برای اجرای بهترین ماراتن در سن 44 من تا به حال به پیشی جستن گذشته من

پس از 20 سال از راه دور, رقابت, من زد من سریع ترین. همه آن را در زمان tech, آموزش و درک جدیدی از زندگی من است.

در حال اجرا است و ساده ترین ورزش: راست پا و چپ پا و راست پا. اما به سادگی باز می شود تا پیچیدگی است. هیچ توپ را به تمرکز بر روی هیچ حصیر به زمین در هیچ یک شارژ نسبت شما با شانه خود را پایین. و بنابراین توجه خود را به تغییرات درون. به عنوان اجرا می کنید شما فقط شما راست پا و چپ پا, طبیعت, و, پرورش, هر آنچه در ذهن خود را.

ارتباط من به ورزش آغاز می شود در Bacone اوکلاهما در اواسط 1940s. پدر من اسکات تامپسون رشد وجود دارد به عنوان خجالتی, misfit پسر کونی باپتیست وزیر. فرانک تامپسون یا پاریس شد اعمال بلوط از یک مرد با ابرو به اندازه muskrats. او دستکش طلایی بوکس قهرمان و می خواستم تنها پسر خود را به عقده روحی در مورد ورزش, اما پدر من ناهماهنگ و ورزشی بی تفاوت است. او می خواست به خواندن کتاب و گوش دادن به ازدواج فیگارو. در نهایت پدرم فرار کرده اند خود را ناراضی به خانه برای مدرسه شبانه روزی در Andover, Massachusetts. اعمال او در نهان پرداخت هزینه نرم افزار با پول او به دست آورده در مسیر مقاله خود را. او به خوبی وجود دارد و برنده یک بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد و رودز بورس تحصیلی برای تحصیل در آکسفورد. دوستان خود را از آن زمان به یاد داشته باشید او را به عنوان یک سراسیمگی از انرژی و شوخ طبعی و جذابیت دادن. پس از ملاقات با پدر من در دانشگاه در سال 1960 جان اف کندی بود نقل قول شده در شنبه شب پست که اسکاتی تامپسون ممکن است آن را به کاخ سفید قبل از او.

او پس از اتمام تحصیلات خود پدر من ازدواج مادرم و شروع یک زندگی بزرگسالی ثابت حرکت جاه طلبی و شور و شوق. او به سختی به خواب او شروع به چاپ و نشر کتاب شد و یک شاغل استاد; او ساخته شده و برنامه رو اجرا برای دفتر. اما او همچنین شروع به نوشیدن بیش از حد سیگار کشیدن بیش از حد بیرون رفتن بیش از حد. در آن زمان او بسته شدن در 40—سن او را اغلب می گویند زمانی که همه مردان زندگی پاییز هم به او نیاز برخی از نظم و انضباط در تخمیر ضرب وشتم از روز خود را. او بعدها به من بگویید در حال اجرا بود و نادر ورزش که در آن شما بیشتر رقابت خود را. شما می توانید یاد بگیرید بدون نیاز به از دست دادن. این نیز چیزی است که او تا به حال شکست خورده در مقابل پدرش.

در سال 1980 هنگامی که پدر من شروع به قرار دادن خود را در حال اجرا کفش من 5 بود و به طور طبیعی من می خواستم به برچسب همراه است. من به یاد داشته باشید او را به رانندگی اتومبیل خود را در اطراف بلوک که در آن ما زندگی می کردند و فقط در خارج از بوستون با چشم خود را بر روی کیلومتر شمار اتومبیل و غیره. شروع در جلوی درب توسط boxwoods به نوبه خود به چپ و چپ دوباره. برو دو حلقه در اطراف بلوک; روز سوم توقف در دروازه در حصار فقط گذشته درخت راش. که 1 مایل. من به خاطر پیروزی در حال اجرا همه چیز توسط سمت خود را. او با وسواس ظاهر فیزیکی خود را, و او را به من یاد می دهد به انجام فشار یو پی اس در حیاط خلوت و نشستن یو پی اس با گرد فلز وزن او نگهداری زیر تخت. او شروع به مسابقه بیش از حد. بر روی دیوار اتاق خواب من یک عکس از اطراف آن زمان از او در حال اجرا 5-مایل جاده مسابقه در مین است. او با پوشیدن قرمز Lacoste پولو شرت و جوراب که می تواند کشش به زانو خود را اما در حال قطعه قطعه کردن در مچ پا خود را.

دو سال بعد من به نیویورک رفت و به تماشای او اجرای یک ماراتن. من پدر و مادر طلاق گرفته بود و پس از آن و پدر من تا به حال نقل مکان به واشنگتن, DC. او تا به حال یک کار خوب—اما او تا به حال دقیقا به دنبال راه جان کندی. او یک دستیار مدیر در ایالات متحده آمریکا آژانس اطلاعات که به معنای او را ترویج رونالد ریگان جنگ سرد سیاست به جهان است. او در زندگی Dupont Circle و جایگزین اجرا می شود 12 و 6 مایل در هر صبح. او تا به حال بدست خوب است. من برای جستجو او را در دریایی از عرق مردم در کوتاه کوتاه پایین آمدن Queensboro پل. او به من خال خال و hustled به سمت. من دست او را به یک فنجان آب پرتقال و به او یک جفت جدید از کفش. او gulped, وضوح بالا, سکس لبخند زد و با عجله همراه است. هدف او این بود که به پایان برسد در کمتر از سه ساعت و آمد نزدیک: 3:01:19. من خیلی حس چگونه ورزش کار کرده—و یا برای که ماده چگونه درد فیزیکی یا زمان کار می کرد—و برای من تعجب می کنم که چرا او فقط تا به حال به سرعت از در پایان.

بعد از مسابقه او متعهد برای رفتن سریع تر در آینده است. اما زندگی نیست رفتن به محل کار که در راه است. پدر من به زودی بیرون آمد ، چندی پس از آن او تست مثبت HIV. آن را شروع طاعون سال برای این بیماری است. در حال اجرا سریع تر نیست بیشتر از یک اولویت دیگر.

عکس: IKE EDEANI
II.

من شروع به در حال اجرا به صورت واقعی در سن 15 سالگی نه مدت ها پس از قطع شدن از فايلهاي برای دوم تیم بسکتبال در Andover, پدر مادر آلما. من اعتماد به نفس بود و در nadir. من جوش دار, درس خوان, و, برای اولین بار, زندگی به دور از عشق و حمایت از مادر من بود که قهرمانانه مطرح شده من دو خواهر و من پس از پدرم دور نقل مکان کرد. من برتری دارند و به دام افتاده در یک محل که در آن من نیست و در عین حال احساس در خانه. یک کارت حافظه در ذهن من به عنوان یک استعاره برای آن زمان بود: من در اتاق یک خانه در پردیس یک بعد از ظهر بی سر و صدا در حال آماده شدن برای یک زیست شناسی آزمون که یکی از dormmates—یک ستاره در تیم فوتبال—شروع به ساخت کردن با کسی که در برابر طرف دیگر از درب اصلی خارج.

