تقریبا غیر قابل تشخیص به مردم می دانستند که او بهترین است. ریشه کن کردن علت زمان سال کار پلیسی و خانواده اش مجبور به مقابله با مهم ترین سوالات از یگانگی خویشتن.

در طبقه بورس که سپتامبر صبح لی برادر کوچکتر Alaric اب و هوای صبح در حالت low-grade وحشت. او جامعی selfies با اوایل کارکنان و اخراج آنها را در متون به برادر خود. Alaric کار کرده در Cloudflare, و او می دانست که به سختی هر کسی وجود دارد. اما او تیره مو فروش خوبی را بر پیشانی خود را با همان متمایز از بین بردن او را به عنوان برادر و طولانی و تدریجی صورت همان چشم های تیره و پوست زیتون. “این حقیقی” Alaric می گوید. “مردم نگه داشته و به من نگاه مانند آنها می دانستند من است.”

در خانه با پدر و مادر خود را در سن خوزه, لی, 38 بود و بی قرار. او ء اتاق ها و راهروها از 1,550 فوت مربع خانه یک حلقه او شده است می خواهم ردیابی از او می رفت با آنها را دو سال پیش از آن. او صحبت نمی کنم. پدر و مادر خود بود و آنها نام او را بیش از هر زمان شاهزاده یا Zatlyn روی صفحه ظاهر شد.

بعد از آن او متوقف شد در خانواده Roku به جستجو یوتیوب برای ویدئوها از Cloudflare. سپس او خود را از سر گرفت مدار: راه رفتن سالن وز وز لب او وعده در آکاژو به دست اورید.

a man holding his young son
لی هالووی صرف زمان با او جوانترین پسر در خانه در ساحل مرکزی کالیفرنیا.آثار هنری توسط امی دوست; عکس توسط جک Bool

شما? سوال این کاهش به هسته که ما چیزهایی که ما را به ویژه در این جهان است. صحبت از سوال یکی دیگر از نوع فلسفی معضل: اگر یک فرد نیست و خود او چه کسی است ؟

تعداد بی شماری از فیلسوفان گرفته اند یک نوسان در این گریزان پینیاتا. در قرن 17th, جان لاک دوخته یگانگی خویشتن در حافظه با استفاده از خاطرات به عنوان موضوع اتصال یک فرد در گذشته با خود را در حال حاضر. که دارای برخی از درخواست تجدید نظر بصری: حافظه, بعد از همه, این است که چگونه بسیاری از ما ثبت نام ما همچنان وجود دارد. اما حافظه غیر قابل اعتماد است. نوشتن در 1970s مشهور فیلسوف درک Parfit توزیع مجدد لاک ایده به استدلال می کنند که تشخص ظهور از پیچیده تر از نظر روانی ارتباط در سراسر زمان. او پیشنهاد کرد که یک میزبان از پدیده های روانی—خاطرات نیت اعتقادات و غیره—ایجاد زنجیره ای است که اتصال ما به گذشته ما selves. یک فرد تا به امروز بسیاری از حالات روانی که فرد یک روز پیش. دیروز بشر برخوردار مشابه با هم تداخل دارند با یک فرد از دو روز قبل. هر حافظه و یا اعتقاد به یک زنجیره ای است که امتداد از طریق زمان برگزاری یک فرد هم در صورت اجتناب ناپذیر شار.

جان کلام این است که کسی که “خود” به دلیل بی شماری روانی آثار شرکت اقامت از یک روز به بعد مهار آن شخص و شخصیت در طول زمان است. این یک کمتر واضح تعریف از ایده های قدیمی از روح ارائه هیچ شرکت آستانه که در آن یگانگی خویشتن می شکند. آن را نمی کند با دقت اشاره کردن مثلا چگونه بسیاری از روانی زنجیره ای شما می توانید از دست دادن قبل از اینکه شما را متوقف خودتان. علوم اعصاب نیز ارائه می دهد تنها بخشی از پاسخ به این سوال که چه چیزی باعث می شود شما شما.

شبکه های عصبی رمز ذهنی ما آثار که با هم تشکیل بنیاد از رفتار است. یک محرک مغز وارد می شود و سیگنال های الکتروشیمیایی صدای خش خش کردن از طریق سلول های عصبی به اوج خود رسید در یک اقدام: آغوش یک دوست. نشستن و نوزادان. شیب سر خود را در خورشید و لبخند. از دست دادن برخی از سلول های مغز در اینجا و یا وجود دارد این است که هیچ معامله بزرگ; شبکه های انعطاف پذیر به اندازه کافی برای نگه داشتن یک فرد رفتار و حس از خود سازگار است.

اما نه همیشه. ظروف سرباز یا مسافر با بیولوژیکی Jell-O فقط در راه حق و ساختار خود نشان می دهد شکنندگی آن است.

لی شخصیت بوده و سازگار برای دهه—تا آن نبود.

از کودکی او یک فرد که می تواند تجسم وسیع و سازه های در ذهن خود. در حال رشد در 1990s در کوپرتینو که در آن پدر خود مشغول به کار در اپل لی تا به حال دسترسی سریع به آخرین کامپیوتر و او و برادرش بزرگ شده bingeing در بازیهای رایانهای. به عنوان یک gamer او افسانه ای در میان دوستان خود را برای اینکه قادر به خواندن یک وضعیت پیچیده و به سرعت در حال تنظیم کردن استراتژی های برنده شدن در مسابقه پس از مسابقه. و آن را فقط در بازیهای رایانهای. او دوست دوران کودکی جاستین پاول به خاطر لی قدم زدن به یک مدرسه شطرنج باشگاه مسابقات سرد است. او یک عضو از باشگاه اما او برنده مسابقات به هر حال. لی اجتناب تبدیل شدن به غیر قابل تحمل توسط هدایت او شوخ طبعی به snarky تفسیر. “تماشای یک فیلم با او بود و یک نسخه از رمز و راز Science Theater 3000,” پاول می گوید. “حضور بسیار خود را به چالش کشیده شما را به نگه دارید تا با او.”

لی و دوستان خود را سبد خرید رایانه های خود را به هر یک از دیگر خانه ها به بازی با هم. او کنجکاو در مورد ماشین آلات خود را و شروع به یادگیری علوم کامپیوتر برای اولین بار در دبیرستان و سپس در یک کالج محلی و UC سانتا کروز که در آن بعید است مجموعه ای از شرایط ارتباط او را با متی شاهزاده.

سپس یک کارآفرین جوان, شاهزاده بود و به دنبال یک ایده برای یک نرم افزار کاسپراسکای ابزار هنگامی که او مواجه می شوند آرتور کلر یک UC Santa Cruz علوم کامپیوتر استاد. کلر و دانش آموزان خود را در حال حاضر کار می کرد بسیار شبیه به یک مفهوم است. شاهزاده و کلر توافق برای به اشتراک گذاشتن یک ثبت اختراع همراه با کلر دانش آموزان. یکی از این دانشجویان بود و لی و شاهزاده استخدام او را در نقطه ای. “من تا به حال هیچ ایده این پروژه را تبدیل به چیزی بسیار بزرگتر” لی بعد گفت: در یک مصاحبه تصویری با یک گروه به نام Founderly.