رشته مورد نیاز بود به بازی های ورزشی و سرپوشیده آهنگ هنوز پذیرش castaways. بنابراین من سرگردان و گفت: مربی من می خواستم برای پیوستن به. او مرا فرستاده کردن با پسران در حال اجرا 2-مایل و برای من چند اولین مسابقه من در تکمیل 21 حلقه در اطراف بیضی شکل در کمتر از 12 دقیقه قرار دادن من در مورد حق متوسط است. من مربی هر چند دیدم بالقوه و وارد در انگلستان دبستان مدرسه قهرمانی. و سپس در یک روز جادویی در فوریه سال 1991 در یک مدرسه به نام موسی قهوه ای, من کشف یک دنده من نمی دانستم که من تا به حال.

مسیر نا آشنا بود به طوری که من نمی باید زمینه برای بار آنها اعلام کرد بعد از هر بار دامان. من تعجب اگر وجود داشت یک خطا زمانی که برای اولین بار مایل نامیده می شد—5:25 تا کنون سریع ترین تا کنون. من به پایان رسید و در مکان پنجم در یک کلاس ثبت زمان 10 دقیقه و 48 ثانیه است. این ستاره فوتبال در مورد آن را بخوانید در این مقاله مدرسه و من تبریک گفت. من تا به حال تمرین منطقی اما شما نمی رکورد زیرا از دو ماه از انجام این تمرینات به عنوان هر کس دیگری. واضح است که من تا به حال ژن نقش داشته است.

پدر من در ضمن تا به حال داده شده است و با ارزش ترین مولیگان می توانید دریافت کنید. یک سال پس از تشخیص خود او می خواهم وارد یک مطالعه HIV-مثبت مردان تنها به اطلاع داده می شود که تشخیص اولیه نادرست بوده است; او HIV رایگان. چند سال بعد او به من بگویید که اولیه حکم اعدام چیزی بود که تا به حال او را قادر به زندگی می کنند. تا زمانی که او مجبور شد برای مقابله با آنچه که در حال مرگ بود در واقع منظور خود را از جنسی انتخاب شده بود و بی پروا. او روز رقابتی در حال اجرا هر چند بودند پشت سر او. زمان برداشت من از این ورزش در دبیرستان او در اوایل دهه پنجاه و پشت او زانو خود را و خود را دائما سیاه شدن ناخن پا نمی خواهد به او اجازه دهید برای بیش از چند مایل است. او یک مرد بود که دوست داشت به انجام همه چیز تمام و یا نه در همه. او خود را در حال اجرا کفش به دور است.

پسران بهبود بیشتر یا کمتر خطی در حال اجرا تا زمانی که آنها به نوبه خود به مردان است. اگر شما قطار به طور پیوسته وضعیت هورمون های تان کار در کنسرت با ماهیچه های خود را. اضافه کردن افزایش اعتماد به نفس به مخلوط و شما می توانید یک حلقه بازخورد مثبت: سرعت منجر به اعتماد به نفس منجر به سرعت. من ارشد سال, من یک نیو انگلند دبستان مدرسه آهنگ قهرمان و رهبری را به دانشگاه استنفورد و Pac-10. اما الگوی بهبود تنها نگه می دارد اگر شما سالم بماند. تابستان قبل از من شروع دانشگاه, من افزایش هفتگی در حال اجرا مایل از حدود 35 به حدود 70. پاهای من رو قوی تر اما سپس آنها ساییده شده. من نشان داد تا در دانشگاه با یک شکستگی استرس در من شین انتظار برای اجرای مسابقات کراس کشور. چند ماه بعد از آن فقط به عنوان من کمرویی در تلاش برای آموزش دوباره یک دکتر به من گفت من تا به حال مونونوکلئوز. بعدی تابستان من شنا در آب آلوده و آمد با هپاتیت. من می دانستم که چیزی اشتباه بود زمانی که در یک اجرا در جنگل های شمال شرقی بندر مین من متوقف تخت از خزه و من دیدم ادرار تبدیل شده بود ،

ترک این تیم سخت بود اما نه در حال اجرا آسان بود. من خودم را متقاعد که تمرکز مورد نیاز توسط بخش من ورزش را تنگ دیافراگم از کالج تخیل. با پیگیری تمرین من تا به حال زمان برای یک میلیون چیزهای دیگر از جمله نواختن گیتار آکوستیک. و پس از سقوط پس از فارغ التحصیلی من نقل مکان کرد به یک مزرعه در نیوهمپشایر به تمرکز بر روی موسیقی است.

در برخی از نقطه که در تابستان اگر چه با یک سنگ گرانیت دیوار و احساس تنهایی من تصمیم گرفتم سعی کنید مسابقه دوباره. من رسیدن به داخل خودم چون کمتر وجود دارد در رفتن خارج. تحقق است که من به اندازه کافی خوب نیست در گیتار به آن را در زندگی من بود من ضربه. هیچ حواس پرتی از دوستان و احزاب و طبقات است. من نیاز به چیزی برای انجام. آمدم تا با در نظر گرفتن پدر من هدف و ساخت آن را خود من: اجرای سه ساعته در ماراتن. من حتی از او خواست به انجام آن با من, اما او demurred. آموزش من شامل حال اجرا چند روز در هفته و قدم زدن از طریق قند افرای بر دیگران است. من clueless. من وارد یک ماراتن در مشیت الهی و به پایان رسید تا تلاش fitfully در سراسر خط در 3:18.

برای دهه های آینده من روت episodically و وارد ماراتن در حال حاضر و پس از آن در حالی که آغاز یک روزنامه نگاری حرفه ای است که تا به حال من در حال حرکت هر چند سال—از نیوهمپشایر به غرب آفریقا به واشنگتن, DC, به, New Haven. من کاهش یافته است از یک ماراتن در مسیر 23 چون من زانو صدمه دیده است. پدر من که عاشق من سرگرمی جدید باقی مانده بود انتظار در پایان برساند. من از دست رفته دیگر در هنگام رانندگی با پدرم به جنوب ویرجینیا ما رو پنچر صبح روز مسابقه. سریعترین من زد 3:07 در مریلند سال تیرانداز از خفا. به من ضربه اواخر دهه بیست سالگی سه ساعته هدف به نظر می رسید غیر ممکن است.

اما پس از آن من یک کتاب به نام های پیشرفته Marathoning و آموخته اصول این ورزش است. آن را واقعا کمک به اجرای بیش از 20 مایل در چند بار. آن را واقعا کمک به اجرای حداقل شش روز در هفته و در برخی از آن روز به اجرا تا زمانی که شما صدمه دیده است. در نهایت در یک حلقه البته در دلاور, در سن 29 من زد 2:57. پدر من دستور داد دمیده تا عکس از من عبور از خط پایان. که من نقل مکان کرد و به نیویورک سیتی پیوست و پارک مرکزی پیگیری باشگاه. شش ماه بعد در ماراتن نیویورک, من زد 2:43 اتمام 146 از 37,000. من نخبگان اما من به آنچه دونده تماس “sub-elite”: آن دسته از کسی که برنده dick’s Sporting Goods گواهی هدیه در محلی مسابقات جاده.

من احساس مناسب و سالم است. من 30 بود و به تازگی به من در عشق با کاهش یافته در کالج. او می خواهم به نیویورک نقل مکان کرد و پس از فارغ التحصیلی شروع به یک تیم حرفه ای به عنوان یک رقصنده حرفه ای و یک استاد رقص. ما در نهایت زندگی در همان محل. من شروع یک کار بزرگ به عنوان یک ویرایشگر در سیمی و نوشتن یک کتاب است. پدر من در ضمن تا به حال شروع به باز کردن. او تا به حال متوقف حرفه ای و هر کجا که او رفت و او انجام صفحات نیم به پایان رسید و نسخه های خطی او نوشته بودم—تاریخ و رمان و خاطرات, عاشقانه. او می خواهم شروع بیش از حد به عقده روحی و صرف چند ساعت در روز چت در مجلس سایت. او قول کارل یونگ و می گویند او unburdening خود را از سرکوب جوانان است. او چهار سال در مالیات است.

پس از ماراتن نیویورک کردم فیزیکی. دکتر رفت و از طریق مراحل معمول. ضربان قلب من کم بود من رفلکس خوب بودند. سپس او با قرار دادن دست خود را بر گردن من و یک توده کوچک. من می خواهم به در آمده برای تست های بیشتر. پدر من استفاده می شود به می گویند “او که خدایان مایل به از بین بردن آنها را امیدوار کننده” تنوع در نقل قول از دوران باستان است که به گمان او توضیح داد که لحظه به لحظه تیره تر از زندگی خود را. خبر بد ضربات سخت ترین زمانی که همه چیز به خوبی پیش میرود.

من می خواهم قرار داده فیزیکی چون من زانوی راست شده بود درد و من نمی خواهم به شنیدن سفارشات به مسابقه. نگرانی که آمد به نظر می رسد خنده دار به عنوان گزارش کردم همیشه بدتر است. دکتر به من گفت که آنها نیاز به انجام سونوگرافی و سپس نمونه برداری از بافت. بعد خبر آمد که من نیاز به عمل جراحی: یک به درستی به نام دکتر برش را به تکه های باز گردن من به کشف کردن آنچه که این توده واقعا بود. اولین عمل جراحی نشان داد تشخیص من: سرطان تيروئيد. عمل جراحی دوم دنبال کرد. من پس از آن با توجه به رادیواکتیو قرص و فرستاده به ما برای یک آپارتمان یک هفته ای قرنطینه. همسر من رها کردن سوپ کردن در درب.

من نوع سرطان تيروئيد بود برجسته قابل درمان است و در این ماه است که به دنبال من بهبود به آرامی. در ابتدا من می خواهم گام خارج از آپارتمان و در تلاش برای راه رفتن یک بلوک سربالایی از آپارتمان من در بروکلین به چشم انداز پارک. اما در دوره به دلیل من می توانم راه رفتن در هر نقطه و در نهایت اجرا شود. یک روز با شکوه من هر دو زد 10 مایل و خوش بینانه صحبت با همسر در مورد داشتن فرزند. تناسب اندام برگشتم سریع تر از من انتظار می رود. نه ماه پس از تشخیص من 15 آهسته مایل در کوه های آسپن کلرادو و پشت سر هم به اشک من در آمد از آخرین قله. شش ماه پس از آن به من زد سه بار در اطراف دایره رانندگی در چشم انداز پارک به پایان رساندن اولین بار در 10 مایل مسابقه من اولین پیروزی پس از دبیرستان. به زودی من به ماراتن روال آموزش. در نوامبر سال 2007 من زد ماراتن نیویورک 13 ثانیه سریع تر از من تا به حال در سال 2005 درست قبل از تشخیص من.

بیش از 10 سال آینده من زد و زد و زد. من وارد 10 ماراتن به پایان رسید و تقریبا همه آنها بین 2:42 و 2:46. ترین سال من در نیویورک اما پس از مسابقه لغو شد به دلیل طوفان های شنی من وارد تملق فیلادلفیا ماراتن و خط عبور در 2:39. در تمام این نژادها تنها قوام بود به پایان برسد. در برخی شروع کردم خیلی سریع در دیگران شروع کردم خیلی بیش از حد آهسته است. من خواب و قبل از برخی از نژادها. یک سال من به سمت خط شروع و پس از کشیدن در نزدیکی all-nighter تندرست ما از 3 ماهه دوم از سه پسر که در قالب خانواده ما—بر روی زانو های من.

در ژانویه سال 2017, من شروع یک کار جدید به عنوان سردبیر این مجله. پدر من ارسال یک ایمیل در مورد چگونه افتخار او بود. در آن زمان او تا به حال نقل مکان به آسیا و به آرامی از دست دادن پول خود را. با هر مالی جدید فاجعه او را کوچ کردن به مناطق فقیرتر به طوری که او هنوز هم می تواند زندگی می کنند که او تا به حال در زندگی سابق خود. در حال حاضر او در فیلیپین توسط یک دریاچه در باتانگا استان تقریبا به معنای واقعی کلمه دورترین محل از Bacone اوکلاهما. او گفت که او سالم است. در یک ایمیل نوشت: “من امیدوارم که برای ارسال اخبار خوب از صدا بدن (در واقع متخصص قلب و عروق معمولا در پرستار او برای آوردن اشعه x از 55 سال). ماراتن شد یک سرمایه گذاری خوب است.”

دو هفته بعد او دچار یک حمله قلبی. او تا به حال هیچ شانسی برای رسیدن به یک بیمارستان و درگذشت در سن 75. او قطع توسط همین علت و در حدود همان سن به عنوان پدر خود را. من سفر به فیلیپین به دفن او. در اتاق خواب خود را, من در بر داشت یک شعر من نوشته بودم در درجه دوم در مورد او اجرا پایین Queensboro پل.