شاهزاده راه اندازی شرکت Unspam فن آوری در پارک سیتی یوتا در حدود یک مایل از یک خوشه از دامنه های که در آن او می تواند افراط شور و شوق خود را برای اسکی. لی نقل مکان کرد و به شاهزاده زير زمين در اول کار به صورت رایگان در ازای غذا و مسکن. اما لی و دیگر Unspam مهندسین رشد بی و آنها شروع به چرخش تا پروژه های جانبی از جمله یک پروژه به نام دیگ عسل که دنبال میکنند به عنوان آنها خزید وب است. که همه آن را—آن را جمع آوری و داده های منتشر شده در اسپم اما آن چیزی را انجام دهید به آنها را متوقف کند. هنوز این پروژه به سرعت انباشته یک زیر وفادار.

در سال 2007 شاهزاده چپ یوتا برای شروع مدرسه کسب و کار در دانشگاه هاروارد و لی به کالیفرنیا نقل مکان کرد به زندگی با دوست دخترش الکساندرا کری. آنها می خواهم شناخته شده هر یک از دیگر به عنوان دانشجویان دوره لیسانس زمانی که او دستیار تدریس در معماری کامپیوتر کلاس. لی تا به حال goofed در این کلاس یک بار pranking استاد توسط scrawling کودکانه یادداشت ها بر روی پاکت از یک پروژکتور. الکساندرا شده بود خوشحال, اما آن را تا پس از کالج که یک رابطه نمایاندن. زندگی در شهرهای مختلف آنها کاهش یافت و برای هر یک از دیگر در حالی که بازی و چت در عرض چند نفره بازی ویدئویی به نام Savage. در حال حاضر با شاهزاده ترک یوتا به نظر می رسید طبیعی زمان برای لی برای پیوستن به الکساندرا. ازدواج آنها در سال 2008.

لی و شاهزاده نگه داشته کار در Unspam از شهرهای مربوطه می باشند اما به عنوان شاهزاده بود بسته بندی کسب و کار, مدرسه, Lee به نام به او بگویید او با توجه به دیگر ارائه می دهد. شاهزاده مقابله با جدید و نه بی پروا زمین: او و همکلاسی میشل Zatlyn حال ضربه زدن در هنگام راه اندازی ایده آنها فکر به حال بالقوه است. اگر چه آنها گسترش پروژه دیگ عسل به نه فقط تشخیص اسپم ها و هکرها بلکه مبارزه علیه آنها ؟ این طرح برای ساخت عظیم شبکه های سرور در سراسر جهان متقاعد کردن صاحبان وب سایت به مسیر ترافیک خود را از طریق سرورها و جمع آوری اطلاعات کافی برای شناسایی مخرب درخواست در میان آنهایی که خوب است. که ممکن است آنها را به ابزار مورد نیاز برای جلوگیری و حتی جهان بزرگترین حمله انکار سرویس. اما شاهزاده نیاز به یک ویژگی های مؤسسین و او در مورد به نقص کارمند خود را انتخاب.

شاهزاده صحبت برای یک دقیقه ، در پایان این spiel, لی کنار خط آرام بود. “گفتم:” آیا شما هنوز هم بر روی تلفن? “شاهزاده به یاد می آورد. “سپس او گفت:” بله که می خواهید کار اجازه دهید که.’ “و که در آن بود.

آنها شلاق هم یک نسخه ی نمایشی و در اواخر سال 2009 افزایش کمی بیش از 2 میلیون دلار از دو شرکت های سرمایه گذاری. آن را به اندازه کافی برای اجاره یک تبدیل دو خوابه آپارتمان فوق یک سالن ناخن در پالو آلتو که در آن آنها می توانند شروع به ساختن ایده خود را به صورت جدی. لی نشان می دهد تا هر روز با پوشیدن همان Calvin Klein, جین, چرم, کت و عرقچین بر سر خود و سقز یک غول ThinkPad لپ تاپ با نام مستعار جانور. “ما تا به حال این چشم انداز مشترک,” Zatlyn می گوید. “و لی معمار در پشت آن. او فقط وسواس بیش از آن.”

سال بعد شاهزاده صحبت راه خود را به TechCrunch Disrupt یک روی صحنه رقابت برای راه اندازی است که می تواند منجر به بزرگ بودجه دور. به عنوان اخلال نزدیک شدن شاهزاده و Zatlyn رشد عصبی است. لی تا به حال از دست رفته در بسیاری از روزها از کار با توجه به میگرن. او به نظر نمی رسد در هر نقطه نزدیک به اتمام نسخه ی نمایشی. هنگامی که روز واقعه, وارد, شاهزاده و Zatlyn راه می رفت به روی صحنه دعا که نرم افزار آنها ارائه خواهد در واقع کار می کنند.

شاهزاده خود را آغاز بشه. “من متی شاهزاده این است که میشل Zatlyn لی هالووی است که در پشت اتاق. ما سه cofounders از Cloudflare” او رونق گرفت و سلاح سرد هوا با انگشت خود را به عنوان او صحبت کرد. در واقع لی پشت صحنه با عصبانیت رفع یک لیست طولانی از اشکالات. پرنس برگزار می شود نفس خود را زمانی که او فرار این نرم افزار و شاید به طور معجزه آسایی آن کار کرده است. آن را واقعا کار می کرد. در ساعت بعد از او راه می رفت روی صحنه Cloudflare رو 1,000 مشتریان جدید به دو برابر در اندازه.

آنها به دست آورده و مقام دوم در را مختل کند. “در چند هفته آینده تمام این تا حدودی افسانه ای VCs که ما شنیده و خوانده شده در مورد همه به نام ما” شاهزاده می گوید. تحت یورش توجه شاهزاده هالووی و یکی در اوایل استخدام روپیه رائو نورد ثابت رفع نگه داشتن سیستم با هم. “ما راه اندازی شد در ماه سپتامبر و در یک ماه ما تا به حال از 10000 وب سایت ما” لی گفت: در Founderly مصاحبه. “اگر من می خواهم شناخته شده ما را به حال هشت مراکز داده به جای پنج.”

با مشتریان در حال حاضر ضرب, Ian پای یکی دیگر از اوایل مهندس گود توستر جمع هیئت مدیره آردوینو در داخل و آن را متصل به شبکه. هر زمان که یک سایت امضا برای Cloudflare خدمات توستر خواند کامپیوتری لحن Pye تشکیل شده بود. “آن را به طرز وحشیانه ای ناامن” پای می گوید. “اما آنچه آنها را به انجام هک ما توستر?” توستر به طول انجامید دو هفته قبل از آواز شد بیش از حد و مکرر و آزار دهنده و آنها unplugged آن است.