III.

من استفاده می شود به فکر می کنم از توانایی های ورزشی به عنوان یک کوه. شما متولد شده در پایه و مرگ شما وجود دارد بیش از حد. در بین شما صعود بالاتر و بالاتر تا زمانی که شما شروع به فرود. اما این قیاس کاملا درست نباشد چرا که همانطور که شما مسن شما به دست آوردن حکمت است که می تواند کمک به شما آموزش می دهد. من آمده ام به درک که بهتر قیاس است که از قله نورد. شما بروید تا شما را به پایین. در برخی از نقطه شما در رسیدن به اوج خود را اما هنوز هم وجود دارد مناظر به عنوان شما فرود.

یک سال پس از مرگ پدر در بهار سال 2018 زمانی که من 42 بود من یک تماس از نایک. آنها به دنبال مردم به قطار تحت نخبگان و مربیان یک ماه شات برنامه در نهایت با هدف تست و ترویج محصولات جدید خود را. (بله, من نمی فهمم چرا سردبیر یک مجله را پوشش می دهد که تکنولوژی و دنده ممکن است انتخاب شده اند توسط یک شرکت است که باعث می شود دنده و فن آوری است.) من می خواهم به شرکت کنند ؟ من زمان مسابقه تا به حال شده است به طور مداوم کندتر تقریبا پنج سال. البته من.

همانطور که من نوشت: در یک داستان در سیمی در سال 2018 من به زودی مجهز به یک مانیتور ضربان قلب در بازوی من یک تعادل نظارت بر تسمه و سنسور در کفش من که اندازه گیری پروناسیون و زور. من شروع به انجام سخت ساختار تمرینات از یک نوع من هرگز تا به حال انجام در خود من و من تا به حال مصرف اکسیژن رای من خون آزمایش در نایک آزمایشگاه در پورتلند. من نوشیدن آب چغندر هر روز صبح از آنجا که مطالعات نشان داده اند که بالا نیترات در مواد غذایی می تواند به افزایش استقامت قلبی عروقی. من شروع به ورود هر تمرین علنا در Strava. در اکتبر آن سال من عبور از خط پایان در شیکاگو در 2:38 من بهترین زمان تا کنون.

تعداد بسیار کمی از مردم ترک در حال اجرا پس از یک شخصی بهترین. شما می خواهید برای دریافت سریع تر تا زمانی که شما متوجه شما نمی توانید. و پس از شیکاگو شروع کردم به تلاش برای درک چقدر از ما محدودیت های فیزیکی و چقدر روان و چه مقدار از آنها وجود دارد در برخی از منطقه در میان است. من تا به حال بهبود در سن زمانی که انسان قرار بود برای جلوگیری از بهبود. در حال حاضر فکر کردم در مورد تمام کسانی که مسابقه در طول سال زمانی که من تا به حال بهبود یافته است. چرا من تا به حال تنها یک بار موفق ماراتن در 2:40? و اگر من این نبود محدودیت در حدود 2:30 است ؟ شاید 7 سال نیک درست بود. شاید پدر می تواند با سرعت بالا در پایان.

و بنابراین در روح آزمایش من تصمیم گرفتم برای دیدن اگر من می تواند به سرعت اجرا ماراتن پشت به پشت. یکی از اسرار بزرگ در حال اجرا است سطح تلاش است که معافیت شما. به یک نقطه رفتن سخت تر باعث می شود شما قوی تر مانند باد هوا را به داخل تایر می شود که تا کنون محکم. اما محدود است و هنگامی که شما آن را عبور تایر میآید. عضلات خود را از سقوط و انگیزه خود را دچار تزلزل. هر یک ماراتن ساخته شده من احساس می کنم مثل یک عروسک پوش. آن می تواند ماه قبل از من آماده بود برای اجرای دوباره. اما شاید من فکر می کردم این سال متفاوت خواهد بود. شاید وجود هوا در سمت چپ تایر برای در حال اجرا ماراتن نیویورک تنها سه هفته پس از شیکاگو است.

من دو پسر بزرگتر آمده بود به تشویق من در شیکاگو اما یکی از جوانترین و سپس 4, باقی مانده بود در نیویورک است. من تا به حال یک احساس است که من هرگز این سریع دوباره و من می خواستم او را برای دیدن من به خوبی در حال اجرا بیش از حد. پدر و مادر هرگز نمی تواند با اطمینان می دانیم چه خواهد شد الهام بخش خود بچه ها و یا زخم آنها چند نفر هستند و بهتر است در دیدن از طریق ما ظواهر و تظاهر از فرزندان ما. هنوز حداقل او را به یک حس از این چیزی که من انجام وقتی که من قرار دادن در کفش من در حال اجرا.

در اولین یکشنبه ماه نوامبر من مهاجرت به ترین در جهان ناخوشایند عمده ماراتن: مترو به کشتی به اتوبوس به امنیت صف. در کهنه خط شروع ایستاده بودم کشش مچ پا من و من گردن—تنها بخش هایی از بدن شما شل می تواند هنگامی که بسته بندی شده ران به لگن. تفنگ رفت و همه چیز را اقدام هموار. هشت مایل در سمت راست قبل از Barclays Center, من منحرف به راست برای گرفتن Gu ژل از بچه های من. من احساس در کنترل و شگفت آور و آرام به من از طریق ویلیامزبرگ و سپس پایین Queensboro پل در مسیر 16. در 22-نشانگر مایل در Marcus Garvey پارک در هارلم من احساس بزرگ است. من آخرین 4 مایل بودند تا کنون سریع ترین نژاد. برای دومین بار در یک ماه, من عبور کرد و در پایان 2:38.

من می خواهم گذشت برخی از مانع روانی و احتمالا فیزیکی یکی بیش از حد. من نیز با کمک فن آوری. من تا به حال فرسوده نایک جدید Vaporfly کفش پس از نزدیک به لحظه ای که آنها می آیند: برای اولین بار در 2:43 در نیویورک و پس از آن برای هر دو 2:38s. اما بزرگترین کمک تکنولوژی ممکن است ضربان قلب نظارت بر بازوی من. (من سعی کردم چند مچی ضربان قلب مانیتور, اما آنها همیشه به من اطلاعات درهم و برهم کردن; قفسه سینه-مانیتور قلب احساس می کنم مثل یک کمربند.) صفحه نمایش از Garmin تماشای نمایش داده شده دو عدد: من ضربان قلب و سرعت. من دنبال اطلاعات من در هر سخت تمرین کردم و انتقادات و پیشنهادات از طریق پیام متنی از مربیان که اسکن اعداد من آپلود شده و پیگیری تمرین, گزارش من را در Google doc. ماراتن همه چیز در مورد حفاظت از انرژی است. این مهم است به ماندن آرام و در هر دو ماراتن من می خواهم به دنبال یک بسیار خاص حکومت: برای اولین بار 20 مایل اگر من شروع به در حال اجرا سریع تر از شش دقیقه در هر مایل یا اگر ضربان قلب من شروع به پریدن کرد و بالاتر از 145 من نیاز به سرعت. پس از مایل 20 من می تواند به عنوان سخت به عنوان من می خواستم. و در آن گذشته 4 مایل از نیویورک, نژاد آن را داده بود که به من اعتماد به نفس به آن فشار به حدود 5:45 مایل سرعت.