Cloudflare در حال رشد بود و لی کار می کرد روزها اغلب از خانه در سانتا کروز. او و الکساندرا در حال حاضر به حال یک نوزاد پسر. در طول چند ماه اول نوزاد زندگی لی و الکساندرا هنوز هم ساخته شده به بازیهای رایانهای با هم. الکساندرا به خاطر ترک خوردگی تا زمانی که لی مشترک تصمیم گرفتند یک بالش پرستاری برای حمایت از گردن او در حالی که او نشسته در کامپیوتر خود. چند تن از دوستان قدیمی خود را بیش از یک بار در هفته به بازی بازی تخته نسخه از بازی تاج و تخت و یا چند نفره بازی Team Fortress 2. الکساندرا متمرکز در مهد کودک, اما او مطمئن ساخته شده بازیکنان تا به حال مواد غذایی است. “من آن را انجام برای او,” او می گوید.

اما در سال 2011 او شروع به توجه به آن در حال رشد بود دور و تشکیل برخی از عجیب و غریب عادت های جدید. او صرف مقدار زیادی بیشتر در زمان خواب برای یک. بعد از مدت ها کاری او به یاد می آورد او می خواهم به راه رفتن در درب را خاموش کفش خود را و بلافاصله پاس کردن بر روی زمین. گربه خود را گاهی اوقات فر و پرز در قفسه سینه خود را. پسرش هنوز 2 می clamber بیش از تلاش و شکست برای از خواب بیدار شدن او را به بازی.

هنگامی که مردم آنها را دعوت به احزاب لی حاضر به رفتن. الکساندرا شروع به حضور دوستان خود’ مراسم عروسی توسط خودش. آن صدمه دیده است او را به دیدن هر کس دیگری وجود دارد به عنوان یک زن و شوهر در حالی که روی صندلی کنار او نشست خالی است. در خانه او می خواهم به طبخ شام و او می خواهم به آن نگاه و می گویند او سفارش پیتزا. در یک هفته ای سفر به فرانسه او به مدت سه روز در اتاق هتل. “من می خواهم بگویم, ‘چه خبر است, ما در حال رفتن به این مکان—آیا شما میاد؟’ “الکساندرا می گوید. او اصرار او بیش از حد خسته بود. او در پایان مدرک کارشناسی ارشد و shouldering بخش عمده ای از مهد کودک; او هم خسته شده بود. الکساندرا خواهش کرد که او را برای رفتن به درمان و cajoled او را به بازی با پسر خود, اما او نمی گیرد. “پس از یک در حالی که شما فکر می کنید خوب این است که شخص من با” او می گوید.

در سال 2012 الکساندرا به او گفت که او مصرف کارآموزی در جنوب کالیفرنیا در ناسا و او برنامه ریزی شده بود خود را با او. او می گوید: پاسخ او بود به آرامی از او بپرسید به طلاق قبل از او باقی مانده است. “من له شد. من گفت: “شاید آن را ندارد به این باشد که راه’ ” او به یاد می آورد. “او گفت:” هیچ کس آن را ندارد.’ “

زمانی که لی گفت: شاهزاده و Zatlyn در مورد طلاق آنها هر دو خود را ابراز شوک و به آنها تسلیت اما لی به نظر می رسید به سختی اذعان تغییر دهید. شاهزاده و Zatlyn در بر داشت رفتار او فوق العاده عجیب و غریب. هنوز هم آنها می تواند منطقی آن را دور. پایان روابط برای بسیاری از دلایل. الکساندرا و لی ازدواج کرده بود و هر دو مشغول به کار ساعت های طولانی; شاید آنها رشد کرده بود از هم جدا. علاوه بر لی پر رونق در این شرکت به طوری که آنها فشار نمی کند.

Cloudflare cofounders Michelle Zatlyn Lee Holloway and Matthew Prince
لی و Cloudflare cofounders میشل Zatlyn و متی شاهزاده حضور در یک حزب تعطیلات در سال 2011.آثار هنری توسط امی دوست; عکس حسن نیت ارائه میدهد از Cloudflare

الکساندرا دور نقل مکان کرد و لی نشستن در یک جدول با یک زن و شوهر از همکاران از جمله کریستین Tarr که فرار ارتباطات در Cloudflare. او فقط می خواهم منتشر شده یک پست وبلاگ توصیف چگونه مشتریان می تواند فعال کردن دو فاکتور تأیید هویت در حساب های خود را. او را گفت: “من به عنوان خوانده شده وبلاگ خود پست. آن را واقعا خوب است.” یک دوست دیدم تعامل و طعنه: لی معاشقه با شما!

لی و کریستین شروع به گذراندن وقت با هم. بر روی یکی از آنها تاریخ اول لی در زمان او برای دیدن مورد علاقه خود گروه متال سوئدی گروه Opeth. او revved علاقه خود را در بازی بسکتبال شد و آنها طلایی رزمندگان امور خارجه junkies, تماشای هر بازی. کریستین آورده خود منافع و انرژی در ارتباط است. او متقاعد شده او را به تجارت در شلوار جین قدیمی-و-چرم-ژاکت لباس برای بهتر پیراهن از Rag & Bone. او هنوز هم عینک beanies و پیراهن اما در حال حاضر از آنها آمد Lululemon که در آن کریستین یک در حال اجرا دمدمی مزاجی تا به حال آخر هفته فرفره به عنوان سفیر نام تجاری. گاهی اوقات او حاضر به خارج شدن از رختخواب و یا عقب نشینی با میگرن; Kristin پاسخ با امضای او برای 5K نژادها و coaxing او را به آموزش برای آنها. همکاران خود را شگفت زده است که خود منجر مهندس تبدیل شده بود به طوری ورزشی است.

ظرف چند ماه آنها منتقل شده بود در هم. او whisked او را در ماجراهای کشیدن او به دور از کامپیوتر و بازیهای رایانهای. آنها رفت و لوله در تراکی رودخانه. آنها بازی دور بی پایان از انفجار! و مهاجران از Catan با هیئت مدیره-بازی-محبت همکاران. هر دو آستيگمات آنها وانمود بودند خال, در آغوش کشیدن, در نقب زدن خود را از یک خانه. خود را به عنوان بخت و اقبال آنها به روز رسانی خود را به حفاری در حال حرکت از مول به مول برج به خط و خال تراس. آنها به دوستان خود حیوانات هویت بیش از حد; شاهزاده بود یک میمون پوزه دراز در حالی که یکی دیگر اجرایی شد یک قو. در ماه مه 2014, کریستین ترک Cloudflare و روز بعد آنها به سمت چپ برای تعطیلات در ایتالیا. آنها مشغول شدم در رم.