در حال حاضر من خسته بود. هر عضله سخت شد و بدن من احساس مانند یک Jenga برج با نیم بلوک حذف شده است. من استراحت برای دو ماه و پس از آن من نوشت: به استفان فینلی سر از بروکلین آهنگ باشگاه. او آموزش داده بود من از طریق تابستان به عنوان بخشی از نایک ماه شات برنامه و ما می خواهم تبدیل شدن به دوستان. من می خواستم برای دریافت سریع تر هنوز هم. خواهد به او کمک کند ؟ البته او گفت.

اولین چیزی که فینلی گفت: به انجام نگه دارید تا به طور منظم من روال با کمی شدت بیشتر. زمانی که من در نیویورک از خواب بیدار شدم در همان زمان خوردن همان صبحانه (بلغور جو دوسر و آجیل) و اجرای 4 کیلومتر به دفتر. در پایان روز, من اجرا خانه.

فینلی ایجاد یک برنامه در Google doc برای کمک به من, و من شروع به زیر روال به صورت جدی به عنوان زمستان در نیویورک آغاز به تحمل کردن. قبل از شیکاگو, من تا به حال اجرا به طور متوسط 55 تا 60 مایل در هفته حدود نیمی از یک حرفه ای ماراتون می کند. در فوریه 2019 من تا به 65 تا 70 مایل است. دو بار در هفته انجام می دادم با سرعت تمرینات. این ممکن است کوتاه و سریع (هشت تکرار 1000 متر با بقیه در میان) و یا طولانی تر و کندتر (سه تکرار از 2 مایل مدار با بقیه در میان). گاهی اوقات من می خواهم اجرا بدون کفش برای تقویت پای من و به خودم یادآوری کنم در مورد وضعیت. وجود دارد گاه به گاه دردسر. سفر برای کار در ابوظبی, من مانع شن و ماسه و باد. هنگامی که من سعی کردم به انجام یک کار دراز مدت در چشم انداز پارک در شب و در جایی در سمت دور از پارک من کشیده بیش از یک چشمه آب و تقریبا خوابش بر روی زمین در کنار یک راکون است. روز دیگر من از Vaporflys به محلی آهنگ در آغاز یک توفان برف. نسل اول Vaporflys خوبی برای بسیاری از چیزها, اما آنها تا به حال کشش از یک قاشق پیچیده شده در پوست موز است. من علائم در برف تقریبا چپ پا و راست پا و چپ پا کون چاپ بازوی چاپ چپ پا و راست پا کون چاپ.

در طول قبلی آموزش چرخه من به هم ریخت هر بار که من یک مایل زیر پنج دقیقه و 35 ثانیه. سپس یک روز من در مسابقه کردن درایو در چشم انداز پارک پیش نویس پشت مرد سوار محموله دوچرخه. “شخص چگونه سریع شما می رویم؟” من نگاه کردن و مبهوت به او بگویید من در حال اجرا بود 5:25 مایل. او به من یک thumbs-up و اجازه دهید من نگه دارید تهیه پیش نویس.

آزمون واقعی در آمد مارس در ماراتن بوستون آهسته و پر از تپه ، من مجموعه ای از اهداف من با احتیاط. فقط شاید من می تواند به شکست 2:35. اما هوشمند ماراتون یک خصوصی هدف و یک هدف است. به من گفت: هر کس من در تلاش بود برای شکستن 2:37:12 یک ماراتن اجرا دقیقا شش دقیقه سرعت که من دبیرستان متقابل مربی تا به حال یک بار به من گفت: قطع زمان برای یک دونده.

تفنگ رفت و همه چیز را سرازیر شد فقط خوب است. من علامت اوایل سراشیبی مایل دقیقا بر روی هدف. احساس کردم چیزی بیشتر از نرمال ماراتون پارانویا: در یک نقطه من غرق شد با این ایده که من راست کفش گره خورده بود خیلی محکم. تپه گذشت خیلی زودتر از من انتظار می رود. عنوان دوره تبدیل حق در نزدیکی کلیسا من به عنوان یک بچه و حدود 2 مایل از boxwoods با من به خانه مادرم hollered کلمات تشویق. به زودی من مسابقه سراشیبی به سمت کنمور مربع است. من مایل 22 در 5:27 به پایان رسید و این مسابقه را در یک رکورد شخصی جدید از 2:34. بعد ابوت جهان در رشته ماراتن ایمیل با لذت و اخبار است که زمان من در بوستون و شیکاگو تا به حال ساخته شده من 29-رتبه ماراتون بیش از 40 در جهان است.

پس از به پایان رسید بوستون, من پیدا کردم خودم فکر پدر من. او افتخار شده اند. او همیشه به حال یک باور است که من می تواند انجام تقریبا هر چیزی حتی زمانی که آن را موجه. در دبیرستان من متوسط اما مشتاق بازیگر; من می خواستم بخشی از ryan vanderford در تولید هملت و نا امید نمی شود در همه بازیگران. پدر من گفت که اگر درام کارگردان تا به حال هیچ حس او را به بازیگران من به عنوان منجر شود. اعتماد به نفس خود را هرگز مشکلاتی روبرو شد. مدت کوتاهی پیش از مرگ او با ارسال یک ایمیل. “بازخوانی 24 کتاب ایلیاد که در آن خدایان پرتاب خاکستر در برخی از طلا و بر دیگران,” او نوشت. او خواندن شعر یک بیت اما پیام خود را از طریق: من تا به حال فوق العاده همسر و خانواده و انجام شد OK. “سرنوشت و شما تمام طلا,” او نوشت. شاید ستایش بود تلاش برای معکوس کردن راه پدرش بود او را درمان کرد. هنوز چه بیشتر می تواند یک کودک بخواهید که از پدر و مادر خود و ایمان به آنها را?

عکس: IKE EDEANI
IV.