در محل کار و لی هنوز هم ستاره مهندس. در پایان تابستان سال 2014 او در یک پروژه که به دست آورده Cloudflare آن تقلا برای اولین بار از اینترنت شهرت: این شرکت کمک خواهد کرد که وب سایت تبدیل رمزگذاری شده به صورت رایگان. (آن نیست و در عین حال استاندارد برای وب سایت های شرکت به رمزگذاری شده است.)

لی توافق برای ساخت این نرم افزار لازم است تا پایان ماه سپتامبر. به عنوان تاریخ با نزدیک شدن شاهزاده پرسید: برای به روز رسانی اما لی منفجر کرد او را. سپس در روز قبل از سیستم جدید قرار بود به زندگی او خود را کشیده hoodie پایین پایین بر روی سر خود را با قرار دادن در هدفون خود را و نشستم به بلند کردن کد.

این یک یکشنبه, را بسته بندی شده بود با مردم نوشتن در انتظار اعلام و یا ارائه قهوه و مواد غذایی است. لی برنامه نویسی هر چند قرار بود این رویداد اصلی. “و او در حال تایپ کردن, تایپ, و من فکر نمی کنم کسی جرأت قطع می گوید:” جان گراهام-جورجیا پس از آن مهندس و شرکت Cloudflare را افسر ارشد فناوری. “او hoodie است که او را در منطقه او را به انجام عمل جراحی مغز بر روی این چیز.”

سپس در اواخر شب, لی ایستاد. او اعلام کرد که او می خواهم به پایان رسید و او سرگردان دور. “آن را مانند bzhzhzhzh نوع-نوع-نوع” من انجام می شود!'” گراهام-جورجیا می گوید.

دیگر مهندسین بلافاصله شروع به بررسی کد خود را. توسط صبح debugging مراحل شروع ، این مرجع کار می کرد و همه از مشتریان موجود خود را به طور ناگهانی رمزگذاری. آن لحظه افتخار. می گوید: Graham-جورجیا: “اندازه رمزگذاری وب دو برابر یک شب.”

a woman kissing a man's cheek
لی و همسرش, کریستین هالووی در تعطیلات در رم در سال 2014. او به او پیشنهاد ساعت بعد از این عکس گرفته شده بود.آثار هنری توسط امی دوست; عکس حسن نیت ارائه میدهد از کریستین هالووی

کریستین برنامه ریزی عروسی خود را, او تصمیم گرفت برای رسیدگی به یک مشکل سلامتی او می خواهم طولانی نادیده گرفته شده است. لی تا به حال متولد شده است با یک قلب موضوع چکه کن دریچه آئورت و برخی از پزشکان فکر کردم ممکن است کمک به میگرن. “اگر شما با قرار دادن سر خود را در قفسه سینه خود را, شما می توانید آن را بشنوند” کریستین می گوید. “ما آن را به نام خود پیچ و تابدار قلب است.” پزشکان تقسیم شدند چقدر جدی وضعیت خود بود اما در ژانویه 2015 یک جراح در دانشگاه استنفورد اصرار او عمل به حق دور. لی رفت و در شش ساعته روش. به عنوان او دراز روی تخت بیمارستان او را ثبت یک ویدیو به پسرش: “من شما را دوست دارم! من شما را به زودی با یک نام تجاری جدید قلب است.” او امضا کردن با یک لبخند و یک موج است.

کریستین در حال حاضر می بیند عمل جراحی به عنوان یک گریم نقطه عطف است. لی قلب بیرون آمد از روش قوی تر از همیشه اما ذهنی او هرگز به نظر می رسید به بهبود می یابند. او در همه زمان ها. او گرفته بودم مرخصی از کار به عمل جراحی اما او با تمدید مرخصی او با یک ماه و پس از آن دیگر تا زمانی که او در نهایت بازگشت به دفتر در اواخر بهار.

در ماه ژوئن ازدواج در هاوایی در مقابل جمعیت از دوستان و خانواده. کریستین متوجه شده است که او به نظر می رسید اندک است. این بود که اگر کسی تا به حال شسته شده رنگ از شخصیت او را. پرنس متوجه بیش از حد اما chalked آن را به آهسته بهبودی از عمل جراحی است.

پس از مدت لی و کریستین در زمان سفر به اروپا و گذراندن چند روز در فرانسه فقط به عنوان لی و الکساندرا بود و سال پیش از آن. کریستین هرگز به پاریس و او هیجان زده بود به اکتشاف شهرستان. او به پایان رسید تا انجام آن در خود در حالی که لی دوباره صرف روز در خواب در اتاق هتل خود را. “این بسیار عجیب و غریب” کریستین به خاطر فکر کردن. در سفر خود به ایتالیا او شده است می خواهم مشتاق به پرش به بیرون از تخت و بازدید از موزه ها و کافه ها و راه رفتن در اطراف. او متعجب و متحیر اما بین میگرن و قلب او مسئله همیشه وجود دارد یک توضیح در دست است.

در دفتر او تبدیل می شد غیر ممکن است برای کار با. او را شلاق را در مردم و پس از آن در جلسات او خواهد منطقه را آشکارا بازی کردن بازی ها بر روی تلفن خود را. در طول یک جلسه شاهزاده پیامک او: “آیا شما بازی بازی ؟ مردم متوجه است.” و سپس: “نه یک رهبری بزرگ سیگنال.”

شاهزاده و Zatlyn مواجه او در مورد رفتار خود و وعده داده شده به انجام بهتر. اما پاسخ او به نظر می رسید صدای موج. “من گفتم: چرا او را رها? چرا او به نظر می رسد به مراقبت؟” Zatlyn به یاد می آورد. آنها که او باید سوخته. هنوز هم آن صدمه دیده است; آن را احساس به عنوان اگر لی شکستن تا با آنها. او می پرداخت با توجه به داستان راه اندازی بنیانگذاران که تقسیم کردن این ظروف سرباز یا مسافر خود را breakups گاهی اوقات کشیدن شرکت های خود را با آنها. “بنابراین من فکر خوب, من حدس می زنم که آنچه که احساس می کند مانند.”

آنها با قرار دادن دوستان خود را در یک مقام رسمی عملکرد-بهبود برنامه است. بیش از چندین هفته ناهار Zatlyn و شاهزاده تلاش برای دریافت از طریق به او. هیچ چیز به نظر می رسید به چوب. “برای چندین سال” شاهزاده می گوید: “چیزی که باعث شد من فقط باور نکردنی اضطراب بود که من تا به حال این همه وفاداری به این فرد است اما آنها در حال تبدیل شدن به یک حرکت تند و سریع.”

سرانجام در سال 2016 آنها تصمیم لی مجبور به ترک این شرکت است. “او از نوع فقط گفت: آره که برای تلفن های موبایل در مورد حق” شاهزاده می گوید. آنها به او انداخت دور رفتن حزب که در ماه جولای. شاهزاده او را در یک سخنرانی با اشک جریان پایین گونه ها. لی در کنار او ایستاده بود با یک آبجو در دست های نازک لبخند در چهره اش.

Lee Holloway stands on a lawn with his brother wife sons and parents
لی (مرکز) جمع آوری شده با خانواده اش برای شکرگزاری در سال 2016 از جمله (از سمت چپ) و برادرش Alaric; همسرش, کریستین; او با پسر مادرش کتی; پسر جوان خود را; و پدرش رندن.آثار هنری توسط امی دوست; عکس حسن نیت ارائه میدهد از کریستین هالووی

کار نمی کند, Lee سوفی به طور مداوم. کریستین هفت ماه حامله و آنها موافقت کردند که پس از تولد نوزاد, Lee خواهد بود یک مادر اقامت در خانه پدر و حداقل تا زمانی که او نمیفهمد که چه باید بکنید بعد. در عین حال آنها را زنده کردن پس انداز خود را و کریستین حقوق و دستمزد از یک کار جدید در یک تبلیغ شرکت فناوری.

لی اقدامات تنها رشد بیشتر عجیب و غریب است. او را تماشا خانه به تنهایی چندین شب در هفته. او عینک عرقچین در تمام طول روز هر روز کشیدن آن پایین تر و پایین تر است. زمانی که کریستین به کار رفت او از طریق خواب بیشتر از دو روز مصیبت اول slumbering در خانه و سپس از سرگیری چرت زدن خود در بیمارستان بود. زمانی که او از خواب بیدار او اصرار داشت در برابر کریستین خواسته که او نمی اپیدورال که باعث گرم بحث با یکی از پزشکان. پس از پسر متولد کریستین مادر می گوید: دکتر او را کشیده کنار و اظهار داشت که او هرگز دیده می شود یک باردار, پدر و واکنش نشان می دهند که در راه است. کریستین مواجه او در مورد رفتار او بعد از آن و او قول داد که او را “من می خواهید انجام دهید بهتر است.”

در کسانی که بی پروا اولین ماه از والدین او شکست خورده است. او در زمان فراوان چرت زدن. گاهی اوقات او می خواهم او طبخ شام و از او می خواهم آن را رد و سفارش یک burrito. “من مانند آنچه که اتفاق می افتد؟” کریستین می گوید. “همه چیز احساس بسیار عجیب و غریب و خارج از کنترل است.”

پریشان در عدم علاقه خود را پسر او تصمیم گرفت به مرحله یک لحظه از پدر و مادر) ، اگر او نمی تواند او را نوازش به تعامل با فرزند خود را, او می خواهم برای حل و فصل آن توهم است. در حالی که لی دراز بر روی نیمکت او دست او نوزاد و برداشت او تلفن برای ضبط صحنه است. “شما ایستاده و شما خیلی زیبا!” او کوس او به عنوان غرفه تا نوزاد روی قفسه سینه خود را. “شما در حال لبخند زدن و سر و صدا!” او هدیه در نوزاد خود را برای کمتر از یک دقیقه قبل از تحویل او به کریستین.

او نگه داشته در تلاش برای بررسی آنچه که در ذهن خود و او نگه داشته پاسخ “من می خواهید انجام دهید بهتر است.” این تکرار از پاسخ خود را زده و او را به عنوان رباتیک. به نظر می رسید از یک قطعه با راه او در حال حاضر لمس هر درخت او گذشت در پیاده روی خود را. “من فکر می کنم در اعماق من می دانستم که چیزی اشتباه بود” کریستین می گوید. او فکر کرد شاید او می خواهم توسعه PTSD پس از عمل جراحی و یا تلاش شد با یک دوره افسردگی. از او می خواهم درخواست او را به دیدن یک مشاور با او. در نهایت او به عنوان آماده به بازگشت به کار او را تهدید به ترک او اگر او نبود. لی به توافق رسیدند.

در زوج درمانی, جلسه کریستین گریه آشکارا و صحبت در مورد چگونه شوهر او به نظر نمی رسد به در مورد مراقبت از نوزاد جدید خود را. “لی بود فقط سفید” او به یاد می آورد و او تعجب که چرا او نبود رسیدن به آسایش او. ناگهان ایستاد و اعلام کرد او فراموش می خواهم به بازگشت به درمانگر حمام کلیدی و سرگردان خارج از اتاق برای قرار دادن آن را به عقب بازگشت و چند دقیقه بعد.

هنگامی که او مرخصی زایمان, به پایان رسید, کریستین استخدام یک پرستار بچه و رفت و برگشت به کار می کنند اما او زنگ نصب شد. او شروع به رزرو قرار ملاقات با هر متخصص او می تواند فکر می کنم در حالی که لی صرف روز خود را در رختخواب. “بنابراین من cajoling او را از تخت شدن او به ماشین مطمئن شوید که پسر من است با خود, پرستار بچه, پوشش کار خود را به نحوی” و سپس رفت تا او را از وقت به قرار ملاقات. “در آن بود که برای سه ماه.”

در اواسط ماه مارس سال 2017 کریستین و لی رفت و به یک متخصص مغز و اعصاب به دریافت نتایج MRI. به کریستین به نظر می رسید که متخصص مغز و اعصاب بود و در ابتدا شک و تردید شده است از نگرانی. لی جوان و سالم و ارتباطی.

MRI گفت که یک داستان متفاوت وجود آتروفی مغز در تضاد با سن بیمار, متخصص مغز و اعصاب گزارش شده به آنها. زمانی که کریستین از او خواست آنچه این بدان معنی است که او گفت: لی تا به حال یک بیماری عصبی نوعی, اما آنها نیاز به انجام تست های بیشتر برای به دست آوردن یک تشخیص خاص. یکی از پزشکان پیشنهاد آنها به حافظه و پیری مرکز در دانشگاه سان فرانسیسکو.

آن شب کریستین آغاز شده گوگل. او کشیده تا سایت از حافظه و پیری مرکز و شروع به خواندن شرح آتروفی مغز بیماری است. او می دانست که بلافاصله به متخصص مغز و اعصاب درست بود. و در آن لحظه او را دیدم آینده: این که قرار بود برای کشتن شوهرش.

او به خاطر نشستن با پسرش که شب. “تا زمانی که من می خواهم برگزار شد از امید. ما باید منابع پزشکان بهترین من می توانم پرواز او را به او را بهترین مراقبت,” او می گوید. “اما در این موقعیت که در آن هیچ چیز می تواند انجام شود این است که فقط … این خیلی افتضاح است.” او با ترک شغل خود را روز بعد.

چند هفته بعد, کریستین و لی پدر و مادر خود و Alaric همه جمع شده بودند در یک اتاق کنفرانس در دانشگاه UCSF با یک پانل از کارشناسان. “آیا شما می دانید چرا شما اینجا هستید ؟” سرب متخصص مغز و اعصاب خواسته لی. او پاسخ داد: “من و همسرم سازمان این است.”