ریاضی در مورد چگونگی گرفتن بهتر در حال اجرا حداقل در یک تقریب نسبتا ساده است. وجود بدن تناسب اندام: چگونه کارآمد شما می توانید جذب اکسیژن و حرکت آن را به ماهیچه های خود را. پس از آن وجود دارد در حال اجرا خود را اقتصاد: عمدتا چگونه کارآمد شما در حال حرکت اکسیژن در حالی که در سرعت داده می شود. و پس از آن وجود دارد چقدر وزن شما. برای بهبود این دو عامل شما اجرا سخت تر و دقیق تر و جلوگیری از وارد شدن صدمه دیده است. خود را برای کاهش جرم شما بیشتر خوردن اسفناج و کمتر بستنی.

پس چرا دوندگان دارای محدودیت است ؟ و آیا محدودیت های متفاوت از یک نفر به بعد ؟ در بخشی از آن به دلیل عوامل فیزیولوژیکی: سطح اکسیژن خون لاکتات قدرت عضلانی که هر کدام دارای یک جزء ژنتیکی. اما یکی دیگر از نظریه های مطرح شده توسط یک فیزیولوژیست ورزشی نام تیم Noakes. به عنوان او آن را در آنچه که او خواستار مرکزی و فرماندار مدل بخشی از دلیل ما آهسته است زیرا مغز ما گفتن بدن ما برای جلوگیری از به خاطر آن می ترسم. آن را نمی خواهید به بیش از حد گرم و یا توسعه یک شکستگی استرس در ساق پا پس از آن پیشگیرانه بازدید ترمز. اگر Noakes’ نظریه درست است آن را به معنی ذهن و بدن معضل است. همه ما می رفتن سریع تر. ما فقط باید برای متقاعد کردن مغز ما شروع به ناخودآگاه خاموش شدن روند حق دور. اما تنها چیزی که ما می توانید استفاده کنید برای فریب مغز ما مغز ما است. آموزش تبدیل به یک بازی مخفی کردن و به دنبال با خود است. وقتی فکر می کنم به آن روز در موسی قهوه ای, آهنگ, من تعجب می کنم که آیا من می تواند اجرا به عنوان سریع به حال من شناخته شده من اوایل سرعت. اگر من متوجه شدم که چگونه سریع من بود مغز من ممکن است باید خاموش شد.

این نشان می دهد ظریف اب زیر کاه درخشندگی به فینلی به تمرینات. او به طور مداوم تا به حال من در حال اجرا 400 متر تکرار و یا حتی 200 متر را تکرار میکند. چرا ؟ به پاهای من قوی تر است. اما همچنین برای آشنا کردن من با بدن و ذهن با سریع تر قدم و به من کمتر می ترسم از سازمان دیده بان. اگر شما اجرا از 4:40 سرعت برای هر فاصله شما احساس می کنید کمی کمتر مضطرب دیدن 5:32 سرعت در سازمان دیده بان خود را در 10 مسیر مسابقه. او نمی تواند هر چند به من بگویید این. او نیاز به کمک یک قسمت از مغز من پنهان در حالی که نیم دیگر یادگیری به دنبال.

پس از من بهبود می خواهم از بوستون با من صحبت کردیم فینلی در مورد یک هدف جدید: شکستن 2 ساعت و 30 دقیقه در شیکاگو در پاییز آینده. او متد برنامه ریزی شده تمرینات را به آرامی تغییر من فیزیولوژی و روانشناسی بیش از حد. من نگه داشته Google doc که در آن فینلی خواهد طرح همه چیز مانند: “6x 1 مایل w/ 90 ثانیه استراحت در شروع 5:50, 5:45, 5:40, 5:30, 5:25, 5:20.” هر جمعه من اجرا سخت و طولانی را تکرار میکند. هر پنج شنبه, من می خواهم در پایان فصل حتی سخت تر هستند. هر یکشنبه من می خواهم اجرا طولانی است اما سخت نیست.

ما آهسته کند چرا که ما مسن تر و بدن ما شکستن. اما من معتقدم ما آهسته نیز چون روز ما را پر کنید تا. کار من شامل یک سری بی پایان از بحران و غیر ممکن است معضلات; پدر و مادر سه بچه است که تقریبا همان است. وجود ندارد از راه دور زمان من تا به حال برای سرگرمی در, می گویند من در بیست سالگی. بهترین دوست من پس از مهد کودک و مدرسه—یک حرفه ای نوازنده ترومپت—دارای wryly با اشاره به این که سال من اجرای سریع هستند و سال من نیست نوشته شده هر یک مناسب و معقول و موسیقی است.

خوشبختانه در حال اجرا است یک سرگرمی بزرگ برای مردم مشغول به دلیل آن را ندارد که زمان زیادی. این ورزش ساده است بنابراین هیچ نقش و یا حرکات پیچیده را یاد بگیرند. و آن را خسته کننده که بدان معنی است که بدن خود را تنها می تواند بسیار. نخبگان تنیس ممکن است صرف 40 ساعت در هفته در دادگاه است. نخبگان دونده برنامه ممکن است 12. در شدید ترین آموزش هفته, من در حال اجرا برای حدود هشت ساعت در کل. که مقدار زیادی از زمان. اما بیش از نیمی از این زمان می آید از رفت و آمد. من رها کودکان و نوجوانان در مدرسه و پس از آن اجرا به منهتن. من پایان کار را به بروکلین و وارد 7 بعد از ظهر من و همسر یا پرستار بچه ما برداشت کرده است تا کودکان و نوجوانان آغاز شده و شب معمول است. من صبح یکشنبه اجرا می شود طولانی اغلب قبل از شروع این کودکان از خواب بیدار. همسر من پس از صرف زندگی خود را در رقص قدردانی به ارزش تربیت بدنی—هر چند او طبعا ترجیح من به بازگشت از این اجرا می شود طولانی در 7:30 و 8:00.

گاهی اوقات من فکر می کنم که همه چیز در زندگی آسان تر خواهد بود اگر من فقط با قرار دادن کفش من دور است. اما در اغلب موارد من فکر می کنم مخالف است. با یک شغل پر استرس مفید است که فقط کمی از زمان که در آن شما خودتان را مجبور به رفتن به خارج و نفس کشیدن. و من آمده ام به این باور است که نظم و انضباط در یک قسمت از زندگی من باعث می شود آن را آسان تر به نظم و انضباط در بخش دیگری از زندگی است. شاید من به جای سخت کار تبدیل خواهد شد و حتی سخت تر اگر من در حال اجرا نیست. شاید پدر من می تواند از آن برگزار شد همه با هم اگر او فقط می خواهم شروع به در حال اجرا کمی زودتر.