“آیا شما می دانید که شما بیمار است؟”

“من میگرن زیادی,” او گفت:. “و من تا به حال عمل جراحی قلب.”

متخصصین مغز و اعصاب تحویل داده و حکم آنها: او به نظر می رسد به یک کتاب درسی مورد frontotemporal dementia شناخته شده توسط مختصر FTD—به طور خاص رفتاری نوع از این بیماری است. آن اهداف شبکه ای از مناطق مغز گاهی اوقات به عنوان زیر بنای یک حس از خود. به عنوان روند پاتولوژیک پیشرفته, آن کنده کاری یک فرد متفاوت از لی خام ماده است.

اصطلاح frontotemporal dementia اشاره به خوشه ای از بیماری های عصبی است که بر رفتار یک فرد و یا سخنرانی در حالی که ترک حافظه تا حد زیادی دست نخورده حداقل در اوایل. بر خلاف بیماری آلزایمر FTD نیست به خوبی شناخته شده است. آن است که یک بیماری نادر مؤثر تقریبا یکی در 5000 نفر هر چند بسیاری از متخصصین مغز و اعصاب که مطالعه آن را باور آن است که underdiagnosed. آنچه مشخص است این است که برای افراد زیر سن 60 این رایج ترین شکل زوال عقل است. هنوز هم به عنوان یک مرد در سی سالگی لی غیر منتظره ای جوان مبتلا شود. برای برخی از بیماران یکی از چندین جهش های ژنتیکی معلوم می شود به احتمال زیاد علت و زیر مجموعه ای از بیماران سابقه خانوادگی از بیماری های عصبی. اما هیچ چیز در این متخصصین مغز و اعصاب’ تحقیقات تبدیل شده تا حتی یک اشاره که چرا لی زده شده بود پایین.

صرف نظر از علت پیش آگهی ترسناک است. وجود دارد هیچ درمان. لی پزشکان هشدار داده است که علائم خود را رشد می کنند بدتر از آن است که در طول زمان او را به احتمال زیاد متوقف صحبت کردن تبدیل به بی حرکت و تلاش برای فرو کردن, تا در نهایت یک عفونت یا آسیب به احتمال زیاد به نوبه خود منجر به مرگ. بهترین پزشکان توصیه می کنند از خوردن یک رژیم غذایی متعادل و ورزش.

خانواده نشسته, حیرت زده در, متخصص مغز و اعصاب کلمات. مغز اسکن شد غیر قابل انکار است. بر روی دیوار نصب شده صفحه نمایش این پزشکان نشان داد در یک مقطع از چهار لوب از لی مغز است. در یک سالم مغز آشنا loopy برابر از بافت ظاهر سفید و یا خاکستری و فشار علیه لبه های جمجمه پر کردن هر فضای در دسترس است. لی مغز نگاه چیزی شبیه به آن.

سیاه حفره pocked خود لوب فرونتال مناطق که در آن بافت مغز رفته بود مرده است. دیدن آن کریستین gasped. “وجود دارد بزرگ و لکه های تیره را در مغز خود” Alaric می گوید. “این چیزی است که … ساخته شده است که در آن بتن.”

لی دریافت حکم اعدام او با صدای آرام. در حالی که خانواده اش گریه در کنار او قدردانی دکتر برای داشتن یک حلقه عروسی. در, که, Alaric به او نگاه کرد و متوجه شدم برای اولین بار اعماق برادر خود را تغییر و تحول است.

two sets of hands and a young child work on a jigsaw puzzle
لی هنوز هم در برخی از فعالیت های خود را با همسر و فرزندان خود از جمله کار در اره منبت کاری اره مویی پازل.آثار هنری توسط امی دوست; عکس توسط جک Bool

قربانیان خود را’ یگانگی خویشتن با شدت رفتاری نوع FTD. طول می کشد تا تمام چیزهایی که تعریف فرد—سرگرمی ها و منافع تمایل به ارتباط با دیگران, عادات روزمره و خرد آنها. در طول زمان این بیماری تبدیل قربانیان خود را به کسی غیر قابل تشخیص یک فرد با همان خاطرات اما هشدار دهنده جدید مجموعه ای از رفتارها. سپس آن چالهها آنها در خارج و داخل و دور تحرک خود را زبان و خاطرات.

به دلیل آن است که نسبتا ناشناخته است و می تواند شبیه آلزایمر یا اختلال روانی FTD اغلب سخت است برای تشخیص است. به عنوان در لی مورد مراحل اولیه می تواند به اشتباه به عنوان نشانه ای از چیزی جدی تر از یک بحران میانسالی. بیماران می توانند صرف سال رفت به مشاوران ازدواج و منابع انسانی ادارات درمانگران و روانشناسان. زمان بیماران یادگیری نام از اختلال خود آنها اغلب قادر به درک گرانش وضعیت خود را.

بسته به جایی که در مغز این بیماری برای اولین بار اعتصاب علائم می تواند نامطلوب. برخی از افراد مبتلا به تبدیل عمیقا مذهبی تحت وحشی تغییر در هویت سیاسی یا تغییر شدید در منافع و یا سبک لباس. یک دلال سهام شرکتها برای مثال شروع به پوشیدن همه اسطوخودوس لباس و توسعه ناگهانی وسواس با نقاشی. به عنوان پیشرفت بیماری او مشغول دزدی و شنا در استخر های عمومی است.

از دست دادن از خجالت شایع است در میان برخی از بیماران مبتلا به FTD منجر آنها را به عمل در راه است که ممکن است وحشت سابق خود شویم. ادرار کردن در مکان های مخفی در حال اجرا چراغ قرمز ساخت نامناسب جنسی پیشرفت های حفاری از طریق سطل زباله برای مواد غذایی—همه علائم و نشانه. بیماران می توانند از دست دادن توانایی به ارزیابی موقعیت های اجتماعی بیش از حد آنها را سخت به تعامل با. در یک مورد شدید بیمار را تقریبا قطع انگشت او در حالی که با استفاده از یک جفت از قرض باغبانی قیچی. او فریاد می زد به شوهرش که تا به حال FTD که او نیاز به رفتن به بیمارستان است. او در پاسخ گفت: آنها تا به حال اول بازگشت قیچی به همسایه خود را.

این رفتارها همه بوجود می آیند به دلیل سلول های عصبی در حال مرگ خاموش در پیشانی و لوب تمپورال دو مناطق زیادی از مغز است. به ویژه آسیب پذیر در این گسترده قاره است پراکنده مجموعه ای از مناطق شناخته شده به عنوان برجستگی شبکه که sifts از طریق یک مجموعه از خاطرات و احساسات به تمرکز فرد توجه خود را بر روی آنچه اهمیت ترین در آن لحظه. زمانی که این شبکه می شکند مردم ممکن است قادر به درک عاطفی تاثیر اقدامات خود را بر دیگران. “احساسات درایو ترین انتخاب در زندگی, بنابراین اگر شما لازم نیست که آن سیستم شما همان فرد می گوید:” ویرجینیا استورم اعصاب و عصب شناسی در UCSF. “وجود دارد هیچ تنگ مجریان به حس خود را از دیگر مرزهای خود تبدیل به سست است.”

در نهایت بسیاری از بیماران مبتلا به FTD در نهایت به عنوان بی تفاوت به عنوان Lee نور از خود تشخص پوشیده به رنگ سوسو زدن. بی تفاوتی نیز منجر به بی اختیاری ادراری بیماران از دست دادن میل به را حتی اساسی مراقبت از خود را.

در ماه های پس از لی تشخیص کریستین صرف زمان زیادی را با شوهرش به عنوان او می تواند. خود را کاهش تا به حال ثابت شده است که تا کنون و او متوجه شد او را تنها لغزش دورتر. آنها صرف تابستان 2017 رفتن در پیاده روی های طولانی با هم. آنها در زمان سفرهای خانوادگی. او در بر داشت خودش را مورد نقد و تعامل هر: بود که آخرین شوخی ؟ آخرین خنده ؟ آخرین بار او را در آغوش بگیرید? او هرگز نمی دانستند. او شروع به ترک آپارتمان بدون اینکه چیزی بگوید و از او می خواهم که برای گرفتن نوزاد و تعقیب او را در سان فرانسیسکو خیابان های شلوغ.

لی بود که به سرعت تبدیل شدن به غیر قابل مدیریت است. هنگامی که کودک یاد گرفته به خزیدن کریستین نصب یک دروازه در بالای پله ها به نگه داشتن او را از سقوط از مراحل. اما هر زمان که لی راه می رفت گذشته دروازه او می خواهم به پایین و چفت را باز کردن آن است. او شروع به انفجار موسیقی فیلم در اتاق نشیمن در 11 ساعت در شب با وجود بچه کوچک در خواب در اتاق مجاور است. گاهی اوقات او می ماند تا تمام شب راه رفتن در اطراف در محافل. کریستین تلاش به مراقبت از پسر خود را در حالی که مطمئن شوید شوهرش نمی اردک از درب دور بماند.

او و لی پدر و مادر بزرگ شد به طور فزاینده ای نگران او می تواند از دست داده و یا اراذل و اوباش و یا سرگردان به ترافیک. والدین خود که در دهه شصت خود را داوطلب به بیش از لی مراقبت و در پاییز سال 2017 کریستین توافق آن زمان برای او را به حرکت در با آنها در سن خوزه در حالی که آنها را نمیفهمد یک برنامه بلند مدت. “آن را بیش از حد سخت برای امن نگه داشتن او در سان فرانسیسکو” پدرش رندن هالووی می گوید. “او به پیاده روی خود را.” کریستین بود کار تمام وقت در سان فرانسیسکو; او و پسر خود ماندند. لی آنها را مشاهده می کنید چند روز در ماه است.

کریستین و پسر خود را صرف بسیاری از تعطیلات آخر هفته خود را در سن خوزه. در سال اول مادرش کتی هالووی به یاد می آورد زمانی که لی دیدم دو نفر از آنها می رسند “او همیشه فرار به اتاق خواب خود را و خود را برداشت چمدان.” او خواهد گفت: “من می خواهم برای رفتن به عقب به سان فرانسیسکو است.”

لی اغلب سعی به ترک خانه. پدر و مادر خود را در نهایت اضافه شدن یک زنگ هشدار است که chimed با صدای بلند هر زمان که درب جلو را باز کرد. آنها مخفی کفش خود را. او می خواهم برای شکار آنها را و اگر او آنها را در بر داشت او می خواهم توری و پیچ و مهره کردن درب.

زمانی که او در تلاش برای فرار Lee حل و فصل را به یک ریتم از پیمایش از طریق عکس های خانوادگی بر روی تلفن خود را بازی Mario Kartو یا تماشای فیلم های یوتیوب در حدود 30 ثانیه جهش. او می خواهم جستجو یوتیوب برای “Cloudflare,” “کریستین هالووی” یا باندهای مورد علاقه خود و تماشای قطعه از موسیقی فیلم. پس از آن او می خواهم سرعت به شدت در اطراف خانه با صدای بلند footfalls thudding در تمام ساعات روز. کتی صف طبقه با تشک لاستیک به بی جان شدن صدا.

به عنوان ماه گذشت او صحبت کرد کمتر و کمتر. در یک ویدئو از جولای 2018, لی را از بازوی خود را پیچیده در اطراف او می خواند و او را از خواب کتاب. لی مومبلس کلمات به طور یکنواخت و بدون انحناء و با عجله از طریق مقوا صفحات.

از پشت گوشی لنز دوربین کریستین دیدم که این ممکن است آخرین داستان خواب او را بخوانید ، هنوز هم او را نگه داشته ضبط و او به پایان رسید آن را با یک “کار خوب!” به هر دو آنها را.

مکالمات به زودی غیر ممکن است. لی آغاز شده قروچه در, تکراری, دیماه حلقه. به او بگویید کریستین: “ملاقات ما در Cloudflare. ما رو درگیر در رم. ما ازدواج کردم در مائوئی.” او تکرار آن را صدها بار در روز. سپس حلقه ها رو کوتاه تر و مرموز. او کمتر جملات به جای غرغر توالی از اعداد یا حروف.

در سپتامبر 2018, شاهزاده و Zatlyn رفت و به دیدار او در حالی که او در یکی از سفرهای خود به سان فرانسیسکو. دیدن لی برای اولین بار در چند ماه آنها فکر می کردند او شبیه یک انسان trooping aimlessly از یک اتاق به اتاق با خالی چشم. در فواصل زمانی در طول سفر خود را, او می خواهم نشستن در اتاق نشیمن روشن کردن تلویزیون و تلنگر از طریق کانال های, هرگز, تماشای هر چیزی که برای بیش از یک دقیقه است. پس از آن او می خواهم سرگردان کردن دوباره تمام در حالی که زمزمه اعداد: 1 2 3 4 5 6 7. 1 2 3 4 5 6 7.

او هر دو در حال حاضر و غایب ترکیبی که نگه داشته و خانواده خود را بر روی لبه. زمانی که من در بازدید از خانه پدر و مادر خود در مارس 2019 کریستین و Alaric نیز وجود دارد برای بعد. ما خوشه در مقابل راهرو در حالی که مادر خود را تضعیف و به آشپزخانه تا چای. لی لباس پوشیدن و در یک هنلی پیراهن و sweatpants پدید آمده از پشت خانه. او قد بلند ایستاده بود و سکوت و سلاح های خود را آویزان به شدت در طرف او. او در کریستین, قیافه, به عنوان او به من معرفی و توضیح داد که من می خواهم برای نوشتن یک داستان در مورد زندگی خود را. او تبدیل به سرگردان به اتاق نشیمن و آشپزخانه که در آن او تکیه آرنج خود را در مقابله و به دست کردن به مادرش بدون هیچ کلمه درخواست یک میان وعده. سپس کریستین و Alaric رفت با او را برای یک پیاده روی در حالی که من نشستم با پدر و مادر خود را.