در این روز پس از درگذشت پدر من در نامه ای به فرزندان خود من در مورد او. آن را کشیده و تقریبا در طول این مقاله. من آن را به آنها را زمانی که آنها مسن تر. من می خواهم آنها را به درک یک مرد آنها می دانستند که تنها در او ضعیف و ناتوان بی بی-پروا آخرین مرحله از زندگی است. من هم آن را نوشتم برای خودم البته. به عنوان مردم من بیشتر می دانم من تمام عمرم را صرف هر دو پس من پدر و تلاش برای جلوگیری از تبدیل شدن به او. سهم من از ژن های خود را برای در حال اجرا و بخش های بزرگی از شخصیت او را. اما ژن است که یکی از مستعد ابتلا به اعتیاد به الکل هستند به ارث برده و بیش از حد. همانطور که برای شاه لیر جنون در پایان ؟ آن طبیعت, پرورش و شرایط. من با نزدیک شدن به سن زمانی که آن آغاز شد برای او.

من با ارسال یک نسخه اولیه این مقاله به خواهر بزرگتر من که دیدم چیزی واضح است که من تا به حال شناسایی نشده است. “در حال اجرا حل شد هیچ چیز برای [پدر]. شما تا به حال یک سفر طولانی با آن و استفاده از آن در راه است که بسیار سازنده تر است. اما من این حس آزار دهنده است که داستان خود را از نیاز به پیروی از خطوات (این مدارس در حال اجرا) و نیاز زیادی نیست به دنبال قدم به قدم (از افراط های تمام فلزی flameout این بی مسئولیتی و عدم) بیشتر complexly در هم آمیخته.”

V.

صبح روز 2019 ماراتن شیکاگو من خودم غرق در آب چغندر و فاقد ظروف با استفاده از چاقو در یک هتل در بطری بازکن به گسترش کره بادام زمینی روی نان شیرینی حلقوی. من هیدراته با آب کم آبی با قهوه و هیدراته دوباره. سپس من راه من به شروع. فینلی آمد و او پسر من و خواهر کوچکتر من و بچه ها او را می چرخاند خود را در این دوره به استراتژیک دست من آب و انرژی ژل. من صرف برخی از زمان قبل از مسابقه نگرانی در مورد این واقعیت است که من آورده بود دو کفش از کمی اندازه های مختلف اما بیشتر من احساس اعتماد به نفس. اگر روز کامل بود 2:30 بود که ممکن است.

سپس تفنگ رفت و همه چیز رفت و بلا استفاده. آسمان خراش شیکاگو مست من GPS و مانیتور ضربان قلب در آن فنجان بیش از حد. فینلی از من خواست برای اجرای نیمه اول در 5:45 در هر مایل است. من می خواستم ضربان قلب من به زیر 140. اما در حدود سه چهارم از یک مایل در ساعت مچی گفت: من در حال اجرا بود 4:40 سرعت و ضربان قلب من بود 169. من برای اولین بار مایل شناور بدون فن آوری عصا—یک باغ وحش حیوانات کاهش یافته است را به وحشی. اما پس از آن من تو را دیدم ساعت در مایل برای اولین بار نشانگر: 5:45 در بینی. برای بعد از 3 مایل سرعت من ماند همان. ساعت مچی مست بود اما من برگزاری مداوم. در زمان به عنوان در تمام نژادها من احساس خسته اشتباه گرفته و می خواستم به استفراغ و یا رها کردن. اما بیشتر من فقط سعی کردم به تنفس و استراحت و فکر می کنم به عنوان کوچک که ممکن است.

من گذشت نیم در 1:14:59 و سپس برداشت تا سرعت لمس است. توسط مایل 22 قسمت از مغز من جشن بود که من به احتمال زیاد ضرب و شتم 2:30 و نیم دیگر مشخص شد تمام چیزهایی که می تواند در عین حال اشتباه است. سپس در مسیر 25, من سعی کردم به سرعت و به طور ناگهانی احساس به عنوان اگر من در حال اجرا در چکمه های ساخته شده از بتن می باشد.

من احساس لحظه وحشت, نوع شما هنگامی که ماشین خود را برای اولین بار شروع به ترمز بر روی یخ. اما پس از آن من خودم steadied و تلاش برای تمرکز بر روی تنفس و مراقبه الگوی من گاهی اوقات استفاده از در حالی که در حال اجرا—شمارش و در الگوهای سه به پای من ضربه پیاده رو. یک, دو, سه. راست پا و چپ پا و راست پا. یک, دو, سه. سمت چپ و راست و چپ. من فکر کردم در مورد وضعیت و تلاش برای حفظ آرامش از پایه جمجمه من به من پاشنه در و از من استخوان های گونه به انگشتان پا. من خودم یادآوری است که مهم نیست که اگر من به پایان رسید در حداکثر سرعت دویدن تا زمانی که من در نهایت در یک خزیدن.

هدف من هدف به معنای دویدن ماراتن در 9,000 ثانیه و من عبور از خط فقط با 47 یدکی: 2:29:13. تنها یک فرد مسن تر از من رفت و سریع تر آن روز. خانواده من ارسال متون پر از emojis و عشق است. فینلی آمد در حال اجرا را به من تبریک می گویم به جشن و نشان می دهد که داشتن من دیده به هفته قبل و نسبت به پایان مسابقه او نگران من تحت فشار قرار دادند آن را بیش از حد. برای اولین بار او گفت: من تا به حال شبیه من بود واقعا خسته است. من می خواهم آن ساخته شده است. من می خواهم آن را انجام داده. اما در حال حاضر از آن زمان برای متوقف کردن در حالی که برای.

عکس: IKE EDEANI
VI.

پدر تشییع جنازه یکی از دوستان به من گفت که یک داستان از روز به کالج. من تازه-باکسر پدربزرگ, فرانک تامپسون آمده بود برای بازدید از محوطه دانشگاه. هنگامی که پدر من معرفی او به دوست خود من پدربزرگ گفت: “من آرزو می کنم من تا به حال یک پسر قوی و خوش تیپ به عنوان شما.” پدر من تا به حال صرف زندگی خود را در تلاش برای فرار خود را بلندتر و قوی تر ، پاریس میل که پسر خوبی در ورزش منجر شده بود پسر خود را به طور کامل رد ورزشی. در واقع پدر من اغلب گفته دهه بعد از آن بود که او تنها قادر به اجرای واقعا سریع یک بار در پاریس درگذشت. و آن را در واقع دو سال پس از فرانک تامپسون مرگ که اسکات تامپسون زد ماراتن بهترین شخصی که در شهر نیویورک که نیک تامپسون از دست او کفش و یک فنجان آب پرتقال.