به عنوان ما نشسته در خانواده, اتاق نشیمن, کتی توصیف مراقبت از پسرش حتی به عنوان او به طور فزاینده ای دور. او نتواند گرما در تعاملات روزانه خود را. “او با استفاده از آمدن به من در آغوش گرفتن و گفتن ‘دوستت دارم مادر’, ” او می گوید. “نه بیشتر.”

کتی است که نه تنها در تلاش برای قبول لی که او است—هر کس او است. مدیریت خود را کاهش تیره و تار خانواده و بستگان خود را گاهی اوقات برخورد بیش از, که باید از او مراقبت و او چگونه باید زندگی می کنند. کریستین صرف ساعت های بسیاری در درمان کار از طریق غم و اندوه و احساس گناه بیش از تصمیم گیری برای زندگی جدا از لی. او می گوید او احساس تنهایی در رابطه خود و او را مصمم به پسرش نسبتا طبیعی دوران کودکی است. Alexandra لی همسر اول, عجایب, آیا ازدواج او به هم ریخت به دلیل بیماری و یا ناسازگاری. بود و لی به سادگی کسی که می تواند خواب را از طریق اروپا تعطیلات و رد در خانه غذا بودند و یا کسانی که در اوایل حوادث علائم ؟

هیچ راهی برای اطمینان می دانم. او که بود ؟ که او در حال حاضر ؟ چگونه محکم گره است و هر فرد یگانگی خویشتن در سراسر زمان ؟ فیلسوف درک Parfit ممکن است با نزدیک شدن به موضوع درخواست چگونه بسیاری از روانی زنجیر اتصال لی امروز به لی در گذشته است. خود لینک ها شکننده تر از اکثر مردم است. اما آنها باقی بماند.

در ژانویه 2019 کریستین رانندگی در پارکینگ فروشگاه مواد غذایی هنگامی که تلفن زنگ زد. او را دیدم صفحه نمایش و مسدود است. لی خواستار شد. وجود دارد بر روی صفحه نمایش خود را چهره یک عکس قدیمی از زمانی که آنها آغاز شده بود دوستیابی. او تا به حال دیده نشده عکس در تقریبا دو سال — آن را به حال شده است که زمانی از او به نام او.

او جواب داد و این کلمات سقوط کردن از او. “Baby, I love you so much, I miss you,” او گریه. “حال شما خوب است ؟ آیا شما نیاز به هر چیزی؟” او نمی گویند هر چیزی, اما او می تواند بشنود تنفس خود را در انتهای دیگر.

او گذاشت.

در آن لحظه او متوجه شدم که به شدت به او از دست رفته با شنیدن صدای او. “من می خواهم در این روند از دست دادن او سپس به این لحظه از او رسیدن از هر کجا که او است” او می گوید. “آن را منفجر ذهن من است.”

از Cloudflare IPO در ماه سپتامبر مطرح $525 میلیون. لی به عنوان یکی از بنیانگذاران ناگهان در کل خیلی غنی تر است. با آینده مالی در حال حاضر امن کریستین مجموعه در حال حرکت را در برنامه های خود مراقبت طولانی مدت. او خریداری یک 5000 فوت مربع خانه در یک هکتار از کالیفرنیا ساحل مرکزی یک نقطه آنها را انتخاب کرد به این امید که پدرش رندن می تواند راه رفتن با او در امتداد ساحل. او با یک چشم انداز معمار به خیاط فضای به لی نیاز دارد. وجود مسیرهای مارپیچ که در آن لی می پرسه و یک حصار به نگه داشتن او را با خیال راحت داخل. غیر سمی گیاهان تنها. هیچ مهره و یا درختان میوه مجاز; آن می تواند خطرات خفگی هنگامی که او ایجاد مشکل در بلع به عنوان پزشکان پیش بینی او خواهد شد.

لی و پدر و مادر خود نقل مکان کرد وجود دارد و او تمام وقت مراقبت از کمک بیش از حد. کریستین حمل برخی از مبلمان, آنها می خواهم به خرید با هم به خانه بیشتر احساس آشنا و به او پوشانده یک دیوار در عکس های خانوادگی. او الکساندرا و فرزندان خود را گاهی اوقات.

کریستین امیدوار است او دارای طراحی مناسب محیط زیست است. اکثر بیماران مبتلا به FTD نیست خیلی خوش شانس اگر شما می توانید آن را که به باد کردن خود در زندگی شخصی و مستغلات با کارکنان اختصاص داده شده به نگه داشتن آنها را امن و آرامش است. خانواده خود را نمی همیشه یک انتخاب چگونه درگیر آنها می شود. هنوز هم تمام پول در جهان نمی تواند پاسخ به این سوال که واقعا این است که زندگی در آن خانه.

در موارد نادر لی هنوز هم شگفتی پدر و مادر خود را با محبت پت در پشت. او مردم را از زمان به زمان, حتی اگر او هرگز یک کلمه صحبت می کند. همکار قدیمی به تازگی دیدم که او دوست داشت یک پست در ارتباط با. با این حال کاهش یک فرد مردد در هم شکسته جاده از ذهن خود.

از چند ماه پیش لی فرستاده کریستین یک سری از پیام های متنی. در آنها عکس او می خواهم با او قبل از آن: او و پسر خود را در هالووین سفر به پارک Christmastime. در پایان از او می خواهم تایپ کلمات کلیدی: “عشق.”


ساندرا جرارد (@sandraupson) یک سردبیر ارشد در سیمی. این برای اولین بار است از ویژگی های داستان برای مجله.

این مقاله به نظر می رسد در این موضوع ممکن است. مشترک شدن در حال حاضر.

اجازه دهید ما می دانم آنچه شما فکر می کنم در مورد این مقاله. ارسال یک نامه به سردبیر در [email protected]


بزرگ تر سیمی داستان
  • ساخت شهرستانها برای دوچرخه و اتوبوس و پا—نه ماشین
  • یک بار مرغ کشاورز اختراع آینده تبرید
  • خوب Zoomer! چگونه برای تبدیل شدن به یک ویدئو کنفرانس قدرت کاربر
  • دیزنی+ باید پیشنهاد ستارگان اصلی کاهش—همه آنها
  • چرا ما فقط ممنوعیت تبلیغات هدفمند?
  • 👁 چرا نمی توانید AI درک علت و اثر ؟ به علاوه: دریافت آخرین اخبار AI
  • 🏃🏽♀️ می خواهید بهترین ابزار برای دریافت سالم است ؟ ما را بررسی کنید دنده تیم میدارد برای تناسب اندام بهترین انتقالها دنده در حال اجرا (از جمله کفش و جوراب) و بهترین هدفون

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ru