من فکر می کردم در مورد پدر من نظر بسیاری به عنوان من در نظر گرفته ایم که چرا مردم سریع تر دریافت کنید و یا چرا من فقط در 2:44 در سن 30 و کمتر از 2:30 در سن 44. ما سریعتر از آنجا که ما آموزش سخت تر و بهبود ظرفیت ما میتوکندری برای مدیریت اکسیژن است. ما سریعتر از آنجا که ما جمع عقل و چوب به روال. و ما سریع تر به این دلیل که ما شکستن موانع در ذهن ما است که ما نمی دانیم که وجود داشته باشد—و احتمالا نمی تواند عبور اگر ما می دانستیم که آنها انجام داد.

بخشی از دلیل من سریع تر بود و تکنولوژی—کفش سنسور و حتی Google doc که من نگه داشته در مسیر. بخشی از آن متمرکز بود مربیگری که منجر به متمرکز آموزش و متمرکز بازیابی. شاید چیزهایی وجود دارد که فرزندان من چندین دهه از هم اکنون را درک خواهد کرد که نمی ظاهری به من در حال حاضر. اما امروز فکر می کنم دلیل من نگه داشته و عدم شکستن 2:40 در سی سالگی من بود که من نمی خواهید به.

تشخيص سرطان کردم و سال من تبدیل به 30 ساخته شده من احساس انسانی برای اولین بار و آن وحشتناک بود. من متقاعد شده بود که حتی اگر من جان سالم به در برد—که من قطعا چیزی دیگری افتضاح خواهد داشت و دفعه بعد یک دکتر قرار دادن دست خود را بر گردن من است. من مشغول به کار در سیمی دفاتر بودند که پس از آن در میدان تایمز و من اجرا-خانه رفت و آمد به بروکلین پایین رودخانه هادسون مسیر دوچرخه سواری. من یک فرد که معمولا متوقف می شود و در طول اجرا, اما یک شب پس از تشخیص اما قبل از عمل جراحی, من تا جایی درست در جنوب چلسی Piers و خیره ظالمانه بیش سرد رودخانه هادسون. من تا به حال کودکان هنوز و من نگران من هرگز خواهد بود. جوان بودم اما احساس به عنوان اگر من لغزش به پایین کوه. من ایستاده بود شاید نیم ساعت قبل از به آرامی و سکندری من دوباره شروع به اجرا در بازگشت به خانه. من فکر می کردم که در مورد لحظه و در مورد آنچه در آن به معنای بیمار در طول احتمالا هر ماراتن اجرا کردم پس.

ممکن است شده اند که چرا من گیر کرده بود در 2:40 ، شاید من صرف نمی کند من سی سالگی مسابقه ساعت; شاید من صرف آنها مسابقه خودم را به عنوان من می خواهم قبل از من مریض شدم. من کاملا مطالب را به ماندن و حتی با آن شخص تا زمانی که من می توانم. من فقط خوشحال بود به رایگان سرطان قادر به انجام چیزی است که ثابت کرد نه تنها که من هنوز زنده بود اما همچنین که سرطان تا به حال نمی کند ،

در برخی از نقطه من شما را متوقف کند. شاید در واقع سقوط 2019 شد و اوج من در حال اجرا زندگی است. من شکست 2:30 و برای همیشه در چشم من فرزند شده اند لحظه ای سریع است. من حتی کمک به الهام بخش یکی از آنها—3-ماه-پیر من یک بار منعکس در زانو من را از طریق شب در حال حاضر سن 9—به انجام خود را آموزش. دو هفته پس از شیکاگو او و من در تکمیل 3.35 مایل دامان چشم انداز پارک با هم. من نگران البته اینکه من فقط ممکن است ایجاد یک بار برای او. ما به فرزندان ما ژن های ما و عشق ما و ما لازم نیست که هر ایده از آنچه در پایان آنها را با آنها انجام دهد. پدر بزرگ من زخم خورده پدر من با تلاش به او فشار به ورزش; پدر من الهام بخش من با در نظر گرفتن من در حال اجرا در اطراف بلوک. شاید یکی از فرزندان من خواهد شد ارسال به تمام یک روز در مورد فشار پدر خود قرار داده و او را به چیزی که او نمی خواهد. یا شاید آنها به شما در پیدا کردن که آنها عاشق ورزش بیش از حد و من تا پایان نوشیدن آب چغندر با نوههایشان.

شروع کردم به صحبت کردن به فینلی دوباره ساخته شده و یکی دیگر از Google doc, با بی رحم برنامه, پنجشنبه, جمعه. آیا من می توانم سریعتر در آینده ماراتن ؟ من نمی دانم, اما من قطعا سعی کنید. همه سه تا از بچه های من هستند واقع بینانه در مورد آنچه در آن به معنی سعی کنید برای رسیدن سریع تر به بدن ضعیف تر می شود هر روز. آنها هیجان زده در مورد آنچه شما می خواهم در 18 یا 28. آنها در حال بالا رفتن از کوه به من راه رفتن پایین.

در تاکسی به فرودگاه پس از شیکاگو من 11 ساله پسر چه هدف بعدی باید باشد.

“2:35” او گفت:.

“2:35?” من از در تعجب شاید فکر او تا به حال به معنای 10 دقیقه سریع تر است.

“شما فکر می کنید شما در حال رفتن به اجرا که سریع دوباره ؟” آمد و پاسخ با چشمان و کامل پوزخند.


هنگامی که شما خرید چیزی با استفاده از خرده فروشی لینک در داستان ما, ما ممکن است کسب یک کمیسیون وابسته. بیشتر بخوانید درباره چگونه این کار می کند.


NICHOLAS THOMPSON (@nxthompson) توسط سردبیر در رئیسسیمی.

این مقاله به نظر می رسد در این موضوع ممکن است. مشترک شدن در حال حاضر.

اجازه دهید ما می دانم آنچه شما فکر می کنم در مورد این مقاله. ارسال یک نامه به سردبیر در [email protected]


بزرگ تر سیمی داستان
  • ویرانگر کاهش درخشان جوان coder
  • وایومینگ در برابر آن باد-طراحی سرنوشت
  • Rivian به برقی کامیون ها به توده ها
  • همه چیز شما نیاز به کار از خانه مانند یک حرفه ای
  • غیر طبیعی پرتره از کاملا متقارن حیوانات خانگی
  • 👁 چرا نمی توانید AI درک علت و اثر ؟ به علاوه: دریافت آخرین اخبار AI
  • ✨ خود را بهینه سازی صفحه اصلی زندگی ما با دنده تیم بهترین میدارد از ربات خلاء به قیمت مناسب تشک هوشمند بلندگو

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